اهواز

خوزستان را همه ما به خوبی می شناسیم؛ سرزمینی با مردمان غیور و خونگرم و نخل هایی رفیع و سر به آسمان سپرده. اما این روزها هموطنان جنوبی ما از اوضاع نا به سامان آب و هوای شهرهایشان دل‌خون شده و زندگی برایشان سخت و طاقت فرسا. گرد و غبار رختی از نا امیدی بر تن شهر پوشانده و در آستانه بهارر نشانی از حال و هوای عید در آن دیده نمی شود. هر چند که روح زندگی همواره در رگ های این شهر جریان دارد اما این خاک پیر نیاز به مِهری جهانی دارد تا دوباره سر پا بایستد و برق امید در چشمان کودکان تنگ‌نفسش بنشیند.

دلایل آب و هوایی متعددی برای وضعیت اسف بار هوای خوزستان برشمرده شده و راهکارهایی چند نیز ارائه داده اند که به تازگی آن ها را در کارناوال با شما به اشتراک گذاشتیم. اگر پیش از این، مطالعه این مطلب را از دست داده اید اکنون برای شناخت بهتر مقوله ریزگردها سری به آن بزنید:

گرد و غبار در خوزستان | مهمان ناخوانده جنوب ایران

حال که در آستانه سال نو و بهاری جدید قرار داریم، می خواهیم همراه شویم با طبیعت و با قدردانی از روز ملی درختکاری، سری بزنیم به برگزاری مراسم امیدبخش کاشت نهال در شهر غبار گرفته اهواز؛ مراسمی باشکوه تر از همیشه به امید گامی موثر جهت رفع مشکل ریزگردها در کل استان.

به این منظور مراسم روز درختکاری در تاریخ پانزدهم اسفند ماه با حضور استاندار، سازمان های مردم نهاد و سازمان محیط زیست و البته حضور مشتاقانه مردم برگزار شد، آن هم در شرایطی که خستگی و ناامیدی از وضعیت آب و هوای این روزها می رفت که هموطنانمان را از پا درآورد اما کاشت دها اصله نهال امیدی دوباره به مردم و جانی تازه به شهر بخشید.

کارناوال شما را به اهواز دعوت می کند تا با میهمان نوازان خوزستانی در کاشت درختان شریک شوید.

جنوب ایران؛ سرزمینی آشنا با آفتاب و آب که ساکنانش با جان و دل پذیرای مهمانانشان می شوند.خوزستان، فرزند ایران که در برگ برگ تاریخ سرزمینمان جایگاهی ویژه دارد و رشادت ها و دلیری های مردمانش هنوز هم زبانزد خاص و عام است.

از زیبایی هایش هر چه بگوییم کم است؛ از تالاب ها و نخلستان ها که در طبیعتش جا خوش کرده اند تا جاذبه های تاریخی که در جای جای آن به چشم می خورند.

چند وقتی است که حال این فرزند ایران خیلی خوب نیست، درد می کشد و صدایش در نمی آید. ذره ذره جان می دهد و کسی به فریادهایش گوش نمی دهد. گرد و غبار باز راهش را به سوی این خطه کج کرده و خیال رفتن ندارد. گویی گرد و غبار نشسته بر تن این دیار آن را به خاطره ها سپرده است و خیلی ها فراموشش کرده اند. این مهمان ناخوانده به جای آنکه لبخند بر لب این ساکنان مهمان نواز بنشاند غصه ای دیرین را با خودش آورده و بغضی را در گلویشان نشانده است.

چهره ی امروز خوزستان، دیگر آن چهره ی همیشگی نیست؛ سکوت بر همه جا سایه افکنده و با همدستی گرد و غبار، جان این فرزند کهن ایران را می ستاند. لحظه ای را تصور کنید که نفس مادری به تنگ می آید، پدری با چهره ی غبار گرفته از راه می رسد و کودکی در میان بازی های کودکانه اش دیگر قادر به تنفس نیست…

تصویر دردناکی است اما واقعیت از این هم دردآورتر است…

تلخی این اتفاق به حدی است که بسیاری از هموطنانمان برای همدردی با ساکنان خوزستان گروه ها و کمپین هایی را به راه انداخته اند اما زخم های این سرزمین عمیق تر از این حرف هاست…

چراییِ این ماجرا سوالی است که به جان خیلی ها افتاده؛ به همین علت کارناوال می خواهد کمی از این درد را به تصویر بکشد و آن را مورد بررسی قرار دهد..

ما را در این راه همراهی کنید…

به شهر گرم و دوست داشتنی اهواز در جنوب ایران که می روی، پل های متعددی را بر روی کارون میبینی، اما پل معلق یا سفید نماد این شهر است که جلوه ای زیبا به شهر بخشیده. پل سفید، وفا ومهربانی را از مردم خونگرم شهرش آموخته تا آنجا که سی سال بیشتر از عمر خود، راه ارتباطی اهالی اهواز بوده وهمچنان برفراز کارون عشوه گری می کند.

پل معلق یا سفید که از دوره پهلوی اول نظاره گر شهر و عبور و مرور مردم است و ناگفته های بسیار دارد.

برای دیدن و شنیدن این ناگفته ها با کارناوال همراه شوید…

This is search results
در حال بارگذاری ...