سفرنامه اختصاصی کارناوالی ها از تهران تا بابلکنار

سفرنامه اختصاصی کارناوالی ها از تهران تا بابلکنار

بوم گردیایرانگردی
شیرگاه
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval

ساکن تهرانیم و گریزان از آن .

به دنبال کوچکترین فرصت برای خارج شدن از #تهران و به دست آوردن آرامش و استشمام هوایی که ترکیباتش چیزی به جز دود و ذرات معلق باشد. همین بهانه کافی است تا هر فرصتی را غنیمت بشماریم و بار #سفر ببندیم و راهی جاده ها شویم.

این بار کوله باری سبک برای یک سفر دو روزه را جمع می کنیم و راهی می شویم ، راهی مقصد همیشگیمان ، شمال…

انتخاب خطه ی سرسبز #مازندران است و دیاری که آن را شیرگاه می نامند.

سفری ساده که تنها لازمه اش عشق است ، عشق به زیبایی و طبیعت و لذت بردن از آن .

فصل تابستان است و زیبایی درختان به حد اعلای خود رسیده؛ هوا هم عالی است ، با وجود آن که شمال را با هوای شرجی تابستان اش می شناسیم شانس با ما یار بود و هوایی بسیار دلچسب را تجربه کردیم.

می خواهیم سفر دو روزه ی کارناوال را به شیرگاه با هم به نظاره بنشینیم ، سفری تصویری که امید است کمی حال و هوایمان را تغییر دهد و روحمان را تازه کند.

همراهمان باشید

تمامی عکس ها و ویدئو های این سفرنامه به جز چند مورد عکس، توسط تیم کارناوال تهیه شده است.

جاده فیروزکوه
photo by m_farokhzad

 دل به جاده فیروزکوه زدیم…

#سفر را از جاده ی زیبای فیروزکوه آغاز کردیم.

پیچ و خم ها را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتیم؛ گاهی مه و گاهی باران را تجربه کردیم .

به خودمان که آمدیم به ناگه دیدیم دیگر از زمین ها و تپه های خاکی خبری نیست ، همه چیز لباس سبز به تن کرده بود و وقتی باد به صورتمان می خورد میشد لطافت هوای شمالی را تجربه کرد.

گاهی جاده تنگ و باریک و گاه به یک اتوبان چندبانده تبدیل می شد که این خود باعث ترافیک مسیر می شد ، ترافیکی که فرصت خوبی بود برای لذت بردن از هوا و مناظر طبیعی و پل ورسک و …

تابلوی به شیرگاه خوش آمدید  که نمایان شد دیگر خود را از خانه کاملا دور دیدیم هر چند تنها ۳ ساعت در مسیر بودیم.

بعد از پشت سر گذاشتن تونلی بزرگ سمت راست باید وارد جاده ی اصلی شیرگاه می شدیم…

جاده فیروزکوه – شیرگاه

جاده فیروزکوه-شیرگاه
photo by rezajafarii_
پل ورسک
photo by Majid Keshavarz

جاده شیرگاه

جاده شیرگاه
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval

مسیر شیرگاه را پیش گرفتیم…

وارد جاده ی #شیرگاه شدیم ، یادمان رفت کجاییم آنقدر مسیر زیبا بود که خستگی و مسافت را فراموش کردیم.

تمام طول مسیر سبز بود و سبز بود و سبز…

جاده ای کمی طولانی که دلت نمیخواست به پایان برسد ، سمت راست جاده تابلویی دیدیم که روی آن نوشته بود ، منطقه تفریحی سد سنبل رود

همان یک نظری که آن را دیدیم کافی بود تا وسوسه مان کند تا اولین فرصت را برای بازدید از این جاذبه ی شیرگاه اختصاص دهیم.

محل اقامتمان  در بخشی از شیرگاه بود با نام بابلکنار. جایی که می شد برای چند روز در آن آرامش گرفت. بافتی نه چندان روستایی اما آرام با مردمانی میهمان نواز.

باید امشب را استراحت می کردیم که روز بعد ، روزی طولانی و مفرح در پیش بود…

جاده شیرگاه
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval
سنبل رود

روز اول سفر ، سد البرز ( لفور )…

سفر عمرش کوتاه است ، ساعت هایش به سان لحظه می گذرد؛ پس باید از تمام لحظات لذت ببریم.

وسوسه ی رفتن به سنبل رود قلقلکمان می داد اما با اتفاق نظر بازدید از سد البرز که محلی ها به آن سد لفور هم می گفتند در شروع برنامه سفر قرار گرفت.

از بابلکنار ، باید به سمت مرکز شیرگاه می آمدیم و تابلوهای سد البرز و دهستان لفور را دنبال می کردیم.

چیزی در حدود ۱ ساعت در راه بودیم ، راهی خاکی و جنگلی که در نهایت ما را به سد لفور یا همان سد البرز ، می رساند. باید راه بلد باشید یا از محلی ها کمک  بگیرید تا جاده ی فرعی سد را پیدا کنید و از آنجا به بعد است که به سمت پایین و سد می روید.

سدی که بر روی بابلرود بنا شده است و جاده ای خاکی و پر پیچ و خم دارد و باید کمی صبور بود تا سد و زیبایی هایش رخ بنماید.

هر پیچ جاده را که می پیچی ، سد بیشتر نمایان می شود ، پهنه ای سبز از آب که انعکاسی زیبا از جنگل اطرافش دارد.

با خوش شانسی تمام جای پارک مناسبی پیدا کردیم و وسایل را برداشتیم و به سمت سد به راه افتادیم.

مسیر خاکی منتهی به سد البرز

جاده سد البرز
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval

دور نمای زیبای سد البرز که همچون یاقوتی کبود میان درختان و کوه ها می درخشید

سد لفور
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval

سد البرز ، فرشی سبز در دل کوه

شاید بهتر بود نامش را دریاچه ی لفور میگذاشتند چرا که موقعیت سد به طوری است که یادت می رود با یک سد روبرویی.

جاده که تمام شد باید به سمت راست بروی، از میان درختان چیزی شبیه به فرشی سبز رخ می نماید ، آنقدر آب صاف و آرام و سبز است که تو را یاد فرش می اندازد اما این همان دریاچه ی پشت سد است.

زیبا و آرام ، امواجی کوچک دارد که آرامش را پس می زند ، آسمان هم با ما همراه است ، ابری و مه گرفته…

تنها چیزی که به ذهن می رسید لذت از زیبایی و آرامش سد بود.

اطراف آب را درختانی سبز احاطه کرده بودند

سد البرز
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval

به دلیل تپه ای بودن اطراف سد ، قبل از رسیدن به کنار آب سد با چنین دورنمای زیبایی مواجه خواهید شد

سد البرز
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval

این همه زیبایی ، این همه آرامش ، مگر می شود لذت نبرد

سد البرز شیرگاه
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval
سد البرز شیرگاه
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval
سد البرز شیرگاه
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval

ویدئویی اختصاصی کارناوال از سد البرز را از دست ندهید

در حال بارگذاری ویدئو ...


در مسیر سنبل رود 

تا ظهر را که سد لفور بودیم و بعدازظهر به سد سنبل رود رفتیم.

آن آسمان ابری همچنان همراهمان بود و معلوم بود که دیگر نمی تواند بغضش را تاب بیاورد. 

وارد منطقه تفریحی سنبل رود شدیم.

مسیر پیاده روی که در منطقه ساخته شده بود بهترین مسیر بود برای قدم زدن در کنار دریاچه سد و لذت بردن از زیبایی های آن …

قدم در مسیر گذاشتیم و به دنبال کشف انتهای مسیر راهی شدیم…

سنبل رود
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval
سنبل رود
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval

سد سنبل رود ، بهشت گمشده

قدم زنان مسیر را طی کردیم و به انتها رسیدیم ، با این که روز تعطیل بود ، هیچ کس در آن جا نبود ، اکثرا قایق سواری را به این پیاده روی لذت بخش ترجیح میداند.

انتهای مسیر دیواره ی انتهایی سد بود که اگر حالت باتلاقی آن را درنظر نمیگرفتی و قدم روی دیواره ی کمی خطرناک آن می گذاشتی ، به جنگلی بکر میرسیدی، همان کاری که انتخاب ما بود.

جنگلی بکر و زیبا که  انگار از آن منطقه جدا بود، هیچ صدایی جز صدای پرنده ها شنیده نمی شد… دلت میخواست بمانی اما آسمان گرفته تر شده بود و بوی باران می آمد…

مسیر پیاده وری سنبل رود

مسیر پیاده روی سنبل رود
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval
مسیر پیاده روی سنبل رود
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval
مسیر پیاده روی سنبل رود
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval

نمایی از سنبل رود از داخل جنگل انتهای مسیر

جنگل سنبل رود
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval

ویدئوی اختصاصی کارناوال از سنبل رود ، زیبایی در قاب تصویر

در حال بارگذاری ویدئو ...


باران ، باریدن گرفت…

#جنگل را ترک کردیم و به سمت پارکینگ مجموعه به راه افتادیم ، اما دیگر باران ، باریدن گرفته بود و زیبایی را دوچندان کرده بود ، باران در فصل تیرماه در شمال ، از آن باران های گرمسیری که عجیب می چسبد. 

آنقدر همه چیز زیبا بود که وصفش نمی تواند آن حس را منتقل کند ، باید خودت بروی و تجربه کنی…

یک طرف قطرات باران که آب آرام سد را به وجد می آوردند و از طرفی مه ای که منطقه را فرا گرفته بود ، دلت می خواست فقط نفس بکشی ، نفس عمیق…

باران در سنبل رود
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval

ماجراجویی در بابلکنار

باران ، حسن ختام روز گذشته بود و اما پایان نیافت و ادامه داشت .

قرار شد روز دوم را به ماجراجویی در بابلکنار بگذرانیم.

اکثر کوچه های منطقه ی بابلکنار به صورت ولایت ۱ ، ولایت ۲ و … نامگذاری شده است ، به صورت تصادفی ، و البته پیاده دل به ولایت ۱۰ زدیم.

اول مسیر چیزی نظرمان را جلب نکرد تا اینکه کم کم بافت روستایی و مزارع برنج بیشتر نمایان شد. در مسیر رفت ، هوا صاف بود اما کمی بعد بارش باران شروع شد ، بارانی که برای چند دقیقه کوتاه میهمانمان بود و خیلی سریع جای خود را به یک آسمان با ابرهای در هم تنیده داد.

قدم در مسیری باریک و سرسبز که زیبایی اش تمامی نداشت گذاشتیم و تنها پیاده روی کردیم و از سکوت و زیبایی منطقه لذت بردیم.

شرایط آب و هوا  باعث شد مناظر  زیبایی را ببینیم ، شالیزارهای برنجی که قطرات آب روی آنها سنگینی می کرد و قامتشان را خم کرده بود و ابرهایی که انگار با دستانی هنرمند روی بوم آبی آسمان نقاشی شده بودند . قطرات بارانی که میهمان گل ها شده بودند و زیبایی منطقه را دوچندان کرده بودند.

تنها زیبایی بود و آرامش و بوی خوش هوای تازه که دلت می خواست با خودت به #تهران بیاوری ، دیگر ساعات پایانی سفر بود و این غروب و آسمان ابری در عین زیبایی کمی دلگیر هم بود…

بابلکنار شیرگاه
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval

شالیزارهای برنجی که زیبایی منطقه را دوچندان کرده بودند

شیرگاه
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval
شیرگاه
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval

باران که بارید ، قامت شالی ها زیر سنگینی قطرات باران خم شد 

شیرگاه
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval
شیرگاه
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval

قطرات  باران میهمان گل ها شدند

شیرگاه
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval

راست می گویند که عمر سفر کوتاه است…

هر چه بود تمام شد ؛ راست می گویند که عمر سفر کوتاه است اما خوشحال بودیم که از تمام لحظاتبه بهترین شکل بهره برده بودیم.

کوله بار سبکمان را جمع کردیم و راهی تهران شدیم.

وقتی از شمال بر می گردی ، یکهو به خودت میایی و میبینی دیگر اثری از آن جنگل ها و سرسبزی نیست و جایش را آسمانی دود گرفته پر کرده…

اما باید عاشق و ماجراجو بود و هر از چندگاهی حتی برای یک یا دو روز هم که شده دل به طبیعت زد تا روحمان تازه شود ، تا قدرت خداوند را به خودمان یادآوری کنیم و برای نعمت های طبیعی بی شماری که داریم خدا را شاکر باشیم.

شیرگاه
photo by Mahsa Mehrabi | karnaval

سخن آخر

از این که با تیم کارناوال در این سفر کوتاه همراه بودید ، از شما ممنونیم.

اگر شما هم خاطره ای از سفرهایتان دارید ، و یا جای بکری را می شناسید به ما معرفی کنید تا از مقصد مورد نظر شما مطلبی تهیه اختصاصی تهیه کنیم.

نظرات و تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

 دیدگاه ها

  • علی
    ۰
    ۰

    دست مریزاد خیلی خوب بود من خودم بچه همونجام عکساتون خیلی خوب بود
    ممنون از تیم کارناوال که زیبایی هارو همون جور که هست نشون میده

پاسخ دهید

موارد مشخص شده با * الزامی هستند.

This is search results
در حال بارگذاری ...