مصاحبه اختصاصی کارناوال با زوج ایرانی عاشق سفر

مصاحبه اختصاصی کارناوال با زوج ایرانی عاشق سفر

گزارش اختصاصی کارناوال

خیلی ها سفر را دوست دارند و یا می گویند عاشقش هستند اما کمتر کسی است که تمام زندگیش سفر باشد و به دور از تمام دل مشغولی های روزمره فقط و فقط به جاده و سفر و مقصد های تازه فکر کند.

امروز کارناوال مهمانان ویژه ای دارد. زوجی پر از انرژی با دیدی متفاوت نسبت به سفر و جهانگردی که مدتی است که با شعار “سفرهای بدون مرز” راهی جاده ها شده اند و در مسیرشان به هرجا که رسیده اند در نقش سفیران صلح و عشق بر روی طوماری پارچه ای امضا گرفته اند.

علی و مونا زوجی هستند که رویاهای گذشته شان را به واقعیت تبدیل کرده اند و معتقدند در لحظه، برای خودشان و رها و آزاد زندگی می کنند. می گویند بهای این آزادی را پرداخته اند و با سختی های زیادی دست و پنجه نرم کرده اند. مثالی واقعی از ضرب المثل ” خواستن توانستن است” را می توان در زندگی آنها جستجو کرد. کابوسشان این است که در جای خودشان ثابت بمانند و پای بند شوند. رها بودنشان را با هیچ چیزی عوض نمی کنند و لحظه ای هم از آن پشیمان نشده اند. تنها حسرتشان این است که چرا زودتر در این راه قدم نگذاشته اند!؟

داستان های شنیدنی بسیاری برای گفتن دارند و اگر ساعت ها هم پای صحبت هایشان بنشینی خستگی به سراغت نمی آید. چهره های خندان و نگاه های مشتاقشان لذت همصحبتی را چندین برابر می کند.

با ما همراه باشید تا از چشیدن طعم صحبت های شیرین آنها بی نصیب نمانید …

شما را به خواندن مصاحبه ی اختصاصی کارناوال با زوج جهانگرد ایرانی دعوت می کنیم…

زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – ممکنه یه کم خودتونو بیشتر معرفی کنین؟

علی 

علی نوروزی هستم متولد سال ۱۳۵۸، اصالتا تفرشی هستیم، از پنج – شش سالگی تا ۲۰ سالگی تو تفرش بودم، رشته ی تحصیلیم الکترونیک بود که تو دانشگاه تفرش خوندم، البته تمومش نکردم. تو زندگیم کلی شغل عوض کردم و یه جا نتونستم بمونم، یه مدت، پیشِ پدرم کشاورزی کردم، مدتی تو کار قطعات کامپیوتر بودم، ضبط و باند ماشین و طلاسازی هم کار کردم، یه مدت یه مغازه داشتم که کارای کامپیوتری انجام می دادم، طولانی ترین شغلم تو یه شرکت بود که حدود ۱۰ سال طول کشید. سال ۷۸ تو تفرش از طریق دخترخاله ی مونا که با ما رفت و آمد خانوادگی داشتند، باهاش آشنا شدم، این آشنایی ادامه پیدا کرد و سال ۸۲ باهم ازدواج کردیم. سال ۸۷ هم کلاسای آموزش طبیعت گردی رو شروع کردیم.

مونا

 مونا حسین زاده، متولد ۱۳۶۲٫ همزمان با گرفتن دیپلمم با علی آشنا شدم و ازدواج کردیم. کلا سفر رو دوست داشتیم، از همون اول که آشنا شدیم دوست داشتیم جاهای جدید رو ببینیم. همیشه فکر می کردیم جهانگردی حتما یه پول زیادی می خواد تا بتونی کشورای مختلف رو ببینی. کلاسای طبیعت گردی رو که رفتیم دیدمون خیلی عوض شد و دیدیم که خیلیا واقعا با هیچی سفر رفتن. با خودمون گفتیم پس میشه! این پوله خیلی مهم نیست، خواستن مهمه. به علی گفتم دیگه سرکار نره!

علی با خنده ادامه می دهد:

یه شب اومدم خونه یهو مونا گفت نرو دیگه سرکار، چه فایده ای داره؟! فردا منم رفتم گفتم دیگه نمیام، فقط منتظر بودم مونا بگه نرو …

هر دو با هم می خندند.

مونا

اصلا علاقه به کارش نداشت، مجبوری می رفت. چهارشنبه ها و شنبه ها رو هم اکثرا مجبور می شد مرخصی بگیره تا بریم سفر. خلاصه من گفتم حقوقی که می گیری به این اذیت شدن نمی ارزه. همیشه فکر می کردیم می تونیم پول رو پس انداز کنیم و در آینده کلی سفر بریم اما هر هزار تومن رو هم خرج سفر می کردیم. به این نتیجه رسیدیم که می تونیم تور ببریم، هم به سفری که دوست داریم می رسیم و هم پول در میاریم، علی هم موافقت کرد.

زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – چی شد که راهی جاده ها شدین؟

علی

از اول هم تو جاده بودیم! همون سال ۸۱ که عروسی کردیم من یه جیپ داشتم که ماشین عروسمون هم همون بود. چون پدرم جیپ داشت منم دوستش داشتم و جزئی از چیزایی بود که تو خانوادمون بود. منم تا پول درآوردم تو اولین فرصت یه جیپ خریدم که باهاش شب عروسی هم تصادف کردیم …

هر دو به این قسمت که می رسند می خندند.

علی

هی ماشین عوض کردم بلیزر، چیروکی و…

مونا

تا اینکه رسیدیم به آهو. دیدیم آهو ماشینیه که می تونیم صندلی عقبشو در بیاریم و پشتش بخوابیم

علی

آره به این نتیجه رسیدیم که جای خواب خیلی مهمه، اینکه هر روز تو سفر چادر بزنیم و جمع کنیم کار سختیه. البته با آهو یه بعد از ظهر برفی تو سوهانک تهران چپ کردیم، سه تا ملق زدیم رو سقف وایسادیم، پیاده شدیم صافش کردیم. حتی بعدش هم رفتیم مهمونی با شیشه شکسته و بعدشم رفتیم خونه. کمتر از یک ماه بعدش اولین سفر طولانی جاده ای رو شروع کردیم و دو هفته ی عید سال ۹۰ رو رفتیم چابهار. رفتیم طبس _ زابل _ زاهدان _ خاش _ سرباز _ چابهار _ گواتر و بعدش برگشتیم خونمون. سفر به چابهار واسه ما سفر به یه جای ناشناخته بود. اون موقع کسی چابهار نمی رفت. کسی شناختی از زابل نداشت. یه دونه ماشین پلاک جای دیگه ندیدیم به غیر از مشهد و خودمون که تهران بودیم. از اونجا که اومدیم دیدیم یه جای بهتر می خوایم و یه کاروان خریدیم. کاروان مال یه هنرپیشه بود که تو فیلم وضعیت سفید هم بازیش داده بودن و حالا می خواستن بفروشنش. خیلی وضعیت بدی داشت و یه جایی پارک بود. همه چیزای به درد بخورشو برداشته بودن.

مونا

ولی ما تا دیدیمش گفتیم درستش می کنیم… جالب اینه پول هم نداشتیم.

علی

گفتیم اینو بخریم، چه قدر خوبه. بالاخره با وام و قرض، خریدیمش و سال بعدش دومین سفر طولانی رو باهاش رفتیم. چند تا ماشین بودیم با دوستامون و با هم رفتیم زنجان _ مریوان _ مرز رو اومدیم تا ماکو _ قلعه بابک _ آستارا و… تا رسیدیم به تهران. ۲۳ روز تو سفر بودیم، خلاصه همینطوری ادامه دادیم، عیدا رو سفر طولانی می رفتیم. بقیه روزا رو هم کم و بیش سفر داشتیم. دو هفته می رفتیم جنوب. یهو می رفتیم شرق یا غرب تا اینکه سال ۹۱ رسید و اولین باری بود که از کشور خارج می شدیم.

مونا 

البته میون حرف علی باید بگم که ما این کاروان رو داشتیم. سفرهای خیلی خوبی هم باهاش رفتیم اما دیدیم هرجایی نمیشه پارکش کرد و هرجایی هم نمیشه این ماشینو برد. به این فکر کردیم که اگه ماشین کمپر باشه خیلی بهتره تا کاروان رو دنبال خودمون بکشونیم. خلاصه کلی تو آگهی ها و اینور و اونور دنبال ماشین بودیم تا اینکه آگهی فولکس رو دیدیم که اونم اصفهان بود. بازم پول نداشتیم (با خنده). به این نتیجه رسیدیم که اگه همچین ماشینی داشته باشیم احتیاج به خونه نداریم. دیگه مثل خونمون می مونه تازه باهاش می تونیم سفر هم بریم. چه فرقی می کنه با خونه ی خودمون؟ همون موقعها هم علی کارشو ول کرد. خونه رو جمع کردیم و پول پیش خونه رو دادیم به ماشین.

علی

ماشین و گرفتیم و درستش کردیم. شروع کردیم ببینیم می تونیم یا نه. توی همین تهران با اینکه کلی آشنا و فامیل داشتیم اما تمام پارک هایی که می تونستیم ماشین رو کنارش پارک کنیم رفتیم و شب رو تو ماشینمون خوابیدیم و تا الانم همین جوریه…

زوج جهانگرد ایرانی
زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – به لحاظ ایران و محدودیت های اجتماعی و تفکر مردم و جامعه به مشکلی برنخوردین؟

مونا 

نه اصلا…

علی

خیلی برخورد آدما مهمه. خیلی وقتا حتی پلیس هم اومده ولی خیلی راحت برخورد کردن، خب دیگه ما ۵ ساله خونمون همین ماشینه، بهش می گن ون لایف، یه زمانی واسه ما یه رویا بود.

مونا

اولش سخت هست اما وقتی بدونی هدفت چی هست و چی می خوای دیگه راحت میشه.

علی

آره… ممکنه خیلیا تو کاخ هم زندگی کنن و لذت ببرن، ما نمی تونیم ثابت باشیم اصلا، وابستگی به مکان واسمون معنا نداره، بدترین چیز اینه که نگران چیزایی باشی که اصلا ارزش نداره!

زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – خانواده ها با این کارتون مشکلی نداشتن؟

علی

اولاش خب سخته. منم مادرم ۷۰ سالشونه و پدرم هم سال ۸۰ فوت کرده. مطمئنم اگه بود اجازه نمی داد. به مادرم اولش نگفتیم قضیه چیه، چون تفرش زندگی می کنن چیزی نفهمیدن اما کم کم متوجه شدن و الان باهامون موافقن و می گن کار درستی می کنین. همه ی این چیزا و مخالفت ها هست اما باید خودت از پس خودت بربیای. به هر حال تشنتم که باشه و بخوای آب بخوری باید یه حرکت انجام بدی، این ساده ترین مثاله، اگه بشینی و بگی تشنمه که تشنگی برطرف نمی شه. اوایلش به ما می گفتن که بچه دار شدن خیلی مهمه اما ما دیگه راهمونو انتخاب کردیم و در حال حاضر هم بچه ای نداریم.

مونا

مامانم مشکلی نداشت و کلی هم استقبال کرد و گفت شما می تونین. ولی پدرم هنوز که هنوزه ناراحته اما چیزی نمی گه. یه خواهر و یه برادر دارم که کمکم می کنن. معمولا هر وقت تهران باشیم میریم پیش مادر و پدر من. پدرم خیلی بهم وابسته ست و تا داریم وسایل سفر رو جمع می کنیم میگه باشین خونه دیگه، کجا می رین؟ هنوزم یه خرده سختشه که با این قضیه کنار بیاد.

کارناوال – تا حالا خانواده باهاتون اومدن سفر؟

مونا

خواهر و برادرم تو سفرای کوتاه باهامون بودن اما پدر و مادرم نه.

علی

البته قبل از اینکه اینجوری سفر کنیم برنامه ریزی های سفر خانواده رو من انجام می دادم و همونجا نقش تور لیدری داشتم واسشون.

زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – ماشینتون اسم خاصی داره. میشه در موردش توضیح بدین؟

مونا

دامبو اسمی بود که من واسش انتخاب کردم. دامبو یه شخصیت کارتونی فیله که گوشای بزرگی داره و پرواز کرد تا سفر کنه. درای ماشین رو که باز می کنیم با اون دماغه ی جلو که زاپاس روشه خیلی شبیه اون فیله می شه.

علی

غیر از اینا دامبو یه کار خیلی مهمی کرد و تونست سفر کنه. این ماشین هم راه نمی رفت اما ما خودمون درستش کردیم. درسته یه ماشین ۴۰ ساله است و هر لحظه ممکنه خراب شه اما ما بازم باهاش میریم سفر. دیگه خراب شدن ماشین هم شده قسمت بامزه ی سفر ما. ما هم دیگه داریم مکانیک می شیم چون یه چیزایی یاد گرفتیم.

زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – از سفرهای خارجیتون برامون بگین

علی

اولین سفر، سال ۹۱ رفتیم ارمنستان ۴ نفری با دامبو. ۱۰۰۰ کیلومتر تو ارمنستان سفر کردیم. یکی از مشکلاتمون گرفتن پلاک ترانزیت بود. چون ماشین بالای ۳۰ ساله و جزء میراث کشور به حساب میاد با ضمانت تونستم براش پلاک بگیرم.

سفر دوم رو رفتیم هند البته می خواستیم با ماشین بریم اما پاکستان ویزا نداد بهمون. گفتن از مرز ایران تا کویته ۶۰۰ کیلومتر راه بیابونیه و هیچ روستایی نیست و امنیت نداره. خلاصه با هواپیما رفتیم. ۳۱ روز هند بودیم با کوله پشتی بیشتر از نصف هند رو گشتیم. توی مسافرخونه ها می موندیم. چادر داشتیم اما جایی واسه چادر زدن نبود. تو هند، گوا، هامپی، پونا، بادامی، دهلی، خواجه راهو، آگرا، جیپور و احمدآباد رو گشتیم. فواصل شهرا رو با اتوبوس و قطار می رفتیم.

سال بعدش رفتیم ترکیه با ماشین ۷۰۰۰ کیلومتر سفر کردیم. فتیه، بدروم، آرمانیس رو نتونستیم ببینیم. یعنی پول بنزینمون تموم شد (با خنده). سال ۹۴ رفتیم ترکیه و گرجستان و ارمنستان و تو دوهفته، سه تا کشور رو دیدیم. یه جورایی رکورد زدیم.

امسال هم ۳ هفته ارمنستان و گرجستان و ترکیه رو گشتیم اما بیشتر تو گرجستان بودیم چون دفعه ی قبل خوب ندیده بودیم این کشورو.

مونا

آره دفعه ی پیش انقدر بارون بود که یکی از دوستامون شامپو زد به سرش و رفت زیر بارون سرشو شست.

هر دو با هم می خندند.

کارناوال – آیا تا به حال روش هیچهایک رو تجربه کردید؟

علی

نه تا حالا تجربه اش نکردیم، فکر کنم تنها چیزی که راجع به سفر دوست نداریم انجام بدیم همینه، مگه اینکه مجبور بشیم، خیلیا دوست دارن اما ما نه.

زوج جهانگرد ایرانی
زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – هزینه های سفرتون چه جوری تامین میشه؟

علی 

ما الان تور می بریم. ۵ نفر توی ماشین ما جا میشه. مثلا برای سفرای خارج فقط می تونم رو ماشین خودم حساب کنم چون ممکنه یه سری آدما نتونن بیان. اما تو ایران همیشه تور داریم. بقیه مسافرا با ماشین خودشونم می تونن دنبال ما بیان. حتی ماشین های دو دیفرانسیل رو هم داشتیم تو سفرا.

ما قسمت پذیرایی و همه چیز رو به عهده می گیریم و هزینه شو ازشون دریافت می کنیم.

مونا

البته ما یه تجربه ی جالب دیگه هم داشتیم. تلاش کردیم پول درآوردن تو سفر رو یاد بگیریم. به این فکر افتادیم که آشپزی می تونه خیلی خوب باشه. گفتیم تو همین تهران شروع می کنیم و اگه بتونیم انجامش می دیم.

علی ادامه می دهد:

دو سال پیش رفتیم پارک پلیس. فلافل درست کردیم و فروختیم. روز اول هیچ کس نیومد بخره فقط دوستامون بودن.

مونا

دو شب بعدش رفتیم لویزان یه چیزی گذاشتیم جلوی ماشین مثل سلف سرویس درست کردیم. اولش یه آقایی اومد گفت اینجا بساط نکنین منم گفتم بساط نیست، تولدمه دوستام قراره بیان و دور هم باشیم، اونم رفت. اولش دوستامون اومدن و یه ۳۰ – ۴۰ نفری بودیم، وقتی هوا تاریک شد همه ی مردم اومدن و هرچی داشتیم خریدن. حتی یه خرده سوسیس تو ماشین بود اونم درست کردیم و فروختیم، اما دیدیم فلافل سود زیادی واسمون نداره.

به این نتیجه رسیدیم که یه کار دیگه ای بکنیم که هزینه ش کمتر باشه، راحت تر باشه و یه چیز جدید باشه تا مردم بیشتر استقبال کنن… این دفعه ساندویچ نوتلا درست کردیم و با شیر داغ تو دربندسر فروختیم، ۲ ساعت طول کشید تا همش تموم شد.

دیدیم که میشه پول دربیاری و از پسش براومدیم. البته تو سفر گرجستان هم صنایع دستی به اروپاییا فروختیم. من و خواهرم و یکی از دوستام یه چیزایی درست می کنیم مثل دستبند و جاسوئیچی و از این جور چیزا، خیلی هم استقبال کردن.

زوج جهانگرد ایرانی
زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – هر کشوری که دیدین رو تو یه عبارت برامون توصیف کنین.

هند

علی

همه ی آدما یه بار باید برن، اصلا برن یه هتل ۵ ستاره ولی واقعا برن و ببینن که خیلی چیزا اونجا متفاوته.

مونا 

منم حرف علی رو تایید می کنم همه باید ببینن.

ارمنستان

مونا با خنده پاسخ می دهد:

من پیشنهاد می کنم کسی نره

علی

نه که نره حالا، ولی یه بار بسه.

گرجستان

مونا

حتی برای زندگی هم فکر کردیم بهش.

علی

میشه زندگی کرد توش واقعا.

ترکیه

مونا

خیلی قشنگه، خیلی سفر خوبی برای ما بود چون طولانی تر بود و متفاوت.

علی

توریستی ترین جایی بود که دیدم.

زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – تا حالا گم شدین؟

علی

نه من از بچگی شکار می رفتم و تو کوه و اینا راه پیدا کردن رو بلد شدم، خودم جی پی اس سیارم و جغرافیام هم خیلی خوبه.

مونا

منم جدیدا یه جورایی راه افتادم و بلد شدم.

زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – بهترین اتفاق زندگیتون چی بوده؟

علی

کل سفرا واسه ی ما یه اتفاق خوبه ولی بهترین اتفاق زندگی من ازدواج با مونا بود، اگه نبود شاید اینجوری نمی شد، خیلی جاها من خسته شدم و مونا بهم انگیزه داده که ادامه بدیم.

مونا

بهترین اتفاق زندگی من این بود که علی از کارش اومد بیرون و آزاد شدیم، اینکه رها باشی خیلی خوبه.

زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – تلخ ترین یا سخت ترین اتفاق زندگیتون چی بوده؟

مونا

تلخ که نه، یه سری مشکلات و اتفاقات تو زندگی بوده اما اونقدری فکر ما رو به خودش مشغول نکرده که تلخ باشه.

علی

ما تو سفر هند دو روز گرسنه بودیم، پولمون تموم شد و تا بیایم پول بگیریم از دوستامون مجبور شدیم یه کم گرسنگی تحمل کنیم. البته ما به اونم به چشم قسمت بامزه ی سفرمون نگاه می کنیم. تو ترکیه هم پولمون تموم شد اما اونجا راحت ماهی صید می کردیم و می خوردیم.

زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – عجیب ترین چیزی که دیدین چی بوده؟

علی سریع به آدم فضایی اشاره می کنه. اولش ما هم متعجب میشیم اما علی باز هم تاکید می کنه و میگه:

جدی می گم من دیدم، تو انارک ایران دیدم، اتفاقا با هم بودیم. یه چیزی عین بشقاب پرنده انگار توی ارتفاع یک کیلومتری بود، چند رنگ متنوع داشت و هی می چرخید، خیلی هم سریع جا به جا می شد، یه لحظه اینجا بود و یه لحظه جای دیگه. اول فکر کردیم دستگاه های تصویربرداریه اما واقعا سفینه بود.

یه بارم تو بچگی تو باغمون تو تفرش طوفان شد و ما فرار کردیم تو خونه. دو هفته بعد تو خونه بودیم که یهو یه چیزی مثل شهاب سنگ رد شد و رفت خورد توی کوه روبه رویی، فرداش رفتیم ببینیم اما خیلی شلوغ پلوغ بود و راه رو بسته بودن، ولی بعدا که خلوت شد فرو رفتگی توی زمین قشنگ معلوم بود. به هر حال وسعت دنیا رو که یه نگاه کنی می فهمی همه چیز می تونه وجود داشته باشه.

مونا

اصلا یکی از چیزایی که تو سفر دوست داریم راجع بهش بدونیم و تو سفرامون بریم سراغش، رمزآلودهای ایران و مباحث ماوراءالطبیعه هستش.

زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – بهترین جاده ای که تو زندگیتون دیدین کجا بوده؟

مونا 

بندرعباس به چابهار.

علی 

آره دقیقا! یه جایی هست به نام روستای دَرَک که یه چیزی مثل رمل های کویر به رنگ طلایی رو در کنار آب می تونین ببینین، نمونه ی این تصویر رو چند تا جای محدود تو دنیا می تونین ببینین. تو ایران هم یه نمونه ش هست. یه جاهایی آب ازتون ۲ تا ۳ کیلومتر دوره اما یه جاهایی هم خیلی نزدیکه. تو این مسیر گَرَک و جاسک رو نباید از دست داد، خیلی جای بکر و خوبیه.

زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – خاطراتتون رو ثبت هم می کنین؟

علی

بیشتر ضبط می کنیم، نوشتن واسه من کار سختیه چون دائم دارم رانندگی می کنم و خسته م اما مونا می نویسه.

کارناوال – رانندگی خسته کننده نیست؟

علی

نه من اذیت نمی شم، خیلی هم دوستش دارم.

مونا

منم گاهی اوقات رانندگی می کنم ولی نه توی شهر.

زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – استقبال مردم کشورای دیگه چطوره؟

علی

خیلی خوبه. یه بار نزدیک یه چشمه تو غرب ترکیه بودیم. یه ماشین پلیس ما رو دید و از کنارمون رد شد اما دوباره برگشت. اینم بگم که تو ترکیه انقدر بنزین گرونه، حدود لیتری ۸۰۰۰ تومن، که اگه ماشین پلیس رد شه اصلا بر نمی گرده.

مونا

پلیسه واسش جالب بود که شما؟ اینجا؟ از ایران؟ من تا حالا پلاک ایران ندیدم، مگه از این ماشینا تو ایرانم هست؟ مثلا فکر می کرد ما چادرنشینیم. آلمانی ها هم زیاد میان جلو و باهامون حرف می زنن.

علی

آره اینکه ما فولکس داریم جالبه واسشون و فکر می کنن ما هم آلمانی هستیم.

زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – تا حالا تو شهرهای مختلف تو خونه ی کسی مهمون شدین؟

مونا

شهر به شهر که می رفتیم خیلی استقبال می کردن و اصرار داشتن که به خونه هاشون بریم اما ما نمی خواستیم مزاحمت داشته باشیم واسشون، تا اینکه یه بار تو برازجان مجبور شدیم و رفتیم خونه ی یه نفر.

علی

تو سفر یک هفته ای که به کویرهای ایران داشتیم تو راه بوشهر رفتیم برازجان و احتیاج به حمام داشتیم. از یه آقایی پرسیدیم اونم اصرار کرد که بریم خونه ش، خیلی اصرار کرد ولی ما گفتین نمیایم، آخرش گفت که ما یه خونه داریم برای پذیرایی مهمون ازش استفاده می کنیم، وقتی اینجوری گفت ما هم راهی شدیم و رفتیم، اما وارد خونه که شدیم دیدیم از این خونه های حیاط دار قدیمیه که چند خانوار توش زندگی می کنن، این آقا هم خانواده ی خودشو برد توی یه خونه ی دیگه تا ما راحت باشیم، کلی ازمون پذیرایی کردن و قلیه ماهی هم بهمون دادن. بعد فهمیدیم این آقا بیکاره و خیلی ناراحت شدیم، مهمان نوازی ایرانیه دیگه.

زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – توصیه ای برای سفر ارزان دارین؟

علی

خیلی مهمه اینی که گفتین. باید حتما یاد بگیری که ارزون سفر کنی و این خودش یه علمه. اول باید حساب همه چیز رو بکنین، پول بنزین، غذا و خلاصه همه چی. سفر رو راحت بگیرین. نیازی نیست که به خیلی چیزا اهمیت بدی. با نون و پنیر هم میشه سیر شد. روحیه ی سفر داشته باشین. خواستن خیلی مهمه. خیلیا بعد یه هفته سفر دیوونه می شن. مثلا اگه نره حموم نمی تونه ادامه بده. یه سری مسائل رو کلا باید بی خیال شد.

کارناوال – تا حالا مشکل امنیت نداشتین؟

علی

نه اصلا مشکل نداشتیم ما خیلی ماجراجویانه عمل می کنیم. مثلا یه بار تو گرجستان بودیم و یه جای پرتی خوابیدیم، نیمه شب یکی اومد گفت اینجا زمین منه و باید از اینجا برید بعدشم زنگ زد دوستاش اومدن اما من با خونسردی بهشون یه جوری توضیح دادم و رفتن، بعدش ترسیدیم دوباره برگردن، ما هم زنگ زدیم پلیس بین الملل اونا هم آدرس و گرفتن و خیلی سریع اومدن، گفتن باید جابه جا شیم. من خیلی خسته بودم و الکی بهشون گفتم ماشین خرابه، آخرش هم همونجا موندیم و اتفاقی هم نیفتاد.

کارناوال – خیلیا دوست دارن مثل شما باشن ولی یه جورایی می ترسن. به نظرتون دلیل این ترس چیه؟

علی

مثل این می مونه که یه بچه ی دو ساله نمی دونه پشت این در و تو دنیای بیرون چه خبره ولی یه بار میره تو کوچه می بینه هیچ خبری نیست و همه چیز عادیه. فقط کافیه از این در بری بیرون. واسه ما هم سخت بود. خیلی بهش فکر کردیم اما بالاخره انجامش دادیم. الان تنها حسرتی که داریم اینه که چرا زودتر این کارو نکردیم؟

زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – آینده تون رو چه جوری می بینین؟

علی

ما می خوایم تا آخر عمرمون تو سفر باشیم. با شعار ” سفرهای بدون مرز” سفر کنیم. یه طومار هم همراهمونه می تونین به عنوان سفیر صلح و عشق امضاش کنین. یه پارچه ی سفید ۲۰-۳۰ متری.

خیلی دوست داشتیم اروپا رو بریم اما الان موقعیتش نیست چون هم ویزا گرفتن به خاطر اوضاع ترکیه سخته و هم اینکه ما هنوز اون توان مالی رو نداریم. داریم یه سفر ایرانگردی رو شروع می کنیم تا کل ایرانو بگردیم و بعد بریم اروپا. البته آفریقا و امریکای جنوبی هم تو برنامه مون هستن.

البته یه بارم با آقای عبدالله امیدوار صحبت کردم و دلم می خواست همه ی جاهایی که اونا رفتن رو هم برم تا ببینیم بعد از ۵۰ سال چه تغییراتی کرده اما خب خیلی مسائل هست که مانع ما میشه. اون سفر دیگه هیچوقت تکرار نمیشه.

زوج جهانگرد ایرانی
زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – ماشینتون چی؟ عوضش می کنین؟

مونا (خیلی سریع) 

نه… نه… دوستش داریم.

علی

از دوست داشتنشم که بگذریم، خیلی کارآمده این ماشین. وفتی یه چیزی داری که کارتو انجام میده چرا باید عوضش کنی؟!

مونا

وقتی جیپ داشتیم همه می رفتن جیپ می خریدن و می گفتن بریم سفر اما مهم وسیله نیست مهم خواستنه. حالا که فولکس داریم همه دنبال فولکس هستن، خیلی از طرفدارای ما دنبال ماشینمونن.

زوج جهانگرد ایرانی

کارناوال – آخرین حرفاتون با دوستان کارناوالی؟

علی

من همیشه می گم زندگی اون چیزیه که تو ذهن آدم می گذره. همیشه باید خودت تصور کنی، الان اینجایی که من دارم میرم چه اتفاقی می افته؟ مثلا خوش می گذره یا بد می گذره. بعضی آدما رو تو بهشت هم ببری ایراد می گیرن، پس یه چیزی تو درون آدمه که باید تغییر کنه تا خیلی چیزا راحت بشه.

مونا

منم با علی موافقم بهتره که تو وجودت باشه یه تغییر.

جهانگردان ایرانی

سخن آخر

گذر زمان در کنار این زوج دوست داشتنی اصلا احساس نمی شود. ساعت، گذشتن ۱۲۰ دقیقه را نشان می دهد در حالی که کلی از خاطره ها و گفته های علی و مونا هنوز مانده است. برایمان از دغدغه هایشان برای جذب اسپانسر و آغاز سفر های دور ایران می گویند و برنامه های جالبی که برای آینده شان دارند را مرور می کنند. بعد از ایران دوست دارند راهی اروپا شوند و بعد هم آفریقا را ببینند. حتی به آمریکای جنوبی هم فکر کرده اند و آینده ی شیرینی برای خودشان در نظر دارند. آنها می خواهند تا آخر عمرشان در سفر باشند. می گویند تا وقتی که در سفر هستیم زنده ایم و همه جای دنیا می تواند خانه ی ما باشد.

چیزی به آغاز سفر های ایرانگردیشان نمانده است. البته یک بار ایران را گشته اند اما این بار می خواهند با برنامه ریزی دقیق تری سفر کنند. تیم کارناوال برای این زوج آرزوی موفقیت و خوشبختی می کند.

نظر شما چیست؟

دوست دارید سراسر زندگیتان را در سفر بگذرانید؟

تا به حال این زوج جهانگرد را در شهرتان دیده اید؟

منتظر نظرات شما دوستان عزیز هستیم.

مصاحبه اختصاصی کارناوال با زوج ایرانی عاشق سفر
4.47 41

 دیدگاه ها

  • محسن

    ۲

    ۲

    کل مصاحبه رو خوندم ولی فک می کنم بهتر بود اول درست و حسابی کار میکردن و یه سپرده گذاری میکردن تا ماهیانه یه آب باریکه ای به حسابشون ریخته شه و بعد شروع می کردن به مسافرت….حداقل ماهیانه یک میلیون تومان….اونجوری هم بهشون بیشتر خوش میگذشت هم یه آرامش فکری داشتن.

    • مرتضی فرجی

      ۱

      ۱

      من فقط به شما توصیه میکنم سفر کنید و دنیای دو دوتا چهارتا رو فراموش کنید…

    • علی نوروزی

      ۳

      ۲

      سلام ممنون از شما،ما به این فکر کرده بودیم ولی با کارهای ما و با أین همه تورم خیلی سال طول می کشید که پول حسابی دربیاد و به این نتیجه رسیدیم که پول خیلی مهم نیست این ذهن ماست که باید بخواد.

  • فاطمه خواهر علی

    ۱

    ۲

    من به نوبه خودم همیشه به این مدل زندگی برادرم حسرت می خورم حسرت وقتی میبینم هیچ وابستگی به مال این دنیا ندارن چقدر راحت و خوب زندگی می کنن که هر کسی شایسته این مدل زندگی نیست به هر دوشون افتخار می کنم همیشه براشون ارزوی سلامتی در سفرها رو دارم پاینده باشید

    • علی نوروزی

      ۱

      ۱

      ممنونیم ازت خواهر عزیزم،ما همیشه از خدا سپاسگذاریم بابت این همه نعمت و همیشه براتون آرزوی سلامتی و شادابی رو داریم

  • مرتضی فرجی

    ۱

    ۲

    علی مونا عزیز فقط میتونم بگم شما فزشته اید. دوستون دارم برای رسیدم به اهدافتون هر کمکی که بتونم انجام میدم.
    به دوستانی که مصاحبه بالا رو مطالعه کردن توصیه میکنم با علی مونا سفر کنید تا معنی عشق رو درک کنید…

    به امید روزی که همه بتونن راحت سفر کنن
    البته ی عرفانیه که باید بهش رسید😉

    • علی نوروزی

      ۱

      ۱

      ممنون مرتضی جان،ممنونیم از تو که همیشه تو هر شرایطی کنار ما بودی ما همیشه به تو افتخار میکنیم🙏😉

  • بابک اوحدی

    ۱

    ۱

    هیچی نمی تونم بگم
    فقط
    عاشقتونم……………

    • علی نوروزی

      ۰

      ۱

      ممنون بابک عزیز لطف داری

  • محمد

    ۱

    ۱

    سلام و خسته نباشید
    گزارش زیبا و مهیجی بود من هم با خانواده ام تقریبا مانند ایشان اکثر نقاط ایران را رفتیم و تقریبا با علی اقا و همسر محترمه یه جورایی هم عقیده ایم . همیشه بدنبال جاهای بکر و طبیعت متنوع بودیم راستی از تعداد فرزندان و از شماره تماس با ایشان صحبتی به میان نیامد . به هر حال برایشان ارزوی سلامتی ، عافیت و شادکامی از خداوند رحمان خواستارم . بامید دیدار در سفرهای آینده

    • بهاره فلاح

      ۰

      ۱

      با سلام خدمت شما دوست عزیز
      از اینکه دیدگاه خود را بیان کردید سپاسگزاریم.
      این زوج فرزندی ندارند. همچنین می توانید از طریق صفحه اینستاگرام این زوج ( alimona.trips ) با آنها در ارتباط باشید.

    • علی نوروزی

      ۰

      ۰

      سلام خدمت شماو ممنونیم از شما امیدوارم شما هم به هدفهاتون برسید،ما به علت سفرهای زیاد هیچ فرزندی نداریم.۰۹۱۲۴۰۸۲۶۵۶علی نوروزی

    • علی نوروزی

      ۰

      ۰

      سلام خدمت شما دوست عزیز ممنونیم از شما،امیدوارم شما هم به هدفهاتون برسید،ما هیچ فرزندی نداریم.۰۹۱۲۴۰۸۲۶۵۶علی

  • نادر

    ۱

    ۰

    خاطرات سفر را بصورت سفرنامه منتشر کنید

    • علی نوروزی

      ۰

      ۰

      بله حتما تو فکرش هستیم ممنونیم

  • نسیم

    ۱

    ۰

    وقتی این گزارش زیبا رو خوندم واقعا هیجان زده شدم. زندگی بی قید و بند و به دور از همه مادیات و تجملات. در مورد تامین هزینه های سفر توضیحاتی داده بودین ولی باز برا من جای ابهامه که چطور میشه بدون هیچ پشتوانه مالی سفر کرد. اگه فقط هزینه بنزین و غذا رو هم حساب کنید باز پول قابل توجهی میشه

    • علی نوروزی

      ۱

      ۱

      سلام به نسیم خانم ممنون از لطفتون،بله هزینه داره ما هم با تور لیدری درآمد داریم و اینکه سفرهامون رو با همه تقسیم میکنیم که هم هزینه هامون کم بشه هم اینکه با هم سفرهای خوب بیشتر بهمون خوش میگذره

  • یما

    ۰

    ۰

    سلام. من عاشق سفر کردنم. خیلی دلم میخواد یه آدرس یا ایدی اسکایپ یا تلگرام یا ایمیلی از این زوج الگو داشته باشم.ممنونم اگه راهنماییم کنید

    • علی نوروزی

      ۰

      ۰

      سلام،خیلی هم خوب این شماره تماس ما ۰۹۱۲۴۰۸۲۶۵۶ و alimona.trips و این آدرس انستاگرام ماست

  • mehdi-m

    ۱

    ۰

    سلام با تبریک بهشون بابت این زندگی متاوت من اخر متوجه نشدم دقیقا از کجا هزینه سفر رو تامین میکنند.

    • علی

      ۰

      ۰

      ممنون از شما،ما تور لیدریم ولی وقت و زمان و مکان دست خودمونه.هم سفر میکنیم و هم پول درمیاریم البته خیلی نیست ولی برای ما خوبه

  • امین

    ۱

    ۰

    سلام.وقتی این گزارش زیبا رو خوندم واقعن تعجب کردم چه آدمای با حالی پیدا میشن.کار هر کسی نیست والا من روزی ۱۲ ساعت کار میکنم حقوق کمی هم نمیگیرم سالی یه بار واسه مسافرت رفتن کلی دو دو تا چهار تا میکنم بازم اونی نمیشه که میخوام.

    • علی

      ۱

      ۰

      سلام امین ممنون از شما،سفر کردن راه و روش خاص خودش رو داره که اگه بلد باشی میتونی با هزینه کم سفر خوبی داشته باشی

  • مریم

    ۰

    ۲

    انشالله چند تا بچه دوست داشتنی هم خدا به شما بدهد تا اونها هم در کنار شما دنیا رو ببینند

  • سعید

    ۱

    ۰

    سلام خدمت شما خانواده محترم من لذت برم از این که شما خیلی راحت بدون اینکه نگران پول و….باشید خیلی مصمم تصمیم گرفتید وبدون توجه به حرف اطرافیان زندگی میکنید.

    • علی

      ۰

      ۰

      درود بر شما

  • سهیلا

    ۰

    ۰

    سلام ، واقعا از خواندن این گزارش لذت بردم ، آفرین به مونا و علی عزیز ، ان شالله شرایطی برایتان مهیا شود تا بدون دغدغه مالی بتوانید سراسر این کره خاکی را ببینید که شما واقعا لایق آن هستید .
    یک سوال داشتم خدمتتان ، آیا با وجود یک فرزند ۵ ساله میتوانیم در کنار شما طبیعت گردی کنیم؟

    • علی

      ۰

      ۰

      درود بر شما ممنونیم از دعای خوبتون،بله که میتونید فقط کافیه که خودتون بخواین

  • فاطمه

    ۱

    ۰

    سلام ، تمام مصاحبه رو با دقت خوندم ، البته برای ایدتون و ذوقتون ارزش زیادی قائلم ، ولی واقعا نمی تونم درک کنم … اصلا نمی تونم درک کنم که آدم کارش رو رها کنه برای سفر … ما خودمون با وجود یه پسر ۳ ساله دور دنیا و دور ایران رو داریم می گردیم ولی کارمون رو هم داریم ، خونمون ، زندگیمون … درآمد بالایی نداریم در حد یه کارمند … ولی واقعا نمی تونم درک کنم که توی یه ماشین زندگی کنم که بخوام برم دور ایران و دنیا رو بگردم … ما خودمون یه سفر دو هفته ای به چابهار داشتیم با ماشین ، ولی واقعا دلم به خونم به اتاقمون به آرامشمون تنگ شده بود … ولی بازم می گم حتما شما دارید کار درستی می کنید ولی من اصلا نمیتونم هضم کنم برای خودم … کاش می شد بیشتر باهاتون حرف می زدم … چون ما هم مثل شما عاشق سفریم

  • علی

    ۰

    ۰

    درود بر شما،ما هیچ وابستگی به مادیات نداریم و رهایی و آزادی رو به هر چیزی ترجیح میدیم،ما انتخاب کردیم انتخاب نشدیم.ممنون از شما

  • مسعود

    ۱

    ۰

    شما فوق العاده اید
    به جسارتتون فکر آزادتون سازگاریتون به همه چیز و شوخ طبیعی که دارید افتخار میکنم
    امیدوارم یه روزی خیلی زود بتونم باهاتون همسفر بشم

    • علی

      ۰

      ۰

      شما لطف دارین ممنونیم،حتما باعث افتخاره

  • زیبا از تبریز

    ۱

    ۰

    خوشبحالتون
    دل خوش سیری چند
    من انقد افسرده ام برای کارهای شخصیم با سختی از خونه بیرون میرم

  • زیبا از تبریز

    ۱

    ۰

    ما هیچ وابستگی به مادیات نداریم و رهایی و آزادی رو به هر چیزی ترجیح میدیم،ما انتخاب کردیم انتخاب نشدیم.
    علی اقا این پاسختون عالی بود
    همه ما بعد از عصر صنعتی شدیم وابسته چندرغاز پول کارفرما صبح برو شب بیا
    نه ارزویی نه هدفی نه ارمانی نه دل خوشی
    شما هزینه هاتون از کجا میارید؟ یعنی چجوری گذران زندگی می کنید و بعد اتمام سفر چه کار می کنید و شغلتون چی بوده؟

  • کتی رحیمی

    ۰

    ۰

    منا و علی عزیز همیشه دعا میکنم راهتون هموار باشه و به همه آرزوهاتون برسید .عاشقتر از شما دوتا در زندگیم ندیدم عشقتون پابرجا .

    • منا

      ۰

      ۰

      ممنونیم از دعای خوبت کتی جون،شما همیشه به ما لطف داری،امیدوارم که شما هم همیشه سلامت و شاد در کنار هم زندگی کنید و موفق باشین.

  • منا

    ۰

    ۰

    ممنون،ما تور لیدریم و هر از گاهی تور میبریم،اکثرا که در سفریم و وقتی تهرانیم پیش مامان و بابا هستیم،واقعا نباید به این دنیا وابستگی داشته باشیم چون هیچکس نمی‌داند که چقدر میخواد عمر کند و زنده باشه که زندگی کند.امیدوارم که شما هم هر چه زودتر حالتون خوب بشه و به هدفهاتون برسید،با آرزوی موفقیت برای شما دوست عزیز

  • على رنجبر

    ۰

    ۰

    سلام، على و مناى عزیز امیدوارم که تمام مشکلات پیش روتون هموار بشه و بتونین به خواسته هاتون برسید. من و همسرم توى سفرهایى که با شما داشتیم تجربیات و انژى زیادى از شما گرفتیم، ازتون ممنونیم💐❤️

  • عصمت

    ۱

    ۰

    سلام، من تمام متن رو کامل خوندم، اما هنوز یه چیزی رو درک نمیکنم، شما پول بنزین و تعمیرات خودرو مثلا لاستیک و … یا خورد و خوراک و یا حتی سالی یکبار لباس ، ویزا، پلاک عبور ماشین، بیمه ماشین یا چیزای دیگه رو دقیقا از کجا در میارید؟؟؟؟

    • منا

      ۰

      ۰

      سلام و وقت شما بخیر،ما تور لیدریم و هم سفر میکنیم و هم پول درمیاریم.

  • وحید

    ۰

    ۰

    سلام.
    وقتی این گزارش رو خوندم یاد یه زوج فرانسوی افتادم که پارسال باهاشون هم صحبت شدم. تفاوت اونا با شما این بود که اونا با پای پیاده سفر میکردن. میگفتن که ۵ ساله از خونشون دور هستن و خرج سفرشون رو با فروختن صنایع دستی که خودشون درست میکردن و با گیتار زدن و خوندن خانومش در میاوردن. از ایران خیلی خوششون میومد چون توی جاده اکثرا یکی سوارشون میکرد .خیلی خوشحال بودن مثل شما.
    موفق باشید. خدا قوت.

    • منا

      ۰

      ۰

      سلام ممنون از لطفتون،خیلی هم خوب،آدم لذت میبره،ما هم بارها صنایع دستی تو سفرامون مثل ترکیه و گرجستان به اروپایی ها فروختیم.

  • زیبا از تبریز

    ۱

    ۰

    سلامی دوباره
    در مورد گرفتن پلاک ترانزیت میشه راهنمایی بفرمایید
    من خودم همیشه ترسم از اینه که نشه با کاشین خودت بری خارج و اگر بری چی میشه! پلیس! بنزین! خلافکارهای احتمالی! دزدهای شب رو! بعدش شب خوابیدن
    خاصه در مورد ارمنستان یا دریاچه وان ترکیه اگر بخواهیم با ماشین خودمون بریم۱- چقدر هزینه داره؟ ۲-چکارها باید بکنیم؟ مثل ویزا؟ مثل پلاک؟ گواهی نامه ایرانو چجوری قبول دارن؟۳- بنزین و پمپ بنزین چجوریه؟ ۴-توی ماشین بخوابیم گیر نمیدن؟ ۵-و وسایل ضروری که باید همراهمون باشه مثل لباس یا تجهیزات بهداشتی ؟ ۶- و البته سرویس بهداشتی در سفر؟ خب اینها معضلات زیادیه ۷-همین طور غذاخوری های بین راهی شون تمیزه و قابل خوردنه ؟ ممنون اگر کمی با تفصیل برای من و خیلی هایی که از این زندگی تکراری خسته شدن توضیح بدید خیلی جزیی که این مسایل رو چجوری حل کردید

  • زیبا از تبریز

    ۱

    ۰

    علی اقا و مونای عزیز
    سایتی ندارید؟
    من دوست دارم خیلی از عکسهای سفرتون به هند و قفقاز رو ببینم

  • زیبا از تبریز

    ۱

    ۰

    تا حالا به سفر به تبت (جنوب غربی چین) و سین کیانگ (شمال غربی چین) فکر کردید؟ اینکه مگم چین شاید بنظر بیاد اوه کی میره این همه راهو ! اما جالبه بدونید در شمال غربی چین عده ای از پامیرها و تاجیک ها هستند که کم هم فارسی بلدند. شهرهای ختن و کاشغر که دیر زمانی بخشی از ایران بودند و همین طور مسلمانان اویغور در ارومچی و مسیر راه ابریشم و کتبیه های تاریخی که ایرانی بودن تبار و فرهنگ شمال غربی چین را اثبات می کند همین طور مسلمانان قوم هویی چین در شمال غرب هستند کل این دو منطقه نصف چین وسعت دارد ولی کلا ۶۰ میلیون جمعیت دارد. ناحیه گرم و خشک و تاریخی و کمتر شناخته شده و پر از عجایب
    همین طور چین از ترس جدایی طلبان تبت به ایران و خیلی کشورها برای سفر به تبت سخت ویزا میدهد
    ولی بنظرم روش فکر کنید
    بودا گویا یک ایرانی بوده و تبتی ها بودایی دالایی لاما و فرهنگ عجیب تبت و اویغورها باید خیلی بدیع و جذاب باشه

  • فریبا

    ۰

    ۰

    سلام خیلی جالب بود واقعا لذت بردم من وهمسرم خیلی سفر میکنیم واقعا وقتی میبینم مثل ما هم هستن خوشحال میشم موفق باشید انشالا

  • کاظم

    ۲

    ۰

    با سلام خدمت شما عزیزان
    گزارش بسیار خوب و جالبی بود ممنون از سایت محترم کارناوال
    سفر انهم فارغ از دغدغه های روزانه آرزوی هر کسیه مشروط بر انکه آگاهانه و از روی برنامه باشه که خدا را شکر به نظر می رسه شما عزیزان پس از مدتی غلق کار دستتان امده و براحتی توانایی های لازم را کسب نموده اید و مهارتهای زندگی به این شکل را یافته اید .شکی نیست که انسانها علی رغم شباهتاهای زیادشان مثلا در ارزوهیشان ،تفاوتهای زیادی هم در سبک و سیاق زندگی و نوع نگاهشان به پیرامون خود دارند که از اینروست سبکی که هر کسی تو زندگی خود داره کاملا منحصر بفرد می باشه که شاید از عهده دیگران بر نیاید مانند انکسی که اول بار اورست را فتح کرد که به نظرم منحصر بفردترین فرد دنیا هم بوده بنابراین هر فردی باید متناسب با شدت علاقه و کششی که به هر کاری دارد پای در ان عرصه بگذارد که مطمئنا مصائب راه هم متناسب با ان علاقه کمتر خواهد بود.به هر روی ارزوی سفرهای بسیار بسیار مهیج و زیبا برایتان دارم .امیدوارم دیگر هموطنان نیز به ارزوی سفر دور و دراز خود دست پیدا کنند.
    ارادتمند شما
    کاظم از اردبیل

  • رضا

    ۰

    ۰

    با سلام و آرزوی موفقیت
    همیشه خاص بودن بهای سنگینی دارد، تبریک به شما که از تنوع دید مثبت و منفی دیگران که به تحلیل مادی و نحوه زندگی شما نشسته اند نه نگران میشوید و نه خوشحال ، چون آنقدر غنی و بخشنده اید که حاتم وار بیش از بهای سنگین خاص بودن به همه می بخشید.
    من یک معلم و نشریه چی ام، شاید مثل شما زندگی خاصی دارم ولی در وادی آموزش و فرهنگ ایران عزیز تر از جان،…. حسرت بردم که در کنار شما نبودم و ایران گردی و جهان گردی نکردم دوست دارم جز دوست نزدیک شما باشم و در سفرهای خاص شما همراهیتان کنم .
    یک پیشنهادی پول ساز هم برای شما دارم که فکر می کنم هزینه سفر به اروپا و آفریقای شما را به راحتی در بیاورد .
    شما پتانسیل تولید پول (money-making)عجیبی دارید که آنهم تجربه های با ارزشتان است.

  • مجید

    ۲

    ۰

    سلام به علی و مونا،

    من واقعا لذت بردم از کارتون و جسارتی که داشتید برای همه چی. راستش می‌خواستم اگر توری دارید شرکت کنم و نمی‌دونستم چطوری باهاتون تماس بگیرم. لطف می‌کنید راه‌های تماس رو بگیید یا ایمیل کنید برام.

    ممنون و همیشه موفق باشید.

    • فاقعسقععط46فعففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففف4فعغغع

      ۰

      ۰

      تهران

  • .

    ۱

    ۰

    علی نوروزی ۱۰ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۴۰
    ۰

    ۰
    سلام،خیلی هم خوب این شماره تماس ما ۰۹۱۲۴۰۸۲۶۵۶ و alimona.trips و این آدرس انستاگرام ماست

  • سارا

    ۰

    ۰

    سلام خسته نباشید می گم به پچه های کار ناوال که مطالب خوبی برای مردم به اشتراک می گذارید .ویه جمله هم بگم به نویسنده این مطلب که واقعا جذاب و زیبا نوشته امیدوارم موفق باشه و روز به روز بهتر و عالی تر بشه.

    • بهاره فلاح

      ۰

      ۰

      با سلام خدمت شما دوست عزیز
      سپاس از اینکه دیدگاه خود را با ما و دیگران به اشتراک گذاشتید
      خوشحالیم که این مطلب مورد پسند شما واقع شده است.

  • سعید قضائی

    ۱

    ۰

    سلام به علی آقای عزیز و مونا خانم محترم
    شما زوج عاشق فوق العاده اید،واقعا لذت بردم از صحبت هاتون…
    اینکه بدون وابستگی به هیچ گونه مادیات و تجملاتی فقط به فکر لذت بردن از لحظه های ناب و تکرار نشدنی زندگیتون هستید خیلی خیلی زیباست
    خیلی دوست دارم با شما ۲ عزیز سفری داشته باشم،و همچنین طبیعت گردی رو هم ازتون یاد بگیرم
    از قسمت نظرات شماره تماس و آدرس پیج اینستاتون رو برداشتم،امیدوارم که افتخار زیارت شما زوج عاشق رو از نزدیک داشته باشم تا بتونم ازتون خیلی چیزها رو یاد بگیرم.
    سلامت باشید و در پناه ایزد منان…
    از سایت کارناوال هم ممنونم بابت این مصاحبه

  • مهرداد راد

    ۰

    ۰

    خیلی خوبین.
    شمارتون رو برداشتم … همین جا میگم دعوتین بیاین پیش من …

    • مریم

      ۰

      ۰

      سلام عال بود من و همسرم لیدر هستیم ما هم خیلی وقته سفر میکنیم تور میبریم ولی دوست دارم به یزد دعوتتون کنم بیاین پیش ما خیلی عالی بود ممنون از دو زوج عزیز

      • علی نوروزی

        ۰

        ۰

        ممنونیم از لطف شما،به روی چشم حتما خدمتتون میرسیم و خوشحال میشیم از دیدارتون

    • علی نوروزی

      ۰

      ۰

      ممنونیم از لطفتون و ممنونیم از دعوتتون خیلی خوشحال میشیم از دیدارتون

پاسخ دهید

موارد مشخص شده با * الزامی هستند.

This is search results
در حال بارگذاری ...