منشور کوروش | نخستین منشور حقوق بشر

منشور کوروش | نخستین منشور حقوق بشر

گنجینه تاریخ

” من کوروش هستم شاه جهان شاه بزرگ شاه نیرومند شاه بابل شاه سرزمین اکد شاه چهار گوشه جهان “

این کلمات نخستین جمله بخش دوم منشور کوروش می باشد. پادشاه دادگری که بیش از ۲۵۰۰ سال پیش در ایران زمین به پاخواست و بخشی از جهان همیشه در ظلم و ستم را در چنان صلح، آرامش و امنیتی قرار داد که اکنون انسان مدرن با تمامی پیشرفت های فرهنگی، فکری و به وجود آمدن ایدئولوژی های گوناگون در دستیابی به آن چندان موفق نبوده است.

پادشاهی که اکنون تمامی جهانیان از او به نیکی یاد می کنند. پادشاهی که آزاد اندیشی و تفکراتش در ۲۵ سده قبل هنوز برای مردم قرن ۲۱ باورنکردنی و خارق العاده می باشد.

اگر به دنیای کنونی نگاهی بیاندازید در هر گوشه ای از آن جنگ، فساد، تروریسم و . . . قلب هر انسانی را به درد می آورد و با این نگاه پس از خواندن منشوری که به دستور کوروش بزرگ نوشته شد، به عظمت این مرد بزرگ و فرهنگ و تاریخ ایران زمین پی خواهید برد. فرهنگی نابی که با گذشت سالیان دراز با فراز و نشیب های بسیاری که ایران زمین تجربه کرده است به پشتوانه چنین آثار و پیشنیه ای هنوز هم در رگ و ریشه مردمان آن همانند خون جریان دارد.

امروز قصد داریم به بررسی متن استوانه کوروش بپردازیم و از چرایی شهرت و اهمیت این استوانه کوچک اما ارزشمند آگاهی پیدا کنیم. 

کارناوال را همراهی کنید.

منشور کوروش

جهان باستان در دوره کوروش

شاید اگر بخواهیم پیش از خواندن و آشنایی با متن استوانه کوروش اهمیت و بزرگی حقیقی آن را درک کنیم باید نگاهی به جهان در دوره ای بیاندازیم که این منشور نوشته شده است و برای ارزیابی بیشتر فرهنگ ایرانیان در دوره پیدایش کوروش کمی با رفتار برخی از پادشاهان جهان و سایر ملت ها در آن دوران آشنا شویم.

۲۵۰۰ سال پیش، جهان متمدن به گستردگی کنونی نبود و کشورها و ملت ها همانند عصر حاضر از چنین جمعیتی برخوردار نبودند و کشورهایی که دارای ثروت، ارتش، هنر و فرهنگ بودند می توانستند ویژگی های خود را به نمایش جهانیان بگذارند. تا پیش از شکل گیری هخامنشیان کشورهای نیرومندی در جهان همانند بابل، آشور، مصر، لیدی و یونان بر جهان حکمرانی می کردند.

در این میان مادها بر سرزمین ایران حکمرانی می کرند که از ویژگی های فرهنگی والایی بهره می برند اما پادشاهی ماد از نیرو و قدرتی که دیگر کشورهای جهان داشتند، برخوردار نبود.

در آن دوران نیز خاورمیانه مکان گردآوری قدرت در جهان باستان به شمار می رفت و تمامی پادشاهان در صدد از بین بردن دیگر امپراتوری ها بودند و گاهی نتیجه این جنگ و نبردها به از بین رفتن و محو شدن نام یک کشور و یا تمدن از صحنه روزگار منجر می شد. برای نمونه پس از همبستگی میان مادها و بابلی ها برای جنگ با آشوریان نبرد بزرگی رخ داد که به شکست آشوریان و  از میان رفتن نام آشور و فرمانروایی آشور شد و سرزمین های این امپراتوری میان مادها و بابلیان تقسیم گشت.

تا پیش از پادشاهی کوروش، هر حکومتی که بر مکانی چیره می گشت، خط، زبان، آداب، باورها و . . .خود را بر مردمان آن منطقه تحمیل می کرد. پادشاهانی که در میدان جنگ به پیروزی دست می یافتند خدایان آن ها برتر از خدایان قوم شکست خورده شناخته می شد و ملت پیروز حق داشت که خدایان قوم شکست خورده را نابود کرده و مردمان آن ها را به اسیری برده و یا به آن ها توهین کنند.

پس از هرجنگ تمامی پرستشگاه ها از بین می رفت به زنان و کودکان تجاوز می شد تمامی شهرها ویران شده و تمامی منابع و ثروت های آن ملت مورد غارت قرار می گرفت.

اما نکته جالب در اینجاست که غارت ها، جنایات، تجاوزها و وحشی گری ها موجب افتخار پادشاهان بود و برای آن ها بسیار ارزشمند به حساب می آمد و داستان این جنایت ها را در سنگ نوشته و لوح های گلی از خود به یادگار می گذاشتند!!

کوتیر ناخونته ” پادشاه قدرتمند عیلام در سال ۱۱۷۰ پیش از میلادی بر شهر اور پایتخت سومری ها چیره گشت، تندیس ” نانا ” خدای بزرگ سومریان را به غنیمت به عیلام برد و پادشاهی سومر را منقرض کرد.

آشوریان در دوره پادشاهی “ آشوربانی پال ” پررستشگاه با عظمت و زیبای عیلامی ها که ” اینشوشیناک ” نام داشت را نابود کرده و دست به جنایت مردمان عیلام زدند و باقی مردم را به اسارت گرفتند و آشوربانی پال تمامی این جنایت ها را با افتخار در نوشته ها از خود به یادگار گذاشته است.

در دورانی که پادشاهان چنین رفتارهایی داشتند و گاهی پادشاهان شکست خورده را زنده در آتش می سوزاندند. ایرانیان ویژگی های یک تمدن اصیل را دارا بودند. ایرانیان آن روزگار یکتاپرست بوده و از صنعت، شهرنشینی، هنر، محل درس خواندن و آموزش برخوردار بودند. در برخی از آتشکده ها، مغان ایرانی از آموزش دانش هایی همچون ریاضی، پزشکی، فلسفه، ستاره شناسی، بازرگانی و . . .بهره می بردند.

در این میان کوروش چشم به جهان گشود و جهان خود را آماده تاریخ سازی یک قهرمان پارسی کرد!

کوروش کبیر

کشورگشایی کوروش بزرگ

در این بخش قصد داریم به صورت مختصر نحوه کشورگشایی کوروش بزرگ را باهم بررسی کنیم. شاید برای بسیاری شکل گیری چنین امپراتوری بزرگی بدون وجود قتل و غارت غیرقابل باور باشد اما با مروری کوتاه در نبردهای چند ساله کوروش متوجه نحوه کشورگشایی او و ایجاد صلح و آرامش در این سرزمین بزرگ خواهید شد.

پدربزرگ کوروش، ” استیاگ”  آخرین پادشاه ماد در تاریخ بود در دوره حکومتی او سرزمین ماد دچار نابسامانی های بسیاری شده بود، بنابراین کوروش بر علیه پدربزرگ خود دست به قیام زد.

کوروش در جنگ آوری بسیار مشهور و توانا بود و با یکپارچه ساختن سپاهیان پارس و عیلام به سوی سرزمین های اصلی ماد پیشروی کرد. او پیش از این پیشروی با بابلیان پیمان صلح بست تا از سوی آن ها آسوده خاطر باشد. از سوی دیگر ” استایگ ” لشکری به فرماندهی” هارپاگ ”  به نبرد کوروش فرستاد. اما ” هارپاگ ” خود و ارتشش را تسلیم کوروش کرد.

در نهایت ” استیاگ”  مجبور شد خود با فرماندهی سپاهی به جنگ کوروش برود اما باری دیگر سپاهیان ماد خود را تسلیمکوروش کردند و ” استیاگ”  پادشاه ماد را به کوروش تحویل دادند!

به این ترتیب پادشاهی ماد پس از ۱۵۰ سال حکومت در سال ۵۵۰ پیش از میلاد به دست کوروش بزرگ افتاد و اینگونه کوروش پادشاه سرزمین های ماد شد و پادشاهی هخامنشی آغاز به کار کرد.

کوروش پس از غلبه بر پدربزرگش با احترام بسیاری با او رفتار کرد و از تجربیات پدربزرگش در امر کشورداری استفاده می کرد! کوروش برای احترام به پدربزرگش حتی تا روز مرگ او تاج گذاری نکرد!!

او کارهای اساسی در کشور را آغاز کرد و نظم و قدرت خاصی را به ارتش کشور بخشید. در این میان ” کروزوس ” پادشاه لیدیه به سمت کاپادوکیه لشکر کشی کرد و این شهر را به تصرف خود درآورد و در آن جا به قتل و غارت مشغول شد. پس از آگاهی کوروش از این موضوع بدون درنگ به سمت کاپادوکیه لشکرکشی کرد  هنگامی که به آن جا رسیدند کوروش به ” کروزوس ” پیشنهاد صلح و سازش داد اما ” کروزوس ” که خود را قوی تر از کوروش می دانست با رد پیشنهاد در میدان نبرد به جنگ سپاهیان ایران رفت پس از شکست در این نبرد آن ها به سوی سارد پایتخت لیدی فرار کردند. آن ها فکر می کردند که به دلیل زمستان سپاهیان کوروش آن ها را دنبال نخواهند کرد اما کوروش با قدرت به سمت سارد لشکرکشی کرد و نبردی مجدد میان ۲ سپاه رخ داد که با شکست مجدد لیدی ها آن ها فرار کرده و به درون شهر گریختند. 4 روز شهر سارد تحت محاصره سپاهیان کوروش بود تا زمانی که یکی از سربازان ماد توانست از حصار شهر بالا رود و دروازه شهر را گشود. ” کروزوس ” متوجه شد که دیگر شکست خورده است تصمیم داشت خود را در آتش بسوزاند اما کوروش در زمان مناسب به او رسید و دستور داد آتش را خاموش کرده و او را از میان هیزم ها خارج کنند. کوروش با ” کروزوس ” نیز با ادب و احترام برخورد کرد و او را به عنوان مشاور خود برگزید و اینگونه سرزمین لیدی نیز به امپراتوری هخامنشیان افزوده شد.

پس از لیدی سایر سرزمین های نزدیک دریای سیاه فرمانبرداد کوروش شدند و کوروش به سمت شرق ایران رفت تا ناآرامی ها را سازمان دهد. او در کوششی ۵ ساله توانست در سرتاسر ایران صلح، آشتی و آرامش را برقرار کند.

وجود چنین تفکر بزرگ و آزادمنشانه در یک فرد تنها می تواند ناشی از استعداد ذاتی و تفکرات حاکم بر مردمان یک سرزمین باشد. در ایران زمین عرفان از دیرینه ترین پدیده های فلسفی و اجتماعی می باشد. اندیشه وحدت جهانی از گذشته های بسیار دور در ذات اندیشمندان و بزرگان ایران زمین وجود داشته است.

اشور زردشت می گوید : 

” از کسانی باشیم که جهان را بهتر و تازه تر و نیکوتر می سازند. “

در این میان کوروش بزرگ با داشتن چنین ذهنیت های فکری چنین در تاریخ ایران و جهان جاودانه می شود. پس از فتح تمامی این سرزمین ها بدون قتل و غارت تنها یک کشور قدرتمند به نام بابل باقی مانده بود.

کوروش کبیر

فتح بابل و نگارش استوانه کوروش

تنها پادشاه قدرتمندباقی مانده در دوره کوروش، ” نبونید ” شاه پر قدرت و ستمگر بابل بود! در زمان حکومت ” نبونید ” یهودیان در بند و اسارت او بودند. پیش از این که کوروش بابل را فتح کند آوازه جوانمردی او به آن جا رسیده بود و یهودیان طبق باورهای دینی خود منتظر ناجی ای از مشرق زمین بودند. مردم بابل با شنیدن ویژگی های کوروش آمادگی ذهنی پذیرش فرمانروایی او را داشتند. کوروش با لشکرکشی به بابل شهر را به صورت کامل محاصره کرد و با زیرکی سربازان او توانستند از مجاری رود دجله که به دورن بابل وارد می شد به شهر داخل شده و شهر بابل را بدون جنگ و خونریزی به تصرف خود درآورند. 

نبونید ” که شکست را پذیرفته بود، خود را تسلیم کوروش کرد و اینگونه کوروش بزرگ بر سرزمین وسیع و عظیمی که از پنجاب هند آغاز شده و تا دریای سیاه و سرخ امتداد داشت، فرمانروایی می کرد.

پس از فتح بابل، جشن بزرگی در آن جا برگذار شد و کوروش که پدربزرگش درگذشته بود، در بابل مراسم تاجگذاری خود را برگذار کرد. پس از تاجگذاری کوروش دستور داد تا سخنانش را که بر پایه آزادی و آزادگی بخشیدن بر مردمان و همچنین برقراری آشتی و دوستی در جهان است را بر روی استوانه ای حک کنند.

این استوانه و منشور را در پرستشگاه مردوک (خدای مردم بابل) در بابل قرار داد تا راهنمایی برای دیگر پادشاهان و حاکمان باشد. او پس از فعالیت های خود در بابل کمبوجیه فرزند بزرگ خود را در بابل جانشین خود کرد و برای انجام کارهای کشور داری به پاسارگاد بازگشت.

نقاشی یهودیان در نزد کوروش بزرگ، اثر ژان فوکه (۱۴۷۰ میلادی)

نقاشی کوروش کبیر

اطلاعات کلی منشور کوروش

در این بخش می توانید اطلاعات کلی از جمله جنس، انداره و . . . این منشور ارزشمند را مشاهده کنید:

سال ساخت ۵۳۹ الی 538 پیش از میلاد (تخمین)
زبان  خط میخی ، زبان اکدی
اندازه  ۲۲٫۵ سانتی متر در ۱۰ سانتی متر
جنس   گل رس
محل کشف  بابل، میان رودان
 کشف شده توسط   هرمزد رسام
مکان نگهداری  موزه بریتانیا
منشور کورش کبیر

کاشف منشور کوروش

منشور کوروش

متن منشور کوروش کبیر

پیش از این که وارد این بخش شویم ذکر این مورد مهم می باشد که منشور کوروش هخامنشی نوشته های بیشتری داشته است که بر اثر گذشت زمان بخش هایی از آن از بین رفته و بخش هایی از آن شکسته شده بود که مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است. این منشور دارای دو بخش است:

بخش اول ) کاهنان بابلی گزارشی درباره وضعیت نابسامان شهر بابل و نارضایتی مردم بابل از فرمانروایان بابلی را بازگو می کنند.

بخش دوم کوروش پیرامون گشایش بابل و پایان بخشیدن به ظلم و ستم و نابسمانی ها شهر سخن می گوید و فرمان خود بر پایه آزادی مردم و حقوق تمام ملل را صادر می کند.

بخش نخست منشور کوروش

۱- کوروش شاه جهان شاه بزرگ شاه توانا شاه بابل شاه سومر و اکد

۲- . . . شاه چهار گوشه جهان

۳- چهار . . . من هستم . . . به جای بزرگی، ناتوانی برای پادشاهی کشورش شناخته شده بود

۴- نبونید تندیس های کهن خدایان را از میان برد . . . و مانند آنان را به جای آن ها گذاشت.

۵- مانند تندیسی از [پرستشگاه] ازاگیلا ساخت . . . برای ” اور ” و دیگر شهر ها

۶- آیین پرستشی که بر آنان ناروا بود . . . [آورد]. هر روز با خصمانه ترین روش ستیزه گری می جست.

۷- قربانی [پیشکش] روزانه را از میان برداشت . . . او قوانین ناروایی در شهرها برقرار کرد. او ستایش “مردوک” شاه خدایان را به کلی به فراموشی سپرد.

۸- او همراه به شهر او [مردوک] بدی می کرد. هر روز به مردم خود آزار می رسانید. با اسارت و بدون سازش همه را به نیستی کشانید.

۹- بر اثر دادخواهی آنان “انلیل” خدا [مردوک] خشمگین گشت و او . . مرزهایش. خدایانی که در میانشان زندگی می کردند جایگاهشان را رها کردند.

۱۰- او [مردوک] در خشم خویش آن ها را به بابل آورد، مردم به مردوک چنین گفتند: بشود که توجه وی به همه ی مردم که خانه های شان ویران شده برگردد.

۱۱- مردم سومر و اکد که مانند مردگان شده بودند او توجه خود را به آن ها بازگرداند. این موجب همدردی او شد. او به همه سرزمین ها نگریست.

۱۲- آن گاه وی جست و جوکنان فروانروای دادگر می یافت کسی که آرزو شده، کسی که وی دستش را گرفت. کوروش پادشاه شهر انشان.[ انشان: از شهرهای جنوب غربی ایران] پس نام او را بر زبان آورد. نامش را به عنوان فرمانروای سراسر جهان یادآوری کرد.

۱۳- سرزمین “گوتیان” سراسر اقوام “ماندا” را مردوک در پیش پای او به کرنش [تعظیم] وا داشت. مردمان ماد و سپاه سران را که وی به دست او [کوروش] داده بود.

۱۴- با دادگری پذیرفت. مردوک سرور بزرگ پشتیبان مردم خویش کارهای پارسیانه و درون پاک او را با شادی نگریست.

۱۵- به سوی بابل شهر خویش فرمان پیش روی داد و او را وا داشت تا راه بابل پیش گیرد. همچون یک دوست و یاد در کنارش او را همراهی کرد.

۱۶- سپاه بیکرانش که شمار آن چون آب رود برشمردنی نبود با جنگ افزارهای آماده در کنار هم پیش رفتند.

۱۷- او [مردوک] گذاشت تا بی جنگ و کشمکش وارد شهر بابل شود و شهرهای بابل را از هر نیازی برهاند. او نبونید را که وی [مردوک] را ستایش می کد به دست او [کوروش] تسلیم کرد.

۱۸- مردم بابل همگی سراسر زمین سومر را که فرمانروایان و حاکمان پیش وی سرفرود آوردند و شادمان از پادشاهی کوروش با چهره های درخشان به پایش بوسه زدند.

۱۹- خداوندگار [مردوک] را که به یاریش مردگان به زندگانی بازگشتند [منظور این است که مردم بابل بی روح و بی امید شده بودند] که همگی را از نیاز و رنج به دور داشت به نیکی ستایش کردند و یادش را گرامی داشتند.

منشور کوروش کبیر

بخش دوم منشور کوروش

۲۰- من کوروش هستم شاه جهان شاه بزرگ شاه نیرومند شاه بابل شاه سرزمین سومر اکد شاه چهار گوشه ی جهان

۲۱- پسر شاه بزرگ کمبوجیه  [پدر کوروش] شاه شهر انشان نوه ی شاه بزرگ کوروش شاه شهر انشان نبیره شاه بزرگ چیش پیش شاه انشان

۲۲- از دودمانی که همیشه از شاهی برخوردار بوده است. که فرمانروایی اش را “بعل” و “نبو” گرامی می دارند و پادشاهی اش را برای خشنودی درونی شان خواستارند. آن گاه که من با سازش [صلح] به بابل درآمدم،

۲۳- با خرسندی و شادمانی به کاخ فرمانروایان و تخت پادشاهی قدم گذاشتم، آن گاه مردوک سرور بزرگ قلب بزرگوار مردم بابل را به من معطوف داشت و من هر روز به ستایش او کوشیدم [ کلمه ستایش در این جا به این معنا و مفهوم است که هم گام با اندیشه و باور مردم بابل گام برداشته و آنان را بزرگ داشت و به باورهای آن ها احترام قائل شده است. زیرا بر اساس تمام گزارشات تاریخی کوروش مزدا پرست و دارای باورها و آداب ایرانی بوده ]

۲۴- سپاهیان بی شمار من با سازش و آشتی به بابل درآوردند. من نگذاشتم در سراسر سرزمین سومر و اکد تهدید کننده دیگری پیدا شود.

۲۵- من در بابل و همه شهرهایش برای نیک بختی ساکنان بابل که خانه هایشان برابر میل خدایان نبود کشویدم . . . مانند یک یوغ که بر آن ها روا نبود.

۲۶- من ویرانه هایشان را از نو ساختم و دشوارهای آنان را آسان کردم. مردوک خدای بزرگ از کردار پارسیانه ی من خشنود گشت و

۲۷- بر من کوروش شاه که او را ستایش کردم و بر کمبوجیه پسر تنی من و همچنین بر همه سپاهیان من

۲۸- او توجه و بخش اش را ارزانی ما داشت ما جایگاه بالای او را با شادمانی ستایش کردیم. همه پادشاهان بر تخت نشسته

۲۹- از سراسر گوشه و کنار جهان از دریای زبرین [مدیترانه] تا دریای زیرین [خلیج فارس] شهرهای مسکون و همه پادشاهان “امورو” [بخش هایی از سوریه کنونی] که در چادرها زندگی می کنند.

۳۰- باج های گران بر من آوردند و به پاهایم در بابل بوسه زندند از . . . “نینوا” تا آشور و نیز شوش

۳۱- اکد ” اشنونه ” “زمبان” “مه تورنو” “دِر” تا سرزمین “گوتیوم” شهرهای آن سوی دجله که پرستشگاه های شان از دوران کهن ساخته شده بود.

۳۲- خدایانی که در آن ها زندگی می کردند من آن ها را به جایگاهشان بازگردانیدم و پرستشگاه های بزرگ برای ابدیت ساختم. من همه مردمان را گرد آوردم و آن ها را به سرزمین شان برگردانیدم.

۳۳- هم چنین خدایان سومر که نبونید آن ها را به رغم خشم خدای خدایان [مردوک] به بابل آورده بود فرمان دادم که برای خشنودی مردوک خدای بزرگ

۳۴- در جایشان در منزلگاهی که شادی در آن هست برپای دارند. بشود که همه خدایانی که من به شهر های شان بازگردانیدم

۳۵- روزانه در پیشگاه ” بعل ” و ” نبو ” درازای زندگی مرا خواستار باشند. بشود که سخنان روزی دهنده برایم بیابند بشود که آن ها به مردوک سرور من بگویند کوروش شاه ستایشگر تو و کمبوجیه پسرش

۳۶- بی گمان باش، بگذار تا آن زمان باز سازنده باشند . . . با روزهایی پی در پی. همگی مردم بابل پادشاهی را گرامی داشتند و من همه ی سرزمین ها را زیستگاهی آرام ساختم.

۳۷- . . . یک غاز، دو اردک . ده قمری بیش از غازها، اردک ها و قمریان

۳۸- . . . بلند بر آن ها بیافزودم. در استوار گردانیدن- بنای باروی ایمگور – انلیل باروی بزرگ شهر بابل کوشیدند و 

۳۹- . . . دیوار کنار خندق شهر را که یکی از شاهان پیشین با آجر ساخته بود را به پایان رساندم.

۴۰- بدان گونه که پیرامون شهر برنیامده بود. آن چه را که هیچ یک از شاهان پیشین با کسانی که به بیگاری گرفته شده بود در بابل نساخته بودند.

۴۱- . . . از قیر و آجر از نو دوباره ساختم و ساختنش را به پایان رساندم.

۴۲- دروازه های بزرگ آن ها را بنا نهادم . . . و درهایی از چوب سدر با پوششی از مفرغ با آستانه ها و پاشنه هایی از مس ساخته شده . . . هر آن جایی که دروازه های شان یافته می شد.

۴۳- استوار گردانیدم . . . نوشته ای به نام آشوربانی پال شاهی پیش از من در میان آن بدیدم

۴۴- . . . 

۴۵- . . . تا روز جاویدان

یادبود منشور کوروش کالیفرنیا

منشور کوروش

گزیده های منشور کوروش

اگر باری دیگر خط های ۱۲، ۱۷، ۱۸، ۲۲، ۲۳، ۲۴، ۲۵، ۲۶، ۳۲، ۳۳ و ۳۴ را بخوانید، فرمان های که مرتبط با حقوق بشر و آزادگی مردمان و دادگری کوروش بزرگ  می باشد را خواهید دید.

ذکر مجدد این نکته قابل توجه است که این منشور بیش از ۲۵ سده پیش نوشته شده است در دورانی که همانطور که پیشتر خواندید قتل، تجاوز و غارت جزو افتخارات شاهان جهان بود، اما کوروش بزرگ با منشی بزرگوارانه امپراتوری خود را تشکیل داد و بر آن تا زمان مرگ با عدالت حکومت کرد.

برای مطالعه بیشتر در مورد کوروش بزرگ می توانید مطالب دیگری را در کارناوال بخوانید : 

آرامگاه کوروش بزرگ ; مردی به عظمت تاریخ

پاسارگاد | یادگاری به جامانده از شکوه و قدرت ایران باستان

دیدن این ویدیو بی نظیر را نیز به شما توصیه می کنیم : محو تماشا شوید | ویدیو HD از پرسپولیس | شکوه پارسی

پاسارگاد

سخن آخر

” من کوروش هستم شاه جهان شاه بزرگ شاه نیرومند شاه بابل شاه سرزمین اکد شاه چهار گوشه جهان “

شاید اکنون بهتر متوجه شده باشید که چرا با جمله بالا مطلب را آغاز کردیم. به راستی چه تاریخ و دنیای بزرگی در درون این استوانه ی کوچک و ارزشمند نهفته است!

با چنین داشته ها  و پشتوانه های تاریخی و فرهنگی تنها می توانیم به ایرانی بودن خود ببالیم و فراموش نکنیم که حق انجام کارهایی که فرهنگ ریشه دار و غنی ایرانی را زیر سوال ببرد، نداریم!

نظر شما با این بخش از تاریخ چیست؟

منشور کوروش را چگونه ارزیابی می کنید؟

کدام بخش از منشور کوروش توجه شما را به خود جلب کرد؟

نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

 دیدگاه ها

  • حمید
    ۳۴
    ۳

    درود بر آریایی

  • عرفان
    ۳۱
    ۴

    با سلام بر کورش و صلابتش،

    چرا ملت ایران از اصول سه گانه حق پرستی فاصله گرفته اند؟

    پندار نیک
    گفتار نیک
    کردار نیک

  • حسن
    ۱۰
    ۶۱

    همش حرفهای بی دلیل ومنطق است این از اهداف یهودیان است که شخصی دیگر رادر نظر ایرانیان مقدس نمایند تا گذشته وبزرگان خودراکاملا فراموش نمایند ….این کوروش همان کوروشی است که درجنگی قوم یهود راازاد ساخت تا همچنان بر فتنه هایشان در جهان بیشتر سرمایه گذاری کنند …پیشتنهاد می کنم شما ابتدا در مورد صحت یک مطلب تحقیق نمایید سپس آنرا منتشرنمایید

    • آریایی
      ۳۷
      ۷

      من پیشنهاد میکنم درمورد بزرگ مردان سرزمین ما اصلا اظهار نظر نکنی

      • ایرانی الاصل
        ۰
        ۱

        دوستان عزیز سئوال من اینه که قبل از کشف کتیبه کورش (۱۸۷۹) توسط انگلیسی ها طبق چه منشوری دلاوریهایمان را نشان داده بودیم ، طبق چه شعارهای مردانگی زندگی می کردیم ، یعنی بزرگ مردان تاریخ ما در غفلت و گمراهی و … بودند تا انگلیسی هایی که جنایاتشان خون هر غیرتمند ایرانی الاصلی را به جوش می آورد برای ما ترجمه و تدریس کنند، البته کورش افتخارش برای ماست اونا چرا کاسه داغ تر از آش شدند ؟؟؟؟

    • فرزاد
      ۱۵
      ۱

      دوست عزیز ما از اسب افتادیم از اصل که نیفتادیم.گذشته و بزرگان شما چه کسانی هستند؟شما اگه دوران طلایی هخامنشی در این مرز و بوم رو قبول نداشته باشی پس بدون که همون گذشتگان و بزرگان خودت رو هم قبوا نداری مگر اینگه نسل و جد شما از کشوری دیگه به ایران اومده باشن.مثلا جد و نسل شما مربوط به کجاست….در ضمن من به شما پیشنهاد میکنم تاریخ رو درست بخونی و بعد نظر بدی.کوروش و منشور کوروش رو کل دنیا قبول دارن و به بودن چنین مردمانی افتخار میکنن و این رو هم بدون که یهودیان هم مثل من و شما انسان هستند و کوروش اونها رو به سرزمین مادری خودشون فرستاده و از قدیمی ترین قوم و ادیان الهی هستند.کار کوروش در اون دوران کار به حق و درستی بوده که قومی که مورد ستم قرار گرفتن رو آزاد ساخته و به سرزمین خودشون فرستادشون.اگر شما هم این قدرت و توانایی رو داری میتونی این کار رو در حق کسانی که مظلوم واقع شدن انجام بدی.

  • ساینا
    ۴۴
    ۷

    کوروش بزرگ را بدون شک باید پدر ایران زمین نامید همو که ایران وجهان به او میبالد .دورود بر کوروش کبیر مایه فخر ایران و ایرانی

  • من نادان نیستم و خود و ملتم با شعور است .
    ۷
    ۵۳

    با سلام و عرض احترام . خدمت نویسند ه ی این متن عارض هستم که متن زیر کاملا تحریف شده و خارج از عرف گردش روزگار است و یکی دیگر از تخیلات صهیونیزم میباشد . خواهش میکنم با این دروغها به شعور ملت توهین نکنید

  • آیدا
    ۳۷
    ۴

    عاشقتممممممممممم و به بودن حتی تکه ای از یادگاری های تو در هر کجای این دنیا افتخار میکنم تو شاه چهار گوشه قلب منی

  • دوست دار ایران
    ۳۳
    ۵

    درود بیکران خداوند بر کوروش بزرگ ،بر خود میبالم که در کشوری چشم به جهان گشودم که بزرگ مردی همچون کوروش دارد،پاینده کوروش،پاینده ایران

  • araz
    ۵
    ۱۳

    ترجمه فارسی این استوانه در سایت موزه بریتیش قرار داده شده است. فایل این ترجمه را میتوانید از سایت زیر دریافت کنید.
    https://www.britishmuseum.org/pdf/cyrus-cylinder_translation-persian.pdf
    بخوانید تا ببینید حقوق بشری توش هست یا ما سر کار هستیم.

  • رضا
    ۲۴
    ۵

    افتخار میکنم که از فرزندان کوروش بزرگ هستم ایران سرزمین من ای پاره تن من

  • fa
    ۳
    ۱۰

    تحریف تاریخ تا چه اندازه ؟ شما که از همه مردم دنیا پان تر هستین تا یکی هم حرفی میزنه اسم پان روش میذارین

  • ایران زمین
    ۲۰
    ۴

    کوروش نگین ایران زمین

  • جواد
    ۴
    ۳۷

    خواهشا اینقدر دروغ به خورد مردم ندهید .کوروش اگر باشد که نبوده وفردوسی ودیگران از وی بیخبرند.به فرض بوده باشد ولی در استوانه بلال شکل از بت پرستی حرف زده ونه این مزخرفات شما.واینکه چرا یهود اورا بزرگ کرده.خدا میداند وبنده هم میداند.در ضمن کاش از کشته شدنش بدست آناتومروس هم مینوشتید واز قبر مادر سلیمان.که به دروغ به قبر کوروش معروف شده…واینکه این شخص عادل بوده این ممالک گفته شده را با بوس فتح میکرده یا با خونریزی

    • ايراني
      ۱۸
      ۴

      از اینکه ٢ خط تاریخ نخوندی شکی ندارم ولی مشکل اینجاست تو حتی متن بالا رو هم نخوندی. واقعا از مدل فکر بعضیا میخوام خودمو از بالا کوه پرت کنم پایین. چرا هیچ وفت تلاش نمیکنیم با سند و مدرک با هم صحبت کنیم؟

    • lمحمد
      ۲
      ۱

      دورود بر شما
      من شما رو سفارش بیشتر مطالعه بر تاریخ می کنم ، تاریخ واقعی ونه کتاب های سانسور شده .
      و وقتی رهبر تان به نیکی یاد میکنه شما چی میگین .
      یکم به حرف های رهبرتان گوش کنید

    • زهراا
      ۹
      ۱

      از بت پرستی حرف زدن ؛اوج احترام به اعتقادات قلمرو بوده ،وگرنه خودش یکتا پرست بوده و مردمودر انتخاب دین وپرستش ازاد گذاشته بوده نمی خواسته داعش اونموقع باشد.البته درک این حرفا برای شما ای که هنوز به یهودو …خصمانه نگاه میکنید بسیار سخت می باشد

    • کوروش امروز
      ۱
      ۱

      متاسفانه نادانی همچنان بزرگترین مشکل جهان سوم است.نخست آنکه شاهانامه کتابی تاریخی نیست و دیگر آنکه بسیاری از شخصیت های تاریخی ایران یا در شاهنامه نیامده یا رمز آلود است .کوروش در شاهنامه به چندین صورت ذکر شده که مهمترین آن شخصیت فریدون است که از چنگال ضحاک جان بدر میبرد همچنانکه کوروش از دست آژدیهاک نجات میابد و همچنان جهانگشایی هردو شخصیت و… اما چه سود که ضحاک پرستان را سخن گفتن از فره ایزدی سود نباشد(ضحاک در شاهنامه تازی است).

  • ايراني
    ۱۹
    ۴

    خوشحالم مجدد به اصل و ریشه خودمون برمی گردیم

  • داداشي
    ۲۳
    ۳

    من فقط میتونم بگم بابت دیدگاههای دوستان متاسفم، داشته های سرزمین خودشونم میکوبن…

    • ..
      ۱۶
      ۳

      شعور و عقل نیست … دلخور نشو

  • ترک ازری
    ۱۴
    ۲

    ادم های حقیر وکوچک همیشه خودستایی میکنند بزرگ منشان را اطرافیان وملت ها تمجید میکنند….

  • امیر
    ۱۹
    ۱

    سلام.دوصد گفته چون نیم کردار نیست .ازکورش یا بزرگان ایران یا از بزرگان دین اسلام چه فضیلتی یاد گرفتین تا دنیا واخرت را بهتر سازین؟؟اگه میخواین در کنار هم با عزت واقتدار زندگی کنیم اصول شهروندی را یاد بگیریم وبه ان عمل کنیم وگرنه عاشق کسی بودن دردی از ما دوا نمیکند..

  • لیلی
    ۱۵
    ۳

    کوروش سر بلند کن

  • امید
    ۱۸
    ۳

    وقتی کوروش می بینم افتخار میکنم یک ایرانی هستم

  • محمد
    ۴
    ۲۰

    سلام.کوروش از زمان محمدرضا پهلوی سر زبانها افتاد و دلیلشم این بود که مردم مسلمان و شیعه ایران رو به سمت آداب و سنن ساخته دست انگلیس بکشونن.جنتا سوال میپرسم کسایی که آریایی خالص هستن فکر کنن و منطقی جواب بدن نه مثل اون دوست خوبمون.۱٫چرا کتیبه کورش در انگلیسه و به ما تحویل نمیشه؟ چون ساخته دست خودشونه و بیشتر از دویست سیصد سال قدمت نداره و اگه به ما تحویل بدن متوجه میشیم. ۲٫چرا در همون پرسپولیسی که فیلمشو نشون دادید غیر از مقبره کوروش چیز دیگه ای درباره کوروش نیست. مثلا تخت جمشید،این جمشید کیه؟شاید داداششه یا فامیلشون.۳٫همه ما ایرانی ها و علی الخصوص ایرانی ها به سعدی و حافظ و به خصوص فردوسی که اشعار زیادی درباره پادشاهان گوناگون در شاهنامه سروده وجود داره حتی رستم که در تاریخ ایران فقط اسمش هست که پهلوانی بوده اما انقدر بزرگش کرده که همه شاهنامه درباره رستمه ولی از اسم کوروش حتی محض رضای خدا خبری نیست.مطالعه کنید.

    • زهرا
      ۱۹
      ۲

      ۱-بجز منشور خیلی چیزای دیگه اونوره که هیچ عقل سلیمی حکم نمیکنه به ایران بدن۲-تخت جمشید چن سال بعد از فوت کورش ساخته شده در زمان داریوش و رشک پادشاهان اجازه نمیداده در پرسپولیس نمادی از کورش باشه همونطور که خشایار شاه نقش پلکان ورودی کاخ اپادانا رو که به دستور داریوش وبا شمایل او بوده برداشته ود قسمت پادگان سربازان گذاشته(جای متروک )میخواستن خودشون بیشتر نما کنن واین کاملا طبیعی هست در اوج قدرت بودن .جمشید شخصیت اسطوره ای افسانه ای بوده .ساختن پرسپولیس با اون عظمت از دید مردم اون زمان(وحتی الان)کار یه مرد عادی نبوده وهمچنین صدها سال بعددیواره های اطراف روی کوه که خشتی بودن فرو ریخته واز دور نمایی به شکل هفت تپه بوجود اومده .در اسطوره ها امده است که جمشید خاک ۷ کشورو توبره کرده؛بنابراین صدها سال بعد مردم عادی اسم پرسپولیسو تخت جمشد گذاشتن …..کورش در ۲۰خرداد۵۵۹قبل از میلاد در نبرد کشته شد روحش شاد.عزیز دلم اگه سوال داشتی بازم مطالعه کن .موفق باشی

      • meysam
        ۲
        ۱

        با سلام و تشکر از خانم زهرا بابت این جواب معقولانه و البته مستند ؛

  • امین
    ۱۷
    ۱

    به نام اهورا مزدا که فرمان داد انسان را به سه پاس نیک،پندار،گفتار و کردار نیک.سپاس از خانم زهرا با پاسخ گزیده و نیکو به آقای محمد.بنده نیز اضافه کنم که بر طبق تفاسیر و به خصوص تفسیر المیزان در سوره کهف خداوند از ذول القرنین که همان کورش پادشاه ایرانی است به نیکی یاد نموده است و علامه طباطبایی با استناد به دلایل موجه،اعلام فرموده اند که شخصیت اشاره شده در سوره مبارک کهف،کورش است،نه اسکندر یا شخص دیگر.جناب محمد بنده سفارش میکنم مطالعه خود رو بیشتر کنید،در عوض خرده گیری به مطلبی که اطلاع و اشرافی بر ان ندارید.تا بعد…

  • ایرانی
    ۱۷
    ۱

    از امتیاز کامنت ها معلومه که کوروش در قلب مردمه ایرانه. کوروش متعلق به همه اقوام ایران هست و مایه افتخار تمام مردم این سرزمین و بلکه تمامی انسان دوستان در کل جهان. صد دورود خدا بر منش و کردارش…

  • آریایی
    ۹
    ۰

    دوستان گرامی که اعتقادی به کوروش و منشورش واصل آریایی ندارن ..گیرم که حق باشماست واین مطالب تحریف شده میباشد .آقا منم قبول دارم.حالا چرا نیایم از این فرصت استفاده کنیم و شرایط بد و نابسامان خاورمیانه رو به نفع خودمون (ایران عزیز)تغییر ندیم .حالا که یکی پیدا شده که همه ی دنیا میگن اصل حقوق بشر هست اونم یه ایرانی آخه کدوم عاقل میاد میزنه زیر همه چی میگه نه این نیست.آخه اونم که فوت شده.عجب…..

  • meysam
    ۰
    ۱

    واقعا متاسفم برای مدیر سایت بخاطر سانسور بسیار زیاد
    من جواب چند تا از این کامنت ها رو بطور درست و حسابی و با منطق و بدون بد گویی دادم ولی شما اصلا نشون ندادید
    اینو هم اگر نخواستید مثل کامنت های قبلیم نشون ندید ولی خب اگر جرات گذاشتن تمام کامنت ها رو ندارید خواهشا دیگه از این مطالب نذارید !
    موفق باشید

    • کارناوال
      ۱
      ۰

      دوست عزیز سلام
      دیدگاههای شما برای ما ارزشمند هستند
      اما متاسفانه شما یک طرفه به قاضی رفتید و این رو در نظر نمیگیرید که ما تحت قوانین جمهوری اسلامی ایران تحت فعالیتیم و هر گونه فعالیت و سخنی که باعث نفاق و تفرقه بین مردم عزیز کشورمان شود را اجازه انتشار نداریم و هدف گروه کارناوال هم بر این است که بذر دوستی بکارد بین ایران و ایرانی تا کشوری سربلند داشته باشیم و از هرگونه نفاق و چند دستگی جلوگیری کنیم
      همه ما ایرانی هستیم و تابع قوانین کشور عزیزمان
      باشد که روزی برسد تا بدون اتهام و اهانت با یکدیگر گفتمان کنیم
      پاینده باشید.

      • meysam
        ۰
        ۰

        با سلام
        ببخشید ولی من اصلا یکطرفه به قاضی نرفتم و خودتون هم با خوندن کامنت ها متوجه شدید حتما ! ولی خب فکر کنم منم یه خورده تند بودم با سایت شما چون به هرحال همونطور که گفتید اینجا ایرانه و نمیشه حرف زد ! عذرخواهی میکنم از مدیر و همکاران سایت
        ولی خب اگر واقعا بنا بر این بوده که تفرقه نیوفته ؛ الان هیچکدوم از این کامنت ها رو نباید میذاشتید چون از اول تا آخر همه دارن همدیگه رو میکوبن !!!
        به هر حال موفق باشید …
        بدرود

      • meysam
        ۰
        ۰

        در ضمن بنده هیچگونه اهانتی نکردم فقط منطقی پاسخ دادم
        بدرود

  • پاسخ دهید
    ۲
    ۰

    چطور نماد گرگهای خاکستری که نماد چنگیز و هلاکو و تیمور لنگ و آتیلاست راحت در ورزشگاههای وطنی ما تبلیغ می شود اما کوروش هخامنشی می شود نماد یهود!؟چطور ترکها می توانند به چنگیز و هلاکو و آتیلا و تیمور لنگ که اینهمه مسلمان را کشت و شهرها را ویران و به آتش کشید افتخار کنند اما ما نمی توانیم پادشاه خودمان افتخار کنیم؟چنگیز و هلاکو و تیمور لنگ و آتیلا چه سنحیتی با اسلام و قران و فرهنگ اهل بیت دارد!؟می خواستم بدانم آتیلا از کجا آمده که اینقدر مورد افتخار ترکان است؟ بخت النصر بابلی که بدترین بنده خدا در زمان دانیال نبی بوده (در روایات اسلام)مورد افتخار عراقیهاست یا آشور بانی پال که عیلام را سرزمین برهوت کرد.یا فرعون رامسس دوم که ۸۰ هرم از ۳۰۰ هرم موجود در مصر را او درست کرد در تحقیقاتی که دانشمندان مسلمان هم تایید کردند ثابت شده فرعون رامسس دوم فرعون معاصر موسی بوده ۲۰۰ بار نام او در قران به عنوان نماد ظلم و ستم و بدی و شرک آمده پس چرا مورد افتخار مصریان است؟

پاسخ دهید

موارد مشخص شده با * الزامی هستند.

This is search results
در حال بارگذاری ...