پیشرفت سرسام آور تکنولوژی در دنیا غیر قابل انکار نیست، محققین و دانشمندان همه روزه در تلاش هستند برای آسان تر کردن زندگی بشر وسایل و ابزارالات نوینی بسازند و همواره به پاس خدماتشان مورد تشویق هم قرار می گیرند. اما در میان شلوغی و غرق شدن در فناوری آسیب هایی هم به بنیان های اصلی زندگی روی کره ی زمین وارد می شود.

یکی از مهم ترین آسیب هایی که به وضوح آن را مشاهده می کنیم از بین رفتن فرهنگ و آداب خاص مردمان بسیاری از نواحی دنیاست؛ امروز قبایل بسیاری در حال نابودی هستند و شاید در آینده اثری از آداب و رسوم و فرهنگ آن ها باقی نماند.

در گوشه گوشه ی جهان قبایل و گروه هایی وجود دارند که دارای فرهنگی غنی و فوق العاده می باشند اما به دلیل پیشرفت تکنولوژی و یکپارچگی جامعه ی جهانی رو به نابودی هستند، اتفاقی ناگوار و غم انگیز. مردمان این قبیله ها اغلب به دلیل روش زندگی و اعتقاداتشان مورد تمسخر قرار می گیرند و دیگر اصراری برای حفظ آدابشان ندارند.

امروز با هم به معرفی چند مورد از این قبایل فوق العاده و منحصر به فرد می پردازیم که به احتمال زیاد تنها چند سال دیگر شاهد وجود آن ها هستیم. با معرفی آن ها در تلاشیم راهی برای نجاتشان بیندیشیم و اگر علاقمند بودید بتوانید هر چه زودتر و پیش از انقراض آن ها از این مردمان با تمدن و فرهنگ دیدن کنید.

 

با کارناوال همراه بمانید تا با خاص ترین قبایل دنیا که در حال انقراض و فراموشی هستند بیشتر آشنا شویم.

چرخه ی زندگی انسان با وجود فراز و نشیب های زیاد، جنگ ها و نسل کشی های گوناگون هنوز هم ادامه دارد. اگر حتی ۵۰ سال پیش را هم تصور کنیم امرار معاش و سبک زیستن بسیار متفاوت بوده است. بعضی از کشورها با سرعت بیشتری رو به رشد هستند و برخی دیگر از دور رقابت خارج شده و بسیار کند تغییر می کنند.

کشورهایی مثل آمریکا یا امارات متحده و چین را نمی توان با ۱۰۰ سال پیششان مقایسه کرد اما در مقابل بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی طی صد سال گذشته پیشرفت چشم گیری نداشته اند.

خیلی از مکان های آفریقا هنوز ناشناخته هستند و همین دلیلی شده تا توجه گردشگران به سوی این قاره جلب شود و برای کشف رازهای نهفته در آن اقدام نمایند. در این قاره ی پهناور هنوز هم انسان ها و قبایلی زندگی می کنند که هیچ بویی از تکنولوژی و فناوری های روز نبرده اند و همچون آدم های اولیه گذر عمر می کنند.

بررسی آداب و عقاید این قبیله ها جالب و سرگرم کننده است به همین علت کارناوال امروز به دیدار یکی از عجیب ترین قبیله های آفریقایی می رود که هنوز شبیه به انسان های بدوی هستند و با کمترین امکانات روی عقایدشان پایبندند. می خواهیم با قبیله ی سورما آشنا شویم.

مردمان سورما در مناطق سودان جنوبی و جنوب غربی کشور اتیوپی ساکن هستند و نامشان به عنوان یکی از عجیب ترین گروه های انسان های زنده در دنیا طنین انداز شده است. آن ها آداب و مناسکی دارند که شاید در تصورتان هم نگنجد.

اگر علاقمند هستید با اقوام و ملل مختلف آشنا شوید روی لینک های زیر کلیک نمایید:

سیاه پوستان سپید دل، قبیله ماسایی | Maasai Tribe

عشایر بدوین | تجربه زندگی با یکی از قدیمی‌ترین قبایل

۲۰ روز در تانزانیا ; همراه با قبایل بادیه نشین

عکاسی | قبایل نامرئی !

تا از نزدیک به دیدار آن ها نرویم عمق تفاوت آن ها را با انسان های امروزی متوجه نخواهیم شد، پس با کارناوال همراه شوید تا یک روز پر هیجان را در کنار قبیله ی سورما آغاز کنیم.

مرگ یکی از بحث هایی است که هر انسانی در طول حیاتش بارها به آن می اندیشد. هر کسی به نوعی خاص این دنیا را بدرود گفته و به جهانی دیگر می شتابد اما آن چه بدون شک اتفاق خواهد افتاد مرگ انسان ها و تولد نوزادان است.

هر کسی بنابر ملیت، مکان جغرافیایی و اعتقاداتی که دارد به شکلی منحصر به فرد با مرگ مواجه می شود. برخی عقیده دارند که باید جسدشان در زمین دفن شود تا آرام آرام جزئی از این کره ی خاکی شوند و روحشان آرام گیرد، بعضی فکر می کنند باید جسد مردگان سوزانده شود تا روح به سرعت بدن بی جانش را ترک کند. هزاران عقیده و دیدگاه در این مورد وجود دارند، اما گاهی با نظریه هایی درباره ی مرگ و دنیای دیگر برخورد می کنیم که واقعا حیرت انگیز هستند.

اغلب در ورای ذهن هایمان توقع داریم که بدن مرده ها یا در زمین خاک شود و یا آن را بسوزانند اما این فکر تنها ناشی از تصورات ماست، در جای جای دنیا قبیله های مختلفی زندگی می کنند که مردگانشان را به روش های دیگری از بین می برند.

اینبار کارناوال هم می خواهد به جایی برود که با نام تابوت های آویزان شهرت یافته است، مکانی که جسد مرده ها را در تابوت هایشان گذاشته و روی صخره ها آویزان می کنند. برای دیدن چنین صحنه ی جالب و تفکر بر انگیزیی به فیلیپین خواهیم رفت، کشوری در جنوب شرقی آسیا که مملو از رازهای نهفته و سر به مهر است.

با ما همراه باشید تا تابوت های آویزان فیلیپین را از نزدیک ببینیم.

با فرا رسیدن بهار و آغاز جشن نوروز همه جای این سرزمین رنگ تازه ای به خود می گیرد و حال و هوای خاصی پیدا می کند. به هر گوشه که برویم مردمانی را می بینیم که به دید و باز دید عید رفته اند، لباس نو بر تن دارند و با شادمانی از این جشن لذت می برند.

در خیابان ها نشانه های آمدن بهار غوغا می کنند. درختان جوانه می زنند و سبز می شود و شکوفه ها و گل ها بر تن طبیعت می نشینند. آفتاب بیشتر از قبل می تابد و باران های گاه و بیگاه زمین را می شویند و درختان را سیراب می کنند.

پیش از این برایتان از آداب و رسوم آماده شدن برای این جشن بزرگ گفتیم و در مطلب زیر به طور فصل به آن پرداختیم:

آداب و رسوم پیش از نوروز در ایران | سنت استقبال از بهار

در چشم بر هم زدنی نوروز از راه رسید و شادی به سرزمینمان آمد. برای آنکه این کهن جشن باستانی را به خوبی بشناسید برایتان در مطلب زیر از آن سخن گفتیم:

آداب و رسوم جشن نوروز | از گذشته تا به امروز

نوروز آغاز شد و روزها یکی پس از دیگری آمدند و هر یک فرصت خوبی را برای لذت بردن از جشن آمدن بهار به ما دادند. اما این جشن بزرگ یک پایان خوش نیز لازم دارد تا همه چیزش کامل باشد. به همین دلیل در آخرین روز از جشن نوروزی مردم به دامان طبیعت می روند تا بهترین خاطره را از روز پایانی نوروز برای خود بسازند.

این مراسم هم مانند هر مراسم دیگری فلسفه ی خاص خود را دارد و از سابقه ای دیرینه برخوردار است. برای آشنایی بیشتر شما با جشن سیزده به در، آن را مورد بررسی قرار می دهیم.

با کارناوال همراه باشید…

صدای قدم هایش را می شنوی؟ هر لحظه نزدیک تر می شود و به سوی تو می آید…

نشانه هایش روز به روز آشکارتر می شوند؛ همهمه ی خیابان ها، شیشه های شسته شده، جمعیت به راه افتاده در بازار، بازار داغ ماهی های قرمز و سبزه و … همه و همه حکایت از آمدنش دارند.

جوانه های سبز درختان و شکوفه های رنگارنگ به تو می گویند که قرار است بهار بیاید؛ بهاری که با آمدنش گویی دنیا دگرگون می شود، روح ها تازه  و سالی جدید آغاز …

زمین لباس نو به تن می کند، چشم های خورشید برق می زند و گرمتر از همیشه بر زمین می تابد. خاک به ریشه های درختان مژده ی جانی تازه می دهد و قامتشان را برافراشته می کند.

مگر می شود به راحتی از کنار این همه اتفاق خوب گذشت؟ از روزها قبل باید به تکاپو افتاد و برایش تدارک دید.

روزهای آخر سال که می رسد نگران می شویم از اینکه مبادا چیزی کم و کسر باشد. باید از راه رسیدن بهار را خوش آمد گفت و بساط یک مهمانی باشکوه و جشن نوروز را آماده کرد. همگان به تلاش و تکاپو می افتند؛ گویی بهار عهد بسته تا همه چیز آماده نباشد قدم به زمین نمی گذارد…

حالا که همه ی کارها را انجام داده ایم باید به پاس آمدنش سفره ای برپا سازیم و به رسم دیرین برای از راه رسیدن فصل تازگی و رویش آماده شویم. تو هم آماده شو، سفره ای را پهن کن و به دور آن بنشین و منتظر باش تا زمانی که بهار زنگ در خانه ات را بزند.

اما این خوراکی های رنگارنگ و این نمادها از کجا آمده اند که این گونه برایمان اهمیت دارند؟ با کارناوال همراه باشید تا نگاهی نزدیک تر به یکی از مهم ترین نماد های جشن نوروز، سفره هفت سین داشته باشیم…

نوروز، جشنی باستانی که از دیرباز در دنیا برپا می شده است، از ماه ها پیش از فرارسیدن این عید بزرگ در کشورهای گوناگون همه در تکاپو هستند و کم کم آماده ی این جشن عظیم می شوند، در کشور عزیزمان ایران همه در جستجوی بهترین و زیباترین وسایل برای چیدن سفره ی هفت سین هستیم و خانه هایمان را برای ورود میهمانان نوروزی آماده می کنیم.

همیشه با شروع اسفند ماه، همه ی شهرهای ایران رنگ و بوی نوروز می گیرند و شوقی در دل ها شعله ور می شود که تا پایان این عید نیز ادامه دارد، اما می خواهیم امسال به برپایی این جشن با شکوه در سرزمین های دیگر بپردازیم و نوروزمان را در کشورهای دیگر جشن بگیریم.

در اماکنی مثل تاجیکستان، ازبسکتان، گرجستان، بخش هایی از عراق و… هم اعتقاد به عید نوروز ریشه ای کهن دارد و هنوز هم مردمان این سرزمین ها عید نوروز را مفصل و به بهترین وجه جشن می گیرند، اما شیوه ی انجام آداب و رسوم این ایام در دیار مختلف متفاوت است، به همین دلیل سفر به دیگر کشورها در ایام نوروز بسیار جالب و هیجان انگیز است.

کارناوال هم امروز تصمیم دارد به سرزمین هایی برود که مردمانش هنوز نوروز را به باشکوه ترین صورت ممکن برپا می کنند، پیشنهاد می کنیم حتما در این سفر پر ماجرا همراهمان باشید.

نوروز ازبکستان

چیزی به تمام شدن برگ های تقویم نمانده است و سال دارد آخرین لحظات خود را سپری می کند. این اتفاق نشان دهنده ی نزدیک شدن به بهار و زمان برگزاری بزرگ ترین جشن ایرانیان، نوروز باستانی، است که جایگاهی ویژه در میان مردم دارد.

با برچیده شدن بساط ننه سرما، کم کم طبیعت جانی تازه می گیرد و آغوشش گرم تر و گرم تر می شود. نزدیک شدن به نوروز آنقدر آشکار و واضح است که برای فهمیدنش نیازی به لمس ورق های تقویم و شمردن روزهای سپری شده نداریم، کافیست نگاهی به اطرافمان بیندازیم تا نشانه های آن را ببینیم. ساکنان شهرهای بزرگ با شلوغ شدن خیابان ها و ماندن در ترافیک آخر سال این اتفاق را به خوبی حس می کنند. بازارها مملو از جمعیت می شود و کار مغازه داران رونق می گیرد. همه چیز رنگ تازه ای به خود می گیرد و با یک نفس عمیق به راحتی می توان بوی بهار و نوروز را استشمام کرد.

نوروز، این رسم ایرانی که سال هاست با فرارسیدنش نوید یک سال تازه را می دهد، با نزدیک شدنش همه ی مردم را به تکاپو می اندازد. از تعطیلات عید و شیرینی هایش که بگذریم باید طی مراسم خاصی به استقبال کهن ترین جشن به جا مانده از ایران باستان رفت و آمدنش را گرامی داشت. همه ی ما کم و بیش با این مراسم ها و آداب استقبال از نوروز آشنایی داریم اما بیشتر شکل امروزی آن را می شناسیم. در این میان بهتر است به قدیم تر ها هم سری بزنیم و ببینیم پدربزرگ ها و مادرزرگ های این سرزمین در روزهای پایانی سال چه می کردند و چه اتفاقاتی را در کوچه و خیابان شاهد بودند.

حالا با مرور آداب و رسوم امروزی کمی لحظاتتان را شیرین می کنیم و سپس سفری به سال های گذشته را تجربه خواهیم کرد تا سنت های فراموش شده را به شما معرفی کنیم.

با کارناوال همراه باشید…

آداب و رسوم نوروز

جشن ها و مراسم های خاص در سراسر دنیا طرفداران خاص خود را دارند. هر یک از این جشن ها بر اساس فلسفه ای خاص به وجود آمده و در فرهنگ ریشه دوانده اند. همه ی این جشن ها شادی را به همراه می آورند و شعف را در دل مردمان هر دیاری می نشانند. ایران نیز به سبب داشتن تاریخ کهن، همواره جشن هایی را به خود دیده است. برخی از این جشن ها روز به روز جان بیشتری گرفته و به بهترین شکل به ما رسیده اند. برخی دیگر نیز زیر گرد و غبار فراموشی دفن شده و از یاد رفته اند.

سده نام یکی از همان جشن هایی است که هنوز هم شکوه خاص خودش را دارد و در میان جامعه زرتشتی از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. جشنی سراسر نور و گرما و شعف و شادی که همگان را به وجد می آورد و برخی را برای دیدنش راهی سفر می کند. زرتشتیان با برگزاری جشن سده به مقابله با سرمای زمستان و تاریکی شب می روند و با گرما و نور آتش آن را شکست می دهند.

امروز می خواهیم به سراغ این جشن کهن برویم و بیشتر با آن آشنا شویم…

با کارناوال همراه باشید…

جشن سده

از کودکی در میانه زمستان کارتون های تلویزیونی بسیاری دیدیم که بچه هایی موبور با اشتیاق از هدیه های پاپا نوئل حرف می زدند و می خواستند هر چه زودتر به تخت خواب بروند تا این بابابزرگ قرمز پوش و مهربان با گوزن ها و سورتمه جادویی اش هدیه ها را بیاورد و پای درخت کریسمس بریزد. شاید شما هم همان طور دست به زیر چانه محو رویا شدید و دلتان میان آویزهای رنگین درخت کریسمس گیر کرد و سرودهای نامفهوم و شاد سال نوی میلادی در سرتان تکرار شد و کادوهای زروق پیچ شده بچه ها چشمتان را گرفت و دلتان خواست شما هم قدری در این شادی شریک شوید.

از آن زمان و آرزوهای کودکی ام بسیار گذشته اما کریسمس و شب سال نو میلادی چون رویایی گرم و کمرنگ به خاطرم می آید، انگار من هم همیشه یکی از کودکان شاد فیلم ها بودم که با ذوق بالا و پایین می پریدند و منتظر هدیه بعدی بودند. هر چند جشن باستانی نوروز همیشه عطری شیرین داشت و جایش را هیچ چیزی نتوانست پر کند، اما تصاویر سحرآمیز و رنگین کریسمس هنوز هم وسوسه کننده به نظر می رسند.

امروز کارناوال همسو با هموطنان ارمنی خودش لباس شادی بر تن کرده، برای جشن سال نو میلادی آماده می شود و برای این اتفاق فرحبخش، گرم دوستان و آشنایان خودش را در آغوش می کشد.

اما جدا از تمام شکل و شمایل جذاب کریسمس که بارها دیده اید، از این واقعه مهم مسیحیان و مردمان دیگر کشورها چه می دانید؟ می دانید که کریسمس نخستین بار کی اهمیت یافت و یا بابانوئل از کجا در میان فرهنگ مسیحیان سر درآورد؟

همراه کارناوال شوید و بار دیگر به میان رویایی کودکانه و شیرین فرو روید و کمی از کریسمس بیش تر بدانید.

زمستان که می آید، طبیعت لباس سپیدش را بر تن می کند

با آمدن زمستان گویی زنگ آخر به صدا در آمده، زنگ آخری که می گوید چیزی تا پایان سال باقی نمانده است… ولوله ای به جان همه می افتد تا خود را برای پایان سال آماده کنند و به بهترین شکل ممکن به استقبال سال نو بروند. ایرانی ها بنا به سنت قدیمی شان در روزهای پایانی اسفند ماه، بساط سفره هفت سینشان را آماده می کنند. اما این مقدمات در میان هموطنان مسیحی متفاوت است. آنها بنا به سنت قدیمی خود، به جای برپایی سفره هفت سین، درخت کریسمس را برپا می کنند. درخت کریسمس چون نگین سبزی است که در فضای سرد و کم روح زمستان، در خانه ها می درخشد و با آوایی فرحبخش «سرود امید» را برای همگان زمزمه می کند. با مهربانی تمام طراواتش را هدیه می دهد و در آستانه شروع سرد سال، نویدبخش روزهای سبز و بهاری است.

بی شک درخت کاج و همیشه سبز کریسمس با تزئینات رنگارنگ و آویزهای جذابش، یکی از محبوب ترین بخش ها و نمادهای جشن شروع سال مسیحیان و تعطیلات سال نوی میلادی است. در شروع سال جدید ، کودکان با شوق آرزوهای رنگین خود را از آن می آویزند تا نقاشی مصوری باشد از همه خواسته ها؛ و سال نو را با امید و به شکلی متفاوت رقم میزنند. درخت کریسمس تنها یک درخت نیست چرا که به شمع محفل بدل می شود و هر ساله تمام اعضاء خانواده را دور هم جمع می کند تا لبخند و آغوش گرم خود را به یک دیگر هدیه دهند.

در کنار شومینه بنشینید، به زنگوله ها و چراغ های رنگین کریسمس نگاه کنید و داستان درخت کریسمس را به روایت کارناوال بشنوید.

درخت کریسمس

گیسوی سیاه یلدا بر سرخ ها و زردها می گسترد تا آن همه تلألو رنگ و تقلای برگ را به سکوت و آرامش برف فرا خواند. خط پایان طلایی پاییز برای راهی شدن به سرزمین سپید… . شب آرامی که با طمأنینه، رهسپار شدن و از راه رسیدنی را هم زمان شاهد است. ظلمت باشکوهی که نیاکانمان بزرگش داشته اند و فرصتی نیکو دانسته اند برای لذت حضور. آن را با سرخی انار در سفالینه های آبی و غزل حافظ پیوند زده اند و با گرمای وجودشان فصل رنگ را بدرقه کردند و این میراث گران مایه  و سنت زیبا را در ریشه های فرهنگیمان به یادگار نهادند.

یلدا شبی برای با هم بودن…برای آنکه یاد بگیریم می توانیم با خانه ای گرم از محبت به استقبال سرمای زمستان برویم. می توانیم در کنار هم خاطرات خوشی برای خود بسازیم و کام خود را برای روزهای باقیمانده از سال شیرین نگاه داریم.

یلدا می آید تا به ما ثابت کند چراغ عشق هنوز هم در میان قلبهایمان فروزان است و دستهایمان را گرم نگاه می دارد. همه گرد هم می آییم و این جشن کهن ایرانی را به زیبایی هر چه تمام تر برپا می داریم.

همراه کارناوال باشید تا با هم نگاهی به آئین شب یلدا و تاریخچه آن بیاندازیم.

همیشه شنیده ایم که منطقه ی بین النهرین و خاورمیانه مهد تمدن دنیا هستند و غنی ترین فرهنگ را در میان جهانیان دارند، اما به راستی از آداب، فرهنگ و رسوممان چه می دانیم، شاید زمان آن فرا رسیده که کمی تاریخ را ورق بزنیم و با گذشته ی پر فراز و نشیب خود آشنا شویم.

شاید خواندن کتب قطور تاریخی کار دشواری باشد و هر کسی به آن علاقمند نباشد، برای همین در کارناوال می خواهیم آرام آرام با آداب و رسوم و تمدنمان بیشتر آشنا شویم، رسومی که هنوز هم طرفدار دارند و بسیاری از همان آداب گذشتگانمان امروزه گردشگران خارجی را به خود جلب می کنند.

ایران، افغانستان، پاکستان، ترکیه، آذربایجان و حتی کشورهای عربی آداب و رسوم بسیار شبیه به هم دارند و عمق این موضوع را زمانی بیشتر متوجه خواهید شد که نگاهی به رفتار و فرهنگ ملی آن ها بیندازید. این بار می خواهیم به افغانستان سفر کنیم، کشوری که به دلیل ناآرامی های سیاسیش کمتر مورد توجه و بررسی فرهنگی قرار می گیرد. از جالب ترین آداب فرهنگی افغانستان مراسم و یا ورزش بُزکِشی است؛ ورزشی که آن قدر خاص و شگفت انگیز است که باعثث شده توریست ها از سراسر دنیا به افغانستان بروند و این بازی را از نزدیک ببینند.

بزکشی از معدود ورزش های کهن افغانستان است که تا به امروز اجرا می شود، پس با کارناوال همراه شوید تا به کشور همسایه و هم جوارمان افغانستان سفر کنیم و بیشتر با ورزش ملی بزکشی آشنا شویم.

هالووین است و هزاران داستان نگفته…

هالووین است و لباس های رنگارنگ…

هالووین است و عقایدی به درازای تاریخ…

جشنی سراسر شور و هیجان. می خواهیم امروز هالووینی شویم، همراه با هم لباس های عجیب و غریب و ترسناک به تن کنیم و آماده ی شرکت در مراسمی مملو از وحشت شویم.

تصورتان از جشن هالووین چیست؟ عموما می دانیم که در این مراسم شرکت کنندگان خود را شبیه جادوگران می آرایند و در کوچه و خیابان قدم می زنند و سعی می کنند یکدیگر را بترسانند، همه جا را با کدوتنبل های ترسناک تزیین می کنند و به کودکان شرینی و شکلات تعارف می کنند. اما پشت این مراسم مشهور و محبوب داستان های پر رمز و رازی نهفته، عقایدی وسوسه انگیز اما جذاب.

جالب اینجاست که حتی بسیاری از مردمان شرکت کننده در هالووین نمی دانند که داستان برپایی این جشن باشکوه چیست، شاید هم این مراسم تنها برای دور هم بودن و شادی کردن برپا می شود، نمی دانیم… باید در این جشن حضور پیدا کنیم و از نزدیک با آداب و رسومش آشنا شویم.

با کارناوال همراه باشید، لباس های هالووینیتان را بپوشید، کلاه هایتان را بر سر بگذارید و بیایید…

امروزه با پیشرفت تکنولوژی و فناوری و ازدیاد شهر نشینی اغلب از فرهنگ و تمدن گذشتگانمان فاصله گرفته ایم و حتی شاید اطلاعات چندانی در رابطه با آداب و رسوم آنان هم نداشته باشیم. این داستان غم انگیزی است که متاسفانه اغلب ما با آن دست و پنجه نرم می کنیم.

اما در جای جای دنیا هنوز هم قبایل و اقوامی هستند که رسومات کهنشان را حفظ کرده اند و با تعصب زیادی همانند پدرانشان زندگی می کنند. کارناوال تصمیم گرفته است نزد این قبایل قدیمی برود و با آداب و رسومشان آشنا شود. قطعا نکات جالبی در شیوه ی زندگی آنان وجود دارد که هنوز هم می تواند راهنما و الگوی ما باشد.

مردمانی را برگزیدیم که محل زیستشان در نقطه ای دور افتاده در کشور پاکستان است. این ملت که هنوز هم کاملا مانند اجدادشان امرار معاش می کنند کالاش نام دارند؛ قومی با آداب و رسوم و اعتقادات جالب و فوق العاده که ریشه ای آریایی دارند.

همچنان با کارناوال همراه باشید تا سفری پر محتوا به کشور دوست و همسایمان پاکستان داشته باشیم.

در ایام محرم همه مردم ایران غرق در ماتم و عزا می شوند.

به هرکوچه و برزنی که می روی بوی محرم و حماسه ی عاشورا می آید.

اقوام مختلف، در دیارشان گرد هم می آیند و همه با هم برای شهادت سالار شهیدان و یاران باوفایش به سوگواری می پردازند. اما هرکدام  به شیوه مرسوم شهر و دیار خود.

اقوام جنوبی کشور پهناورمان، نیز عزاداری های پر شور و بی ریایی را برگزار کرده و این روزها زندگی خود را وقف امام شهیدشان می کنند. دمامه زنان و سنج زنان با نت های عاشوراییاشان چنان شوری در دل سینه زنان می اندازند که گویی امروز محرم سال ۶۱ هجری است و اینجا سرزمین کربلا..

خوزستان یکی از استان های جنوبی ایران است که  به خاطر وجود قومیت های و فرهنگ های گوناگون، عزداری های متنوع و متفاوتی دارند. به خوزستان برویم و با برخی از این آداب و سنن اهالی خوزستان آشنا شویم.

با کارناوال همراه شوید…

آرام آرام محرم خود را با کوله باری از گفته ها و نا گفته ها رساند و غم و غربت هجران را در شهر پراکند.

این روزها در هر کوی و برزنی بوی محرم می آید و از عزادار و سیاهپوش بودن شیعیان می گوید.

آری، ماه حزن و اندوه، ماه ورود علی بن الحسین (ع ) و یاران باوفایش به سرزمین کربلا آمد. در سال های کنونی، سعی می شود که شیعیان در این روزها به بحث و تفکر در مورد  فلسفه قیام امام حسین (ع) بپردازند و با عزاداری هایی مناسب شأن آل طاها، غم و اندوه خود را در این مصیبت عظیم  نشان دهند.

اما  در گذشته هموطنان ما کمی متفاوت تر از امروز عزاداری می کردند و آداب و رسوم خاص شهر خود را در این ایام اجرا می کردند.

تهران یکی از شهرهایی است که مردمانش برای ایام محرم  آداب و رسوم بسیاری داشتند، که برخی از آن ها مغایر با آموزه های اسلامی بوده  و مراجع شیعی آن ها را منع کرده اند.

امروز با هم به تهران قدیم برویم و کمی با آداب و رسوم مردم در این ماه آشنا شویم.

با کارناوال همراه شوید.

محرم در تهران

جامعه ای را تصور کنید که بانوان آن تقریبا کنترل همه چیز را در دست دارند و در طبقات جامعه ی خود نسبت به مردان در مرتبه ی بالاتری قرار گرفته اند. شاید برای شما کمی درکش سخت باشد که چگونه ممکن است چنین مردمانی وجود داشته باشند. منظور این نیست که جامعه ی مرد سالار خوب است بلکه زن سالاری نیز خوب نیست. به احتمال زیاد شما نیز موافق تعادل میان ارزش های مردان و زنان در یک اجتماع باشید. آیا این امکان وجود دارد؟

در این مطلب سری می زنیم به قوم مینغکاباو که یکی از اقوام کشور اندونزی محسوب می شوند و در سوماترای غربی زندگی می کنند.

از ویژگی های این قوم باید به زن سالاری یا مادر سالار بودن آن ها اشاره کرد که ریشه ای تاریخی دارد و باز می گردد به سال های پیش، زمان شکل گیری اولیه قوم مینغکاباو در اندونزی.

با کارناوال همراه باشید در این سفر جالب و متفاوت به کشور اندونزی و سوماترای غربی.

افسانه ها بهارِ سال ۱۲۰۶ را روایت می کنند که به دستور چنگیز خان در جلگه وسیع مغولستان، یکی از بزرگ ترین اجتماعات مغولی گرد آمد و قبایل مغول هفته ها در کنار یک دیگر به رقابت و مسابقه پرداختند. هم اکنون اما امپراطوری مغول ها به خاطره ها پیوسته است و از آن شکوه چیزی نمانده است، اما ایده استفاده از رقابت های میان عشیره ای، آن قدر جذاب و فوق العاده است تا بتواند دوباره پا به عرصه حیات بگذارد و عشایر سرتاسر جهان را در کنار یک دیگر گرد آورد و دوستی هایی عمیق و روابط صلح جویانه ایجاد کند.

امروزه با حمایت مالی و میزبانی جمهوری قرقیزستان، در چند روز گذشته شاهد یکی از بزرگ ترین، جالب ترین و جدیدترین مسابقات جهانی بودیم؛ مسابقات جهانی عشایر!

مسابقاتی که نمایش اعجاب انگیز و جالبی از تاریخ عشایر، فرهنگ این مردمانِ خاص و آداب زندگی آن هاست. آدابی که شاید تا به حال هیچ از آن نشنیده اید و لباس های رنگارنگی که هیچ گاه وجودش را متصور نمی شدید. آمیزه ی جالبی از فرهنگ ها پیش روی شماست!

همراه با کارناوال به سرزمین قرقیزستان و مسابقات جهانی عشایر بیایید و از نزدیک به تماشای حیرت انگیز این رقابت ها بپردازید.

گاهی عقاید و تمدن های کهن آن قدر جذاب هستند و با تفکر و اندیشه خلق شده و ادامه یافته اند که پس از گذشت قرن ها از آن ها هنوز هم طرفداران زیادی دارند و عده ی زیادی راه و روش اجدادشان را هنوز هم دنبال می کنند.

برخی از این عقاید جزئی از فرهنگ ، آداب و رسوم و زندگی روزمره ی آن ملت شده اند و همه ساله با یادواره و جشنواره هنوز هم جشن گرفته می شوند و حتی بعضی از این جشنواره ها که ریشه در عقاید کهن دارند آن قدر در سراسر جهان محبوب شده اند که به قطب گردشگری تبدیل شده اند.

یکی از جشنواره هایی که در اروپا بسیار محبوب است و بر گرفته از عقاید آلمانی ها است ، جشن شب جادوگران می باشد ، در این شب همه لباس هایی شبیه به جادوگران به تن می کنند و ادعا دارند جادوگر هستند ، این شب شبی پر از شادی و تفریح است.

امروز کارناوال می خواهد به این جشن سری بزند و با آداب و رسوم و ویژگی های آن آشنا شود با کارناوال همراه باشید که قرار است در جشنی جذاب و دیدنی شرکت کنیم.

کلمات کنار هم قرار می گیرند و می شوند شعر . همین شعرها  وقتی که با نوایی آهنگین زمزمه می شوند جلوه گاه حقیقی احساسات هستند . آن دم که شنیده می شوند گویی کسی دیگر تمام آنچه در دل توست را می دانسته و آن را بر زبان جاری کرده است .

آواز همانی است که با آن هم عشق ورزیدن و محبت کردن ممکن است هم نفرت و آزار . گاهی می خنداند و گاهی غم را بر چهره ات می نشاند . می تواند ببخشد ، بترساند و یا حتی جلوه گاه آرزوهایت باشد .

امروز قصد شنیدن آوازی را داریم که مهم ترین آهنگ و سوز و ساز جنوب ایران عزیزمان است . آوازی تاریخی که هنوز هم نوایش در کشورمان شنیده می شود.

کارناوال شما را به شناختن نوای شروه دعوت می کند .

شروه
صفحه 1 از 212
This is search results
در حال بارگذاری ...