ایران از نگاه یک غیر ایرانی : ایران یعنی امنیت، آزادی

اخبار گردشگری

‘ امنیت فوق العاده، آزادی، جامعه ای پویا، توسعه و پیشرفت، مدرن و تمیز، مردمی مهربان و …. ‘

این ها بخشی از توصیفات یک شهروند پاکستانی با نام ‘ نُعمان’ است که به ایران سفر کرده؛ سفری که او می گوید یکی از بهترین تجربه هایش بوده است.

صحبت هایش در مورد ایران هم تلخ است و هم شیرین؛ تلخ از آن جهت که رسانه های بیگانه چه تصویر بدی از ایران و ایرانی حتی در ذهن پاکستانی ها به جای گذاشته اند و شیرین آن که سفر ۸ روزه ی نعمان به ایران، واقعیت را فاش می کند و نشان می دهد این ها تبلیغاتی سوء نسبت به ایران است. شیرینی های این سفر برای این شهروند پاکستانی تا حدی است که او از این سفر با عنوان بهترین سفر خارجی اش یاد می کند.

او در صحبت اش با خبرگزاری ایرانا می گوید :

‘آنچه به چشم در مدت اقامت چند روزه در تهران دیدم، با تصویری که رسانه های خارجی در ذهنم درباره ایران ساخته بودند، زمین تا آسمان فرق داشت.’

این جملات بخشی از گفت و گوی تلفنی خبرنگار ایرنا با ‘نُعمان’ است.

نعمان در رشته ارتباطات و مخابرات تحصیل کرده است و به واسطه ی شغلش و برای شرکت در نمایشگاه ها و سمینارهای مختلف، به کشورهای زیادی سفر  کرده است. در همین راستا او چندی پیش برای شرکت در سمینار ‘انجمن بین المللی تله کام’ (International Telecommunication Union) به تهران سفر کرده بود؛ سفری کاری که فرصتی را برای بازدید از تهران و زیبایی هایش را برای او فراهم کرد.حاصل گشت و گذار او در تهران، این شد که او از این به بد به هموطنانش ایران برای سفر پیشنهاد کند.
جالب است بدانید که او سفرنامه ای از سفرش به تهران را در قالب یک مقاله در یکی از روزنامه های انگلیسی زبان پاکستان (DAWN) به چاپ رسانده است.
خبرنگار ایران، در مورد این شهروند پاکستانی کنجکاو شد و بعد از به  دست آوردن شماره تماس وی، با او در مورد سفر به صورت تلفنی صحبت کرد.

نعمان سفر خاطره انگیزش به تهران را اینطور توصیف می کند : 

تقریبا تمام آنچه در تهران مشاهده کردم، هیچ یک برایم قابل تصور نبود. در هتل ها خبری از نیروهای امنیتی و دستگاه های چک و کنترل میهمانان نبود. اصل تصور نمی کردم تهران شبکه قطار زیرزمینی آن هم تا این حد پیشرفته داشته باشد. خیابان ها و پارک های فوق العاده تمیز تهران بسیار لذت بخش بود.
کودکی ۹ ساله بودم که برای نخستین بار به ایران سفر کردم. سفر که نه، توقفی کوتاه در فرودگاه مهرآباد در مسیر سفرم به همراه خانواده از پاکستان به انگلیس. تنها فرصت داشتم تا از پنجره هواپیما، گوشه هایی از تهران را از آسمان ببینم و در حافظ کودکی ام، به خاطر بسپارم. به یاد دارم که چند روز پس از آن سفر کوتاه، در ایران رژیم شاه سقوط کرد و آیت الله خمینی(ره) رهبری ایران را بدست گرفت.
سال ها گذشت تا اینکه چند هفته پیش، برای شرکت در سمیناری در تهران دعوت شدم. با خود فکر کردم با توجه توصیف و تصویری که رسانه ها (خارجی) از ایران منعکس می کنند، سفر کردن به این کشور همسایه ارزش دارد یا نه. به هرحال تصمیم گرفتم بروم. راهی فرودگاه شدم و با چمدانی کوچکی در دست، سوار هواپیما شدم.
آنچه در تهران به چشم دیدم، تمام ساخته های ذهنم درباره ایران و جامعه این کشور را ناگهان متحول کرد. درست برعکس آنچه شنیده بودم یا خوانده بودم، ایران کشوری آزاد با جامعه ای پویا و فعال است.
به عنوان کسی که سفرهای زیادی به نقاط مختلف جهان داشته، به جرات می گویم ایران یکی از بهترین کشورهایی بوده که تا کنون سفر کرده ام.
اولین چیزی که برایم جالب بود، وقتی به فرودگاه امام خمینی(ره) رسیدم، مسئولانی که گذرنامه و مدارک من را کنترل می کردند، اصلا سوالی در باره دین و مذهبم از من نپرسیدند. این نشانه تمدن و پیشرفت فرهنگی و اجتماعی یک کشور است که بجای ملاک قرار دادن مذهب و قومیت، انسانیت و روابط انسانی را ملاک قرار می دهند.
بیرون از فرودگاه، راننده ای خیلی سرحال، شیک پوش و خوش سیما منتظر ما بود. ما را به هتل برد و از سوی مهمانداران هتل، به گرمی مورد استقبال قرار گرفتیم.
تهران، شهری مدرن، با طراحی زیبا و با آسمان خراش های فراوان است. بسیار تمیز و پاکیزه. حتی یک ذره زباله در خیابان ها ندیدم. شاهد بودم که هر نیمه شب تا نزدیک صبح، افرادی که مسئول پاکیزه سازی شهر بودند، با لباس های فرم مخصوص، برای پاکیزگی شهرشان زحمت می کشیدند و هنگام صبح، همه چیز برای رفت و آمد و فعالیت روزمره مردم در شهر، تمیز و مهیا بود. ایران را بخاطر مسائل مختلف از جمله پاکیزگی، الگوی بسیار خوبی برای پاکستان یافتم.
ترافیک اگرچه گاهی سنگین، اما منظم است. همه قانون را رعایت می کنند. در بسیاری از خیابان های تهران، یک خط ویژه برای تردد اتوبوس های عمومی درنظر گرفته شده است؛ وسایل حمل و نقل عمومی ارزان که با استفاده از آن می توان به هرنقطه از شهر دسترسی یافت.
در تهران، برای سفر به نقاط مختلف شهر، از شبکه قطار زیرزمینی هم می توان استفاده کرد. قطارهایی تمیز، سریع، مجهز به سیستم تهویه هوا و با بلیت ارزان که با مدرن ترین شبکه های قطار زیرزمینی در جهان قابل رقابت است.
نقشه شهر، ایستگاه ها و مسیرهای اتوبوس ها و قطارهای شهر، از طریق تلفن های همراه هوشمند در دسترس است و به دلیل قرابت و شباهت های زبان فارسی و اردو، خواندن این نقشه ها و پیدا کردن مسیر کار چندان سختی نیست.
راستی، نمی توان درباره ایران حرف زد اما اشاره به غذاهای خوشمزه و بی نظیر ایرانی نکرد. شخصا، به عنوان کسی که حسابی به غذا و خورد و خوراک اهمیت می دهم، عاشق غذاهای ایرانی شدم. فهمید که غذاهای کم فلفل و کم ادویه اما فوق العاده خوشمزه هم وجود دارد.
یک صبحانه ایرانی، شامل مقداری نان، پنیر، کره، عسل، خرما، زیتون، شیر، تخم مرغ و چای است.
ایرانی ها تبحر منحصر بفردی در طبخ انواع کباب ها دارند. کباب کوبیده ، جوجه کباب، کباب برگ… هنوز هم مزه این غذاهای ایرانی را زیر زبان حس می کنم. فوق العاده است. باقالی و پلو و قرمه سبزی هم که دیگر جای خود دارد. در ایران باشی و بخواهی غذای ایرانی میل کنی، دوغ را نباید از دست بدهی.
رستوران ها در ایران بسیار تمیز و کاملا بهداشتی است و حتی رستوران های کنار جاده ها، کاملا تمیز است و اصول بهداشتی در آن کاملا رعایت شده.
شهر تهران جاهای دیدنی زیادی دارد و اقامت هشت روزه من در این شهر، برای دیدن همه جا کافی نبود. کاخ های تاریخی، مساجد و مقبره های بجا مانده از تاریخ کهن ایران بسیار دیدنی است.
تهران پارک های فراوان و زیبایی دارد که جای بسیار مناسبی برای قدم زدن، نشستن و استراحت است.
یکی از نقاط دیدنی در مرکز تهران، بازار بزرگ تهران است. بازاری به معنای واقعی ‘بزرگ’ که تقریبا هرچه برای رفع نیازهای روزمره بخواهی، می توانی آنجا پیدا کنی.
گذشته از جاهای دیدنی تاریخی و سنتی، تهران بناهای جدید و مدرن زیادی دارد. برج میلاد با ارتفاع ۴۳۵ متر به عنوانی یکی از بلندترین برج های جهان، یکی از آنها است. برج میلاد فروشگاه های بزرگ و مدرن، رستورانی بسیار شیک و تمیز دارد و تماشای غروب آفتاب از آن بالا، منظره ای بی نظیر و فوق العاده است.
تهران موزه های زیادی دارد و تقریبا برای هر موضوع، یک موزه جداگانه در این شهر هست. این نشان می دهد که ایرانی ها ارزش زیادی به تاریخ خود قائل هستند و این هم چیزی است که پاکستان باید آن را یاد بگیرد.
وقتی با تعدادی از مردم آنجا آشنا شدم، عشق و علاقه ام به ایران چند برابر شد. مردمی خونگرم و میهمان نواز. قبل از اینکه به ایران سفر کنم، مرا ترسانده بودند که ایرانی ها از سنّی ها و پاکستانی ها بیزارند. اما نه تنها به بی اساس بودن این حرف ها پی بردم، بلکه آنچه با چشمان خود شاهد بودم، ایران جامعه ای با مردم متمدن، با سواد و پیشرفته بود.
مثلا، وقتی سوار یک تاکسی شده بودم، راننده تاکسی متوجه شد که پاکستانی هستم و از روی لطف و میهمان نوازی، از من کرایه نگرفت.
مورد دیگر، در ایستگاه مترو، اشتباهی سوار قطار دیگر شده بودم اما فردی به نام ‘حامد’ کمک کرد تا مسیر را پیدا کنم و سوار قطار مورد نظر شوم. مرا به طرف نقشه ای در ایستگاه مترو برد و از روی نقشه با صبر و حوصله، مسیر مورد نظرم را برایم توضیح داد تا بتوانم راه برگشت به هتل را پیدا کنم. شماره تلفنم را به او دادم و حتی بعد از یک ساعت با من تماس گرفت تا مطمئن شود که به مقصد رسیده ام.
در یک مورد دیگر، در یک قنادی، از من با بستنی رایگان پذیرایی کردند چون من یک توریست یا یک میهمان بودم.
در یکی از موزه ها هم یک آقای محترم توضیحات را برایم به انگلیسی ترجمه کرد و البته مدیر هتل را هم نباید از قلم بیاندازم که انصافا یک ساعت تمام به من کمک کرد تا بتوانم تلفن همراهم را فعال کنم.
آنچه رسانه های خارجی درباره ایران می گویند، چهره ای وارونه از ایران است و تنها اگر یک بار میهمان مردم ایران باشید، ایران و ایرانیان واقعی را درک خواهید کرد.
ای کاش فرصتی بیشتر داشتم تا بتوانم سری هم به شهرهای دیگر ایران بزنم. دوست دارم بار دیگر به ایران سفر کنم و این بار، فقط به عنوان یک گردشگر بروم تا بتوانم لذت بیشتری از ایران و زیبایی هایی آن ببرم.
توصیه من به تعداد زیادی از مردم کشورم که همه ساله برای تعطیلات به کشورهای دور سفر می کنند، این است که دفعه بعد که قصد دارند، ایران را در نظر داشته باشند و یقین بدانند که پشیمان نمی شوند و لذت فوق العاده خواهند برد.

سفر یک پاکستانی به تهران
سفر یک پاکستانی به تهران
سفر یک پاکستانی به تهران

#اخبار روز گردشگری را در کارناوال دنبال کنید.

 دیدگاه ها

تا کنون دیدگاهی برای این نوشته منتشر نشده است.

    پاسخ دهید

    موارد مشخص شده با * الزامی هستند.

    This is search results
    در حال بارگذاری ...