نا گفته های یک کوالا

نا گفته های یک کوالا

جالب انگیزهای جهان

من کوالا هستم، ایرانیان به من “بل بله گوش ” نیز می گویند!

من شبیه خرس یا شغال نیستم با این حال بعضی ها مرا خرس کیسه دار و بعضی ها مرا شغال درختی می دانند ، در صورتی که من خودم هستم؛یک “کوالا”ی دوست داشتنی…

من اصلا آب نمیخورم به همین دلیله که بهم میگن “کوالا” یعنی حیوانی که آب نمیخورد!

همراه کارناوال باشید تا با من بیشتر آشنا شوید.

میدونید من اهل کجا هستم؟

من از حیوانات بومی استرالیا هستم که امروزه، درسراسر استرالیاى شرقى، ازنواحى گرمسیر شمال شرق تا مناطق سردتر جنوب شرقى، در جنگلهاى اوکالیپتوس زندگی میکنم.

آخه می دونید؟ من عاشق درخت اکالیپتوسم؛ بدون اکالیپتوس نمیتونم زندگی کنم!

عشق من ، درخت اکالیپتوس

 

علاقه من به درخت اکالیپتوس به این علت است که من روزانه حدود ۲۰۰ الى ۵۰۰ گرم  برگ اوکالیپتوس مى خورم ؛ روی درخت اکالیپتوس می خوابم ، تازه نوزادم رو هم همونجا به دنیا می آورم.

سیر نمیشم ولی دوست دارم

برگهای اکالیپتوس خیلی منو سیر نمیکنه چون دارای مقدار ناچیزی پروتئین بوده و قسمت زیادی از آن را فیبر و دیگر ترکیبات غیرقابل هضم تشکیل داده ، اما جز اکالیپتوس هم چیز دیگه ای نمی خورم.

من دیگه با این نوع تغذیه سازگاری پیدا کردم و به همین دلیل شکل دندونها و سرعت هضم غذای منو تغییر داده ،من اونقدر اکالیپتوس می خورم به حدی که همیشه دهنم بوی اکالیپتوس میده،حتی شیری هم که به نوزادم میدم با طعم اکالیپتوسه !

 

میگن خیلی تنبلم..

براتون گفتم که برگهای اکالیپتوس ارزش غذایی پایینی داره ،بخاطر همین بیشتر وقتم را بر روی درختان به استراحت می پردازم تا انرژی توی بدنم بمونه.

روی همون درختی که غذا می خورم بساط خوابیدنمو پهن می کنم ، یعنی کنار سفره دراز میکشم!!

من  ۲۰ ساعت در روز می خوابم، ۱ تا ۳ ساعت هم صرف نشستن و غذا خوردنم میکنم و تنها ۴ دقیقه در روز بین شاخه های درختان حرکت کرده و کرکهای خودمو تمیز می کنم و یه کم هم در اجتماع کوالاها حضور پیدا میکنم ، تنها ۴ دقیقه برای کل این فعالیتها!

 

چون کوالا هستم اینجوری ام..

غذا خوردنم از ۵ عصر شروع میشه و تا نیمه شب طول میکشه!من غذامو در چند وعده می خورم! حدودا بیست دقیقه طول می کشه تا برگهای سفت اکالیپتوس رو بجوم!

من اصلا آب نمیخورم به همین دلیله که بهم میگن “کوالا” یعنی حیوانی که آب نمیخورد!

آب مورد نیاز بدنم از همین برگهای خوشمزه اکالیپتوس تامین میشه!بخاطر همین چیزاست که من عاشق اکالیپتوسم،بدون اکالیپتوس می میرم!

خوشگل و بانمک!

 

بدن من چاق و خپله با یه دم کوچیک!

سرم نسبتا بزرگه،صورتم مثل دایره ای هست که دو تا چشم قلمبه و یک بینی برآمده روش قرار گرفته!

بالای سرم هم گوشهایی گردقرار گرفته…کلا که من خیلی خوشگل و با نمکم!اصلا قیافم یه جذابیت خاصی داره!

 

قوی ام..

دست و پاهای عضلانی و ورزشکاری دارم!من هر شب با دستهای پر قدرتم شاخه‌ها را می‌گیرم ومیرم بالا و اون بالا شاخه به شاخه برگهای سخت اکالیپتوس را می‌خورم؛شاخه به شاخه!

 

پنجه های به درد بخور..

خیلی ها هم متعجب هستند که من که موجود آروم و تنبلی هستم چجوری از درختا بالا میرم؟

باید بگم همش کار پنجه هامه که باعث میشن به درخت بچسپم و خیلی راحت ازش بالا برم.تازه من با این پنجه هام خودمو میخوارونم و کرکام رو هم مرتب میکنم!

بیناییم و بویاییم خیلی قویه

 

به جشمام نگاه کن! درست مقابل صورتم قرار گرفته و همین باعث میشه که با هر دو چشمم بر روى یک شىء تمرکز داشته باشم. تعریف از خود نباشه  فاصله ها را به درستى تشخیص میدم و این براى موجودی که مرتبا ازیک شاخه به شاخه دیگرمى پرد، خیلی ضروریه!

بیشتر بدونید..

ما کوالاها حس بویایی خوبی هم داریم زیرا قبل از اینکه یکی از برگها را برای خوردن انتخاب کنیم، آنها را با دقت بو می کنیم و این یعنی هربرگی از دید ما بوی متفاوتی دارد.

کوالاهای نر بالغ، در وسط سینه خود غددی به رنگ قهوه ای دارند .باید اعتراف کنم ماده ای که از این غدد ترشح میشه واقعا بدبو و غیر قابل تحمله! اما این یک کانال ارتباطی بین ماست چون نرها این غده را بر روی تنه و شاخه های درختان می مالند و بویی که بر روی درخت باقی می ماند، به نوعی وسیلۀ ارتباط درون کوالایی است!!! ما می تونیم ترشحاتی را که کوالای نر از بدن خود برتنه وشاخۀ درختان به جای میذاره رو خیلی خوب استشمام کنیم.

 

نوزاد کوالاها اینجوری بزرگ میشه..

 

وقتی به دنیا اومدم کامل نیودم،نابینا بودم وگوشام هم کامل نشده بود! تازه بیشتر از ۲ سانتی متر طول نداشتم!

مامان کوالا که دید دلبندش خیلی ناقصه منو انداخت توی کیسه ای که روی شکمش داشت؛همونجا غذا می خوردم و همونجا هم می خوابیدم تا اینکه ۶-۷ ماهم بود که از کیسه اومدم بیرون….

 

چیزی که از دنیا فهمیدم این بود که جای جالبیه اما خب همونقدر که جالبه خطرناک هم هست،بخاطر همین ترجیح دادم فعلا پیش مامانم بمونم.

از سر و کول مامان کوالا بالا رفتم و همونجا پشت گردنش موندم تا بزرگ بشم و از خودم بتونم دفاع کنم!

بعضی مواقع هم برمیگردم توی کیسه،شیر میخورم و پرانرژی برمیگردم بیرون!

 

بچه بانمک ما شش ماه در کیسه مادرش میمونه تا رشدش کامل بشه و بعد میاد بیرون ، اما حالا هم از مادرش جدا نمیشه،از سر و کول گردنش بالا میره ،و همونجا پشت مامانش میمونه تا به اندازه کافی بزرگ بشه که بتونه از خودش مراقبت کنه!

هر سال فقط یه بچه میتونم بیارم!!

مامان کوالا در هر سال فقط یه بچه میاره! تا تولد بچه بعدی فعلا داخل کیسه فقط جای خودمه!

اگه خواهر دار بشم ۲ سال طول میکشه تا مثل خودم از آب و گل دربیاد و اگه مامان و بابا منو با یه داداش غافلگیر کنن احتمالا ۳-۴ سال بعد بچه بازیاش تموم میشه!

مادر مهربون

مامان کوالا هر بعد از ظهر با بچه ای که روی کولش نشسته ،درخت نوردی رو آغاز میکنه !

به درخت که میرسن مادر اول بچشو به روی تنه درخت میچسپونه و بعد با هم از درخت بالا میرن!تا نیمه شب هم با همین برگهای خوشمزه اکالیپتوس مشغولند!

کلا روزا می خوابیم و شبا در حال فعالیتیم!

 

استقلال یک کوالا

 

بعد از اینکه احساس کنم که بالغ شدم حالا باید برای خودم یه قلمرو تعیین کنم تا بتونم راحت فرمانرواییمو بکنم!

نمیشه که تا ابد توی قلمرو مادرم بمونم که!

برای خونه پیدا کردن باید یه منطقه از جنگل بومی رو پیدا کنم که کوالای دیگه ای تصرفش نکرده یا کوالایی که قبلا اونجا بوده مرده باشه! آخه من یه جای آروم و دنج برای خودم میخوام که راحت بتونم اونجا استراحت کنم!!

نامه یک کوالا به مسولین

چون جنگل های اکالیپتوس محدودند و جمعیت کوالاها هم کم نیست، قبل از اینکه نسل کوالاها با خطر مواجه شود، از مسئولین خواهشمندم برای تامین اقامتگاه مناسب و غذای کافی که همه وابسته به درختان اکالیپتوس هستند ، توجهات لازم را مبذول بفرمایید:)

خطر خطر!

یه سری ها هم هستند که اذیتمون میکنن..

ما کوالاها با چه خطراتی مواجه هستیم؟

از این افعی بزرگها،که خوب هم شکارمی کنند هیچ خوشم نمیاد!

بعضی جغد ها و عقاب ها هم بچه کوالای ناز رو از پشت مادرشون می دزدند!

وقتی روی زمین راه میریم،اگه سگ بهمون حمله نکنه یا اگه وسیله نقلیه آدمها باهامون برخورد نکنه میتونیم به ادامه زندگیمون هم فکر کنیم!البته من هم بعضی موقعا خودم ترسناک میشمااا…نیگا کن!

 

سال ۲۰۰۹ واسه ما خیلی بد بود

حالا اینها به کنار جنگل که آتیش بگیره ما هم زندگیمون توی خطر می افته!

مثل اون آتیش سوزی سال ۲۰۰۹ ، هوا یک دفعه خیلی گرم شد!

من که زیاد آب نمی خورم انقدر تشنم شده بود که نگووو!

بعضیا خیلی دوسمون دارن..

ماریا شاراپووا یه خانم محترم و یه تنیس باز محبوب روسی آمد پیشم و باهام یه عالمه عکس یادگاری گرفت؛آخه ما دوستای خوبی برای هم هستیم!

با اومدنش به همه ثابت کرد که باید مواظب کوالاها باشیم.

این کارش باعث شد که هم من و هم دوستداران محیط زیست کلی به این خانم ورزشکار افتخار کنیم.

خب تا دیدار بعدی،خدانگهدار!

 

من و فامیلامون برای بدرقه کردن شما آمدیم، براتون کلی آرزوهای خوب داریم؛خدا نگهدار…

 

راستی قبل از رفتن یه ویدیو از یه کوالای غمگین هم ببینید که بعدش بچش میاد پیشش!!!

در حال بارگذاری ویدئو ...

این روزها …

چقدر هوا …

برای داشتنت خوب است …

نا گفته های یک کوالا
4.2 41

 دیدگاه ها

  • دکتربهاره دادرس

    ۰

    ۰

    سلام فهیمه جان…..متن عالی…موضوع عالی…کلا عالی و زیبا 🙂
    من عاشق کوالاها هستم 🙂
    بچه که بودیم دو تا سریال می ذاشت یکی خانواده دکتر ارنست و یکی دیگه مهاجران و هر دو کوالا داشتن 🙂

    • فهیمه شریفی
      فهیمه شریفی

      ۰

      ۰

      سلام بهارمن…خیلی خوش آمدی؛
      عالی بود مثل خودت بهاره!
      اون دو تا سریال رو یادم میداد به زور اما کوالاهاشونو نه!اما برای نگهداری گزینه خوبیه،یه نیم کیلو برگ اکالیپتوس میخورن و همش هم خوابن!وحشی هم نیستن!
      کلا نگهداری کوالا هم مقرون به صرفه است و هم متفاوت!!!ممنون که آمدی:)

  • پدرام ادیب

    ۰

    ۰

    اصلا حرفی نمیمونه واسه گفتن یه سبک نوشتاری خاص با یه داستان جالب که محوت میکنه
    خیلی خیلی خیلی عالییییییی بوددددددد
    اصا یه دونه بود توی سایت
    درود بر شما خانم

    • فهیمه شریفی
      فهیمه شریفی

      ۰

      ۰

      وقتی کارناوال از پست آدم تعریف کنه یعنی آدم باید به خودش باید تبریک بگه:)
      درکنار آدمهای فوق العاده پرتلاشی مثل شما،باید عالی بود*
      ممنون از اینکه آومدین و کلی هم تعریف کردین!اعتماد به نفسم زیاد بود زیادتر هم شد:)

  • پدرام ادیب

    ۰

    ۰

    راستی شعرتونم خیللللی قشنگ بودااااااااا

    • فهیمه شریفی
      فهیمه شریفی

      ۰

      ۰

      شعر آخرش زیبا بود ،آخه این روزا واقعا هوا خوبه!البته از پاقدم ماست!!!؛
      یعنی شمالی جماعت هرجا بره توی کولش آب و هوای شمال رو میبره:)

  • صدف شجيعي

    ۰

    ۰

    فهیمه جان ، خوندن این پست بهترین اتفاقی بود که می تونست آخر یک روز کاری خسته کننده بیفته!
    🙂
    راستی، اگه کوآلاها کمتر از ۲۰ ساعت در روز بخوابن، از خستگی می میرن!!!
    از خستگی!
    :))))

    • فهیمه شریفی
      فهیمه شریفی

      ۰

      ۰

      صدف زیبا خوشحالم که خستگی یه روز کاریت با خوندن این پست از تنت درآمد،کوالاها خیلی جالبن تازه بچه کوالاها جیغ بزنن صداشون شبیه جیغ نوزاد انسان میشه!از آن جیغ های فرابنفش:)
      جدا خوشحالم حس خوبی بهت منتقل شده ،ممنون از لطفت و نظر پر از محبتت*

  • سمانه خلجی

    ۰

    ۰

    ای جونم فهیمه جون، خیلی خوب بود آجی . کلی کیف کردم. ای جونم کوالا

    • فهیمه شریفی
      فهیمه شریفی

      ۰

      ۰

      سلام به سمانه عزیزم از اینکه کیف کردی منم کلی کیف کردم،الهی همیشه کیف کنی چه با من و چه با کوالا:)

  • رویاافشار

    ۰

    ۰

    خیلی خوب بود. چه موجودات دوست داشتنی و بانمکی هستن.

    • فهیمه شریفی
      فهیمه شریفی

      ۰

      ۰

      سلام رویا جان آره خیلی با نمک اند و دوست داشتنی؛
      اما آدمها به نظرم دوست داشتنی ترند و باز از بین آدمها شما دوست داشتنی تری*

  • محمد

    ۰

    ۰

    واقعا عالی بود ، شاید با دیدن این مطالب رویکرد ما ایرانیا با طبیعت دوستانه تر بشه

    • فهیمه شریفی
      فهیمه شریفی

      ۰

      ۰

      سلام بر محمد آقای گرامی!
      برخورد ایرانیا جدا با حیوانات و طبیعت اصلا منصفانه نیست متاسفانه،امیدوارم یه روزی همه با هم خوب شن!آدمها باهم،آدمها با طبیعت،آدمها با موجودات دیگه،آدمها با خیلی چیزا باید دوباره دوست بشن،مگه نه؟

پاسخ دهید

موارد مشخص شده با * الزامی هستند.

This is search results
در حال بارگذاری ...