از کودکی در میانه زمستان کارتون های تلویزیونی بسیاری دیدیم که بچه هایی موبور با اشتیاق از هدیه های پاپا نوئل حرف می زدند و می خواستند هر چه زودتر به تخت خواب بروند تا این بابابزرگ قرمز پوش و مهربان با گوزن ها و سورتمه جادویی اش هدیه ها را بیاورد و پای درخت کریسمس بریزد. شاید شما هم همان طور دست به زیر چانه محو رویا شدید و دلتان میان آویزهای رنگین درخت کریسمس گیر کرد و سرودهای نامفهوم و شاد سال نوی میلادی در سرتان تکرار شد و کادوهای زروق پیچ شده بچه ها چشمتان را گرفت و دلتان خواست شما هم قدری در این شادی شریک شوید.

از آن زمان و آرزوهای کودکی ام بسیار گذشته اما کریسمس و شب سال نو میلادی چون رویایی گرم و کمرنگ به خاطرم می آید، انگار من هم همیشه یکی از کودکان شاد فیلم ها بودم که با ذوق بالا و پایین می پریدند و منتظر هدیه بعدی بودند. هر چند جشن باستانی نوروز همیشه عطری شیرین داشت و جایش را هیچ چیزی نتوانست پر کند، اما تصاویر سحرآمیز و رنگین کریسمس هنوز هم وسوسه کننده به نظر می رسند.

امروز کارناوال همسو با هموطنان ارمنی خودش لباس شادی بر تن کرده، برای جشن سال نو میلادی آماده می شود و برای این اتفاق فرحبخش، گرم دوستان و آشنایان خودش را در آغوش می کشد.

اما جدا از تمام شکل و شمایل جذاب کریسمس که بارها دیده اید، از این واقعه مهم مسیحیان و مردمان دیگر کشورها چه می دانید؟ می دانید که کریسمس نخستین بار کی اهمیت یافت و یا بابانوئل از کجا در میان فرهنگ مسیحیان سر درآورد؟

همراه کارناوال شوید و بار دیگر به میان رویایی کودکانه و شیرین فرو روید و کمی از کریسمس بیش تر بدانید.

زمستان که می آید، طبیعت لباس سپیدش را بر تن می کند

با آمدن زمستان گویی زنگ آخر به صدا در آمده، زنگ آخری که می گوید چیزی تا پایان سال باقی نمانده است… ولوله ای به جان همه می افتد تا خود را برای پایان سال آماده کنند و به بهترین شکل ممکن به استقبال سال نو بروند. ایرانی ها بنا به سنت قدیمی شان در روزهای پایانی اسفند ماه، بساط سفره هفت سینشان را آماده می کنند. اما این مقدمات در میان هموطنان مسیحی متفاوت است. آنها بنا به سنت قدیمی خود، به جای برپایی سفره هفت سین، درخت کریسمس را برپا می کنند. درخت کریسمس چون نگین سبزی است که در فضای سرد و کم روح زمستان، در خانه ها می درخشد و با آوایی فرحبخش «سرود امید» را برای همگان زمزمه می کند. با مهربانی تمام طراواتش را هدیه می دهد و در آستانه شروع سرد سال، نویدبخش روزهای سبز و بهاری است.

بی شک درخت کاج و همیشه سبز کریسمس با تزئینات رنگارنگ و آویزهای جذابش، یکی از محبوب ترین بخش ها و نمادهای جشن شروع سال مسیحیان و تعطیلات سال نوی میلادی است. در شروع سال جدید ، کودکان با شوق آرزوهای رنگین خود را از آن می آویزند تا نقاشی مصوری باشد از همه خواسته ها؛ و سال نو را با امید و به شکلی متفاوت رقم میزنند. درخت کریسمس تنها یک درخت نیست چرا که به شمع محفل بدل می شود و هر ساله تمام اعضاء خانواده را دور هم جمع می کند تا لبخند و آغوش گرم خود را به یک دیگر هدیه دهند.

در کنار شومینه بنشینید، به زنگوله ها و چراغ های رنگین کریسمس نگاه کنید و داستان درخت کریسمس را به روایت کارناوال بشنوید.

درخت کریسمس

گیسوی سیاه یلدا بر سرخ ها و زردها می گسترد تا آن همه تلألو رنگ و تقلای برگ را به سکوت و آرامش برف فرا خواند. خط پایان طلایی پاییز برای راهی شدن به سرزمین سپید… . شب آرامی که با طمأنینه، رهسپار شدن و از راه رسیدنی را هم زمان شاهد است. ظلمت باشکوهی که نیاکانمان بزرگش داشته اند و فرصتی نیکو دانسته اند برای لذت حضور. آن را با سرخی انار در سفالینه های آبی و غزل حافظ پیوند زده اند و با گرمای وجودشان فصل رنگ را بدرقه کردند و این میراث گران مایه  و سنت زیبا را در ریشه های فرهنگیمان به یادگار نهادند.

یلدا شبی برای با هم بودن…برای آنکه یاد بگیریم می توانیم با خانه ای گرم از محبت به استقبال سرمای زمستان برویم. می توانیم در کنار هم خاطرات خوشی برای خود بسازیم و کام خود را برای روزهای باقیمانده از سال شیرین نگاه داریم.

یلدا می آید تا به ما ثابت کند چراغ عشق هنوز هم در میان قلبهایمان فروزان است و دستهایمان را گرم نگاه می دارد. همه گرد هم می آییم و این جشن کهن ایرانی را به زیبایی هر چه تمام تر برپا می داریم.

همراه کارناوال باشید تا با هم نگاهی به آئین شب یلدا و تاریخچه آن بیاندازیم.

همیشه شنیده ایم که منطقه ی بین النهرین و خاورمیانه مهد تمدن دنیا هستند و غنی ترین فرهنگ را در میان جهانیان دارند، اما به راستی از آداب، فرهنگ و رسوممان چه می دانیم، شاید زمان آن فرا رسیده که کمی تاریخ را ورق بزنیم و با گذشته ی پر فراز و نشیب خود آشنا شویم.

شاید خواندن کتب قطور تاریخی کار دشواری باشد و هر کسی به آن علاقمند نباشد، برای همین در کارناوال می خواهیم آرام آرام با آداب و رسوم و تمدنمان بیشتر آشنا شویم، رسومی که هنوز هم طرفدار دارند و بسیاری از همان آداب گذشتگانمان امروزه گردشگران خارجی را به خود جلب می کنند.

ایران، افغانستان، پاکستان، ترکیه، آذربایجان و حتی کشورهای عربی آداب و رسوم بسیار شبیه به هم دارند و عمق این موضوع را زمانی بیشتر متوجه خواهید شد که نگاهی به رفتار و فرهنگ ملی آن ها بیندازید. این بار می خواهیم به افغانستان سفر کنیم، کشوری که به دلیل ناآرامی های سیاسیش کمتر مورد توجه و بررسی فرهنگی قرار می گیرد. از جالب ترین آداب فرهنگی افغانستان مراسم و یا ورزش بُزکِشی است؛ ورزشی که آن قدر خاص و شگفت انگیز است که باعثث شده توریست ها از سراسر دنیا به افغانستان بروند و این بازی را از نزدیک ببینند.

بزکشی از معدود ورزش های کهن افغانستان است که تا به امروز اجرا می شود، پس با کارناوال همراه شوید تا به کشور همسایه و هم جوارمان افغانستان سفر کنیم و بیشتر با ورزش ملی بزکشی آشنا شویم.

هالووین است و هزاران داستان نگفته…

هالووین است و لباس های رنگارنگ…

هالووین است و عقایدی به درازای تاریخ…

جشنی سراسر شور و هیجان. می خواهیم امروز هالووینی شویم، همراه با هم لباس های عجیب و غریب و ترسناک به تن کنیم و آماده ی شرکت در مراسمی مملو از وحشت شویم.

تصورتان از جشن هالووین چیست؟ عموما می دانیم که در این مراسم شرکت کنندگان خود را شبیه جادوگران می آرایند و در کوچه و خیابان قدم می زنند و سعی می کنند یکدیگر را بترسانند، همه جا را با کدوتنبل های ترسناک تزیین می کنند و به کودکان شرینی و شکلات تعارف می کنند. اما پشت این مراسم مشهور و محبوب داستان های پر رمز و رازی نهفته، عقایدی وسوسه انگیز اما جذاب.

جالب اینجاست که حتی بسیاری از مردمان شرکت کننده در هالووین نمی دانند که داستان برپایی این جشن باشکوه چیست، شاید هم این مراسم تنها برای دور هم بودن و شادی کردن برپا می شود، نمی دانیم… باید در این جشن حضور پیدا کنیم و از نزدیک با آداب و رسومش آشنا شویم.

با کارناوال همراه باشید، لباس های هالووینیتان را بپوشید، کلاه هایتان را بر سر بگذارید و بیایید…

امروزه با پیشرفت تکنولوژی و فناوری و ازدیاد شهر نشینی اغلب از فرهنگ و تمدن گذشتگانمان فاصله گرفته ایم و حتی شاید اطلاعات چندانی در رابطه با آداب و رسوم آنان هم نداشته باشیم. این داستان غم انگیزی است که متاسفانه اغلب ما با آن دست و پنجه نرم می کنیم.

اما در جای جای دنیا هنوز هم قبایل و اقوامی هستند که رسومات کهنشان را حفظ کرده اند و با تعصب زیادی همانند پدرانشان زندگی می کنند. کارناوال تصمیم گرفته است نزد این قبایل قدیمی برود و با آداب و رسومشان آشنا شود. قطعا نکات جالبی در شیوه ی زندگی آنان وجود دارد که هنوز هم می تواند راهنما و الگوی ما باشد.

مردمانی را برگزیدیم که محل زیستشان در نقطه ای دور افتاده در کشور پاکستان است. این ملت که هنوز هم کاملا مانند اجدادشان امرار معاش می کنند کالاش نام دارند؛ قومی با آداب و رسوم و اعتقادات جالب و فوق العاده که ریشه ای آریایی دارند.

همچنان با کارناوال همراه باشید تا سفری پر محتوا به کشور دوست و همسایمان پاکستان داشته باشیم.

در ایام محرم همه مردم ایران غرق در ماتم و عزا می شوند.

به هرکوچه و برزنی که می روی بوی محرم و حماسه ی عاشورا می آید.

اقوام مختلف، در دیارشان گرد هم می آیند و همه با هم برای شهادت سالار شهیدان و یاران باوفایش به سوگواری می پردازند. اما هرکدام  به شیوه مرسوم شهر و دیار خود.

اقوام جنوبی کشور پهناورمان، نیز عزاداری های پر شور و بی ریایی را برگزار کرده و این روزها زندگی خود را وقف امام شهیدشان می کنند. دمامه زنان و سنج زنان با نت های عاشوراییاشان چنان شوری در دل سینه زنان می اندازند که گویی امروز محرم سال ۶۱ هجری است و اینجا سرزمین کربلا..

خوزستان یکی از استان های جنوبی ایران است که  به خاطر وجود قومیت های و فرهنگ های گوناگون، عزداری های متنوع و متفاوتی دارند. به خوزستان برویم و با برخی از این آداب و سنن اهالی خوزستان آشنا شویم.

با کارناوال همراه شوید…

آرام آرام محرم خود را با کوله باری از گفته ها و نا گفته ها رساند و غم و غربت هجران را در شهر پراکند.

این روزها در هر کوی و برزنی بوی محرم می آید و از عزادار و سیاهپوش بودن شیعیان می گوید.

آری، ماه حزن و اندوه، ماه ورود علی بن الحسین (ع ) و یاران باوفایش به سرزمین کربلا آمد. در سال های کنونی، سعی می شود که شیعیان در این روزها به بحث و تفکر در مورد  فلسفه قیام امام حسین (ع) بپردازند و با عزاداری هایی مناسب شأن آل طاها، غم و اندوه خود را در این مصیبت عظیم  نشان دهند.

اما  در گذشته هموطنان ما کمی متفاوت تر از امروز عزاداری می کردند و آداب و رسوم خاص شهر خود را در این ایام اجرا می کردند.

تهران یکی از شهرهایی است که مردمانش برای ایام محرم  آداب و رسوم بسیاری داشتند، که برخی از آن ها مغایر با آموزه های اسلامی بوده  و مراجع شیعی آن ها را منع کرده اند.

امروز با هم به تهران قدیم برویم و کمی با آداب و رسوم مردم در این ماه آشنا شویم.

با کارناوال همراه شوید.

محرم در تهران

جامعه ای را تصور کنید که بانوان آن تقریبا کنترل همه چیز را در دست دارند و در طبقات جامعه ی خود نسبت به مردان در مرتبه ی بالاتری قرار گرفته اند. شاید برای شما کمی درکش سخت باشد که چگونه ممکن است چنین مردمانی وجود داشته باشند. منظور این نیست که جامعه ی مرد سالار خوب است بلکه زن سالاری نیز خوب نیست. به احتمال زیاد شما نیز موافق تعادل میان ارزش های مردان و زنان در یک اجتماع باشید. آیا این امکان وجود دارد؟

در این مطلب سری می زنیم به قوم مینغکاباو که یکی از اقوام کشور اندونزی محسوب می شوند و در سوماترای غربی زندگی می کنند.

از ویژگی های این قوم باید به زن سالاری یا مادر سالار بودن آن ها اشاره کرد که ریشه ای تاریخی دارد و باز می گردد به سال های پیش، زمان شکل گیری اولیه قوم مینغکاباو در اندونزی.

با کارناوال همراه باشید در این سفر جالب و متفاوت به کشور اندونزی و سوماترای غربی.

افسانه ها بهارِ سال ۱۲۰۶ را روایت می کنند که به دستور چنگیز خان در جلگه وسیع مغولستان، یکی از بزرگ ترین اجتماعات مغولی گرد آمد و قبایل مغول هفته ها در کنار یک دیگر به رقابت و مسابقه پرداختند. هم اکنون اما امپراطوری مغول ها به خاطره ها پیوسته است و از آن شکوه چیزی نمانده است، اما ایده استفاده از رقابت های میان عشیره ای، آن قدر جذاب و فوق العاده است تا بتواند دوباره پا به عرصه حیات بگذارد و عشایر سرتاسر جهان را در کنار یک دیگر گرد آورد و دوستی هایی عمیق و روابط صلح جویانه ایجاد کند.

امروزه با حمایت مالی و میزبانی جمهوری قرقیزستان، در چند روز گذشته شاهد یکی از بزرگ ترین، جالب ترین و جدیدترین مسابقات جهانی بودیم؛ مسابقات جهانی عشایر!

مسابقاتی که نمایش اعجاب انگیز و جالبی از تاریخ عشایر، فرهنگ این مردمانِ خاص و آداب زندگی آن هاست. آدابی که شاید تا به حال هیچ از آن نشنیده اید و لباس های رنگارنگی که هیچ گاه وجودش را متصور نمی شدید. آمیزه ی جالبی از فرهنگ ها پیش روی شماست!

همراه با کارناوال به سرزمین قرقیزستان و مسابقات جهانی عشایر بیایید و از نزدیک به تماشای حیرت انگیز این رقابت ها بپردازید.

گاهی عقاید و تمدن های کهن آن قدر جذاب هستند و با تفکر و اندیشه خلق شده و ادامه یافته اند که پس از گذشت قرن ها از آن ها هنوز هم طرفداران زیادی دارند و عده ی زیادی راه و روش اجدادشان را هنوز هم دنبال می کنند.

برخی از این عقاید جزئی از فرهنگ ، آداب و رسوم و زندگی روزمره ی آن ملت شده اند و همه ساله با یادواره و جشنواره هنوز هم جشن گرفته می شوند و حتی بعضی از این جشنواره ها که ریشه در عقاید کهن دارند آن قدر در سراسر جهان محبوب شده اند که به قطب گردشگری تبدیل شده اند.

یکی از جشنواره هایی که در اروپا بسیار محبوب است و بر گرفته از عقاید آلمانی ها است ، جشن شب جادوگران می باشد ، در این شب همه لباس هایی شبیه به جادوگران به تن می کنند و ادعا دارند جادوگر هستند ، این شب شبی پر از شادی و تفریح است.

امروز کارناوال می خواهد به این جشن سری بزند و با آداب و رسوم و ویژگی های آن آشنا شود با کارناوال همراه باشید که قرار است در جشنی جذاب و دیدنی شرکت کنیم.

کلمات کنار هم قرار می گیرند و می شوند شعر . همین شعرها  وقتی که با نوایی آهنگین زمزمه می شوند جلوه گاه حقیقی احساسات هستند . آن دم که شنیده می شوند گویی کسی دیگر تمام آنچه در دل توست را می دانسته و آن را بر زبان جاری کرده است .

آواز همانی است که با آن هم عشق ورزیدن و محبت کردن ممکن است هم نفرت و آزار . گاهی می خنداند و گاهی غم را بر چهره ات می نشاند . می تواند ببخشد ، بترساند و یا حتی جلوه گاه آرزوهایت باشد .

امروز قصد شنیدن آوازی را داریم که مهم ترین آهنگ و سوز و ساز جنوب ایران عزیزمان است . آوازی تاریخی که هنوز هم نوایش در کشورمان شنیده می شود.

کارناوال شما را به شناختن نوای شروه دعوت می کند .

شروه

نمی دانیم که کارتون راپونزل را دیده اید یا نه؟ راپونزل دختری با موهای بلند که …

همیشه فکر می کردیم که راپونزل فقط در کارتون هایست که دیدم، اما شهری هست پر از راپونزل های واقعی !

در هانگلو یائو حدود ۸۲ خانوار وجود دارد که در جایی با طبیعتی فوق العاده مانند همه روستاهای چین زندگی می کنند ، اما آنچه این شهر را معروف کرده است بلندی موی زنان این روستاست .

همراه کارناوال باشید تا به این شهر برویم و با زنان مو بلند آن آشنا شویم.

اعتقادات و سنت های کهن خواه ناخواه با زندگی ما گره خورده اند. گاهی اعتقادات قدیمی خیلی عجیب هستند.

امروز می خواهیم همراه با تعداد معدودی از یونانی ها که اصرار به حفظ سنتشان دارند در یکی از رسوماتشان شرکت کنیم و پیک نیکی برویم که تا به امروز فکرش را هم نمی کردیم . پیک نیک در گورستان !

در یکی از روستاهای یونان به نام ریزانا در شمال شهر تسالونیکی زندگان و مردگان باهم غذا می خورند.

 آنها برای یادآوری رنجی که برای بدست آوردن گورستان کشیده اند و تسکین غم از دست دادن عزیزانشان هرسال در روز موعود با رفتگانشان به پیک نیک می روند ؛  شاید غذا خوردن بر سر مزار خویشاوندان کمی غیر معمول بنظر برسد اما یونانی ها آن را امری عادی می دانند.

بیایید باهم به این پیک نیک برویم و با مردگان یک دل سیر غذا بخوریم.

 با کارناوال همراه باشید.

خرافات ، اعتقادات قدیمی ، مذاهب و سنت ، گاه آنچنان در زندگی ما ریشه دوانیده است که حتی در مورد صحت و سقم آنها ، شک هم به دل راه نمی دهیم . انجام رسوم مرتبط با این باورها گاهی زیبا و گاهی زشت است.

هر کدام از این رسوم داستانی دارد و در پس خود باوری ، همین باور ، ریشه در طول سالها و قرن ها دارد و اجرای آنها را گریز ناپذیر می کند. امروز همراه با روستائیان اندونزیایی به رنگ سبز طبیعت در خواهیم آمد تا شانس بد و روح شیطانی را از خودمان دور کنیم.

اعتقاد بر این است که امکان نفوذ روح شیطانی در میان پسران جوان ، بیش از دیگران است به همین دلیل هم پسران جوان در این مراسم اهتمام بیشتری برای پاک شدن به خرج می دهند.

قدم در مراسمی خواهیم گذاشت که رنگ عنصر اصلی و جدا نشدنی آن است ، چه بهتر که این رنگ ، رنگ سبز طبیعت باشد تا اثر بیشتری در دفع شیاطین از زندگی داشته باشد.

با کارناوال همراه باشید.

 

امروز شهری با مردمانش غرق در رنگ می شوند و آبی آسمان حالا در رنگ های رنگین کمانی، خود را می بازد. با این که شهر نقابی رنگارنگ برچهره دارد، اما مردم شهر همه یک دل و یک رنگ هستند زیرا در این روز عشق را پاس می دارند. عشق در چنین روزی گرامی داشته می شود و برتری رنگ سپید بر همه رنگ ها اثبات می شود.

امروز را با کارناوال همراه باش تا به قعر رنگی ترین نقاشی مردم شهری نه خیلی دور، مهمان شوی!

صفحه ای از قرآن را خواندیم و زیر لب به دنبال صدای پدر ، دعای سال تحویل را …

حول حالنا الا احسن الحال

صدای توپ شنیده شد و نوروز رسید …
از همان روز نیز ، روبوسی و دید و بازدید های عید انجام شد، دوازده روز از جشن بهار گذشت تا نوبت به عید دیدنی از طبیعت رسید .

امروز در کارناوال برایتان از رسم کهن ایرانیان از سیزده به در می گوییم ، از روز طبیعت .
از سیزده ای که عده ای آن را مبارک و عده ای نحس می دانند .
از رسوم و بازی های این روز ، از خوراکی های خوشمزه و تفریحات دقیقه نودی ، قبل از آمدن روز چهاردهم فروردین .
از ریشه ی این روز ، از حدس و گمان ها ، از داستان های اساطیری و مستندات تاریخی برایتان می گوییم تا امسال میان بازی ، خنده و به هنگام خوردن آجیل ، از تاریخچه این روز و ماجراهایش نیز ، حرفی به میان بیاید .

مازندران پیشینه و قدمتی هزاران ساله دارد و غارهای هوتو، کمربند و گوهر تپه گواهان این ادعا هستند.

در تعطیلات آخر هفته، تعطیلات عید و تابستان اولین جایی که ما ایرانیان برای سفر انتخاب می کنیم خطه سرسبز و زیبای خودمون یعنی شمال ایران هست.

حالا که آنقدر طرفدار و دوستدار این منطقه ایم، پس چه خوبه راجع به فرهنگ و آداب و رسوم اقوام منطقه آشنا شیم.

همراه کارناوال باشید .

 

باز هم شوری دیگر، باز هم بهاری دیگر، سالی نو در راه است.

انگار بهار، گردی از شادی را در همه جا پراکنده که این روزها حتی گنجشک ها هم خوشحال ترند و  صبح ها را شلوغش می کنند.

در این روزها، باد و آفتاب و ابر هم با هم دست اندرکارند تا تو زیر رگبار بهاری قدم بزنی،حالا با این حس وحالی که داری، با نسیم  بهاری هم نفس شو و کارناوال را در واژه واژه این سرود سبز همراهی کن.

چو خورشید تابان میان هوا           نشسته بر او شاه فرمانروا

جهان انجمن شد بر تخت او            شگفتی فرو مانده از بخت او 

به جمشید بر گوهر افشاندند          مران روز را «روز نو» خواندند

حکیم ابوالقاسم فردوسی

 

می شنوی ، هر لحظه نزدیک تر می شود ، صدای پای بهار را می گویم .

بهاری که با آمدنش گویی دنیا دگرگون می شود ، روح ها تازه می شود و سالی جدید آغاز …

خودت را آماده کن ، به استقبالش برو  و از راه رسیدنش را خوش آمد بگو ، نزدیک یک سال است که در راه است ، بساط یک میهمانی با شکوه را آماده کن …

با کارناوال همراه باشید .

صفحه 1 از 212
This is search results
در حال بارگذاری ...