سپندارمذگان، جشنی باستانی، روزی به نام " زن و زمین"،
روز ابراز عشق و دوستی به نماد زمین، یعنی زن و مادر
روزی که مردان کشورمان، به پاس عشق و محبت زنان و مادرانشان، این روز را جشن گرفته و خرد و اصالت ایرانی را جای فرهنگی غریبه ترویج می دهند.
مهمان کارناوال باشید، در گذری بر تاریخ و جشن " سپندارمذگان " ...

سپندارمذگان www.karnaval.ir11

سپندارمذگان، جشنی باستانی

جشن " اسفندگان " یا " سپندارمذگان "، یکی از جشن های اصیل ایرانی ست که در روز 5 اسفند برگزار می شود.

در گاه شمارهای ایران باستان، علاوه بر اینکه ماه ها، هر یک نامی داشتند، هر یک از روزهای ماه نیز،نام مخصوص به خود را داشتند.

اولین روز از هر ماه به نام " اورمزد " آغاز می شد،

دومین روز، " بهمن " نام داشت به معنای سلامت و اندیشه،

روز سوم هر ماه را " اردیبهشت " می نامیدند، به معنی بهترین راستی و پاکی، که یکی از صفات پروردگار است.

روز چهارم " شهریور " بود، یعنی شاهی و فرمانروایی آرمانی،

و روز پنجم هر ماه " سپندارمزد " یا " اسفند " بود.

هر گاه که نام روز و نام ماه با هم یکی می شدند، جشنی برپا می شد با همان نام.

برگزاری جشن " اسفندگان " نیز از یکی شدن روز پنجم اسفند با ماه اسفند است.

سپندارمذگان www.karnaval.ir5

سپندارمد، بانو ایزد زمین

به اعتقاد ایران باستان، یکی از جلوه هایی که خداوند هستی او را آفریده، " سپندارمد " نام دارد.

او را دختر یا همسر اهورامزدا می دانند، " بانو ایزد زمین ".
نامش " سپندارمد " به معنای فروتنی، خلوص، پاکی، درست اندیشی و کمال اندیشی ست.
نمایشگر بردباری، فروتنی، شکیبایی و باروری که همگی، در اوج ظرافت، از مهم ترین تجلیات زنانه است.
بله او سپندارمد است و به اذن پرورگار، " مادر زمین " گشته.

 

اسفند ( سپند ) نیز، آخرین ماه سال، مقدس است، هم در نام، هم در وجودیت.
مقدس از آن نظر که خداوند معجزه اش را در این وقت، نشانت می دهد.
معجزه ای که زمین را از خوابی زمستانه بیدار کرده و آن را آماده ی باروری می کند.
معجزه ای که زمین را چونان زنی، زاینده کرده، تا بارور شود، تا طبیعت پیش چشمت از جوانه ای متولد شده و هستی را زنده و جوان سازد.

معجزه ای که آغازش از جوانه ی گل " پلنگ مشک " بوده است.
همان طور که تمامی جشن های ایران باستان، نماد گلی را به همراه دارند، گل پلنگ مشک نیز، نماد جشن سپندارمذگان است.

اسفندگان www.karnaval.ir0

زنان و مردانی از جنس ایران باستان

در ایران باستان، مردان قدرت به مردانگی، تفکر و خردورزی داشتند.

در مقایسه با زنان، زور بازو، کنترل بیشتری بر ذهن و قاطعیت تصمیم داشتند.

و اگر اینان در زنان کم تر است، از مهرورزی بیشتر آنان بوده، از پاکدامنی، از خود گذشتی و عشقی آن قدر بزرگ که فقط در همین وجود " زن " میتواند جای گیرد.
شاید کم و بیش درست گفته باشند، شاید آن ها هم می دانستند که با عقل نمی توان عاشقی کرد.

محبت یک مادر بی دریغ ست و ماندگاری اش به نیک و بد فرزند نیست.

محبت یک زن به مردی که تمام خود را ازآن او کرده ست.
محبت یک دختر و خواهر، چشمان نگران و قلب تپنده اش است برای پدری که موهایش سپید شده و برادری که برایش مادری کرده.
ایرنیان باستان، معتقد بوده اند که این دو، مرد و زن، به تنهایی راه به جایی نمی برند و حتی روند پویایی و مسیر رو به جلوی گیتی را متوقف می کنند.
در واقع خرد، صلابت و قاطعیت مردانه، در کنار عشق، محبت و از خودگذشتی زن است که هستی را زنده و بارور کرده.

 

تمام آن چه گفتیم، بر آن شده تا جشنی اصیل، پر ز خرد و آگاهی در ایران باستان شکل گیرد به نام " سپندارمذگان ".
که در واقع، جشن الهه " سپندارمد " و روز بزرگذاشت " زن و زمین " است.
هرچند که گذر تاریخ، بی مهری و بی توجهی نسبت به داشته هایمان، باعث شده است که اطلاعات زیادی از نحوه ی دقیق این جشن در اختیارمان نباشد.
اما همین اندک رسوم برجای مانده، نشان می دهد که چه شکوه و دانایی پشت آن نهفته بوده است.

سپندارمذگان www.karnaval.ir2

فلسفه این جشن

برای بزرگداشت زنان، که یک سال از خانه و خانواده پاسداری کرده اند، که با عشق خود گرما بخش وجود مردان گشته اند، این روز به آنان اختصاص داده شده است.
در این روز، در ایران باستان، زنان رخت و جامه ی نو بر تن می کردند و مردان، زنان و دختران خود را بر تخت شاهی می نشاندند.

از آن ها پیروی کرده و هدایایی به آنان پیشکش می کردند.

مادران، زنان و دختران برای یک روز از انجام کارهای همیشگی در خانه معاف بودند و مردان و پسران به جای آنان، پاسدار خانه و کاشانه می شدند.
در واقع این روز، روز عشق همسران، پدران و برادران به زنان، مادران و خواهرانی است که همواره مراقب و دلسوز آنان بوده اند.

سپندارمذگان www.karnaval.ir3

مردگیران، مژده گیران

در این روز، در ایران باستان، چندین جشن با مناسک مختلف برگزار می شده است.
ریشه ی " مردگیران " یا " مژده گیران " از آن جایی است که در این روز، زنان خواسته ها و آرزوهای خودشان را از مردان، به عنوان پیشکش و هدیه دریافت می کردند.
هر چند در " مردگیران "، دختران جوان و دم بخت نیز، به همسر گزینی تشویق می شدند.
در این روز آزادی بیشتری به آن ها داده می شد تا در میان جشن، شوی و مرد خود را از میان جوانان انتخاب کنند.
البته با گذشت زمان، این جشن تغییر ماهیت داده و ابراز محبت به مردان، تنها برای زنان شوهر دار و به همسر محدود شد.

سپندارمذگان www.karnaval.ir7

اهمیت نام و وجود زن در ایران باستان

زنان در ایران باستان، دارای شان و احترام بودند، به خرد آنان احترام گذاشته می شد و به اختیار خویش، شوی و مرد زندگی خود را انتخاب می کردند.

 

در سخنان زرتشت آمده ست که :

« و تو ای پورو چیست، ای جوان ترین دختر زرتشت از خاندان هچت اسپ. من که پدر تو هستم، جاماسپ را که یاور آیین مزداست از روی راستی و منش پاک به همسری تو برگزیده ام. اینک برو با خردت مشورت کن و در صورت پسندیدن او، با عشق پاک در انجام وظیفه مقدس زناشویی بکوش ».
« یسنا - هات 53 - بند سوم »

 

پاسخ پوروچیست به پدرش پس از اندیشه ژرف:

« ای پدر، پس از ژرف اندیشی، من جاماسب را پسندیدم و دوست دارم و با ته دل به او مهر خواهم ورزید و او را به عنوان شوهر آینده خود مانند پدر و بزرگ تر و راهنمای خود خواهم پذیرفت. بشود که مزدا اهورا بخشش نیک اندیشی را همیشه بهره ما سازد ».

« یسنا - هات 53 - بند چهارم »

 

اینان همه نشان دهنده ی نقش زنان در انتخاب همسر و حتی در جدایی و شکست پیوند زناشویی بوده است.
در دوره ای که یونانیان و اعراب، نگاهی مادی به زنان داشتند و با آن ها به مانند برده و دارایی خود برخورد می کردند. مردان بزرگ و خردمند ایرانی، زنانشان را به نشان قدردانی بر تخت شاهی می نشاندند، برای دخترانشان ارزش قائل شده و به مشورت با آنان می پرداختند.

سپندارمذگان www.karnaval.ir12

قوانین اوستا در مورد زنان

در کتاب اوستا قوانین و اختیاراتی برای زنان وضع شده ست که نشان دهنده ی دید خردورزانه ی آنان به زن، در مقام مادر و همسر بوده است.

1) زن می توانسته دارایی خود را به تنهایی اداره کند.
2) زن می توانسته سرپرست و نگهدار فرزندان خود باشد.
3) زن می توانسته نماینده قانونی شوهر خود بوده و در بیماری شوهر کارها را به تنهایی اداره کند.
4) زن می توانسته از شوهر ستمگر خود به دادستان شکایت کند و سزای او را بخواهد.
5) شوهر حق نداشته است بدون اجازه زنش، دختر خود را شوهر دهد.
6) در دادگاه گواهی زن پذیرفته می شد.
7) زن می توانسته است داور یا وکیل شود.
8) زن می توانسته وصی قرار گیرد و همگی دارایی های خود را وصیت کند.

سپندارمذگان www.karnaval.ir4

فرهنگی اصیل در مقایسه با جشنی فرنگی

این روزها در نشست های دوستانه، شبکه های اجتماعی و ... جوانان به مقایسه فرهنگ اصیل کشورشان با جشن ولنتاین می پردازند.
باعث غرور است که این نسل، به دنبال برگشتن به اصل و ریشه است.

اما فراموش نکنیم که نصف و نیمه داشتن بدتر از نداشتن است.

منظور از این جمله این است که، برای زنده نگاه داشتن فرهنگ، قبل از هر چیز به شناختی صحیح و اصولی از آن نیاز است.
فرهنگ کشور عزیزمان ایران، بر پایه ی خرد، انسان دوستی، بزرگی و احترام متقابل به زن و مرد بنا شده.
امروزه اما، با ناقص بیان کردن آن، به توافق نرسیدن بر سر تاریخی مشترک و یا نگه داشتن تعصباتی بی ریشه، تنها به آن صدمه می زنیم.
چقدر خوب است قبل از منتشر کردن سخن و نوشته ای که از صحت آن اطلاعی نداریم، کمی دست نگه داشت و تاملی کرد برای تحقیق بیشتر.

بدین صورت می توان نقش بزرگی در حفظ اصالت ایرانی ایفا کرد.

و از روی آگاهی سخن گفت و غیرتمندانه از اصالت ایران و ایرانی، در برابر هجوم فرهنگی بیگانه مراقبت کرد.

سپندارمذگان www.karnaval.ir7

29 بهمن یا 5 اسفند؟

اختلاف بر سر برگزاری جشن سپندارمذگان، همیشه وجود داشته و گروه موافق و مخالف نظراتشان را پراکنده بیان کرده اند.
اما می توان تحقیق کرد، به عقل سنجید و آنچه پسندیده تر است را برگزید.
ابوریحان بیرونی، در کتاب " آثارالباقیه " آورده است که ایرانیان، 5 اسفند را روز بزرگداشت زن و زمین می دانستند.
اما با تغییر پیدا کردن تقویم ایرانی و سی و یک روزه شدن شش ماه نخست سال، بعضی از منابع تاریخ برگزاری جشن را 6 روز به عقب برده اند.
همان طور که از نام، " سپندارمذکان " یا " اسفندگان " پیداست، این جشن به روز " اسپند " یعنی " پنجمین روز " ماه از " ماه اسفند " اشاره دارد.

 

استاد دکتر رضا مرادي غياث آبادي، نیز در این باره گفته اند :

" جشن اسفندگان يا سپندارمذگان برابر است با پنجمين روز از ماه اسفند در همه گاهشماري‌هاي ايراني. درباره وجود دوگانگي‌ها بايد گفت که جشن‌ها و فاصله‌هاي ميان آنها در متون کهن ايراني داراي تعريف و اندازه‌هاي مشخصي است که به مانند دانه‌هاي يک زنجير در پيوستگي کامل با يکديگر هستند. تغيير جاي يکي از آنها، موجب گسست کل اين رشته خواهد شد.
چنانکه در منابع ايراني آمده است، جشن سده پس از 40 روز از شب يلدا يا چله، و پس از 100 روز از اول آبان قرار دارد. همچنين جشن سده، پيش از 25 روز از جشن اسفندگان است.
اين اندازه‌ها و فاصله‌هاي تعريف شده در متون و منابع کهن ايراني، تنها با گاهشماري ايراني با ماه‌هاي سي و يک روزه (مبدأ هجري خورشيدي فعلي) که بزرگترين دستاورد دانش گاهشماري در جهان است، مطابق است؛ ولي با کتابچه‌اي نوساخته که در چند سال اخير در ايران با نام سالنماي ديني زرتشتيان چاپ مي‌شود، مطابقت پيدا نمي‌کند. چرا که در اين کتابچه، فاصله 100 روزه از اول آبان تا جشن سده به 106 روز، فاصله 40 روزه شب يلدا تا جشن سده به 46 روز، و فاصله 25 روزه جشن سده تا اسفندگان به 19 روز رسيده است. اين فاصله‌ها با هيچکدام از اسناد و منابع و تاريخ‌نامه‌هاي ايراني هماهنگي ندارد.
از اين رو، زمان درست شب يلدا برابر با شامگاه 30 آذر، جشن سده در 10 بهمن و جشن اسفندگان در 5 اسفند است. "

 

ما جشن های باستانی، نوروز، یلدا و سده را به درستی و در زمان و تاریخ تعیین شده ی آن ها در ایران باستان یعنی به ترتیب، یکم فروردین، سی ام آذر و دهم بهمن، برگزار می کنیم.
بنابراین روز درست و سزاوار، برای برگزاری این جشن نیز، پنجم اسفند ماه و در تاریخ مشخص شده ی آن می باشد.

سپندارمذگان www.karnaval.ir13

تاریخ، راه شکوفایی و خرد

تاریخ، نقش مهمی در شکل گیری هویت مردمان یک کشور داشته و دارد.

هرقدر هم تاریخ یک ملت غنی بوده باشد، دوره ای فرا می رسد که رسوم و اصالت فراموش شده و فرهنگشان، غرق در بی هویتی داخلی و گاها غرب زدگی می شود.

کشوری سراسر عدل، غرق جنگ می شود.

آزادی و احترام به زنان، اسارت بر پا و ننگ بر دامانشان می شود.

پاکدامنی و تعریف وجودی آن ها با معیارهایی وارد شده از سرزمین های دور تغییر می کند چون به جا و مکانش دیده نشده بوده و ...

اما فرهنگ و تاریخ، در صورتی که از آن پایداری شود، همیشه وجود داشته تا راه شکوفایی، خرد و شکوه را نشان آدمیان دهد.
باید آن را بررسی کرد، شناخت و با راهکارهایش زندگی جامعه ای را تا بلندی افسانه ها و اساطیر بالا برد.
افسانه و اساطیری که امروز به این نام می خوانیمش، روزگاری راه و رسم زندگی پر شکوه مردمانی بوده است.

این روزها هنوز در گوشه و کنار میهنمان، مردمان شهرهایی مانند اصفهان، پهله و ری مراسم جشن سپندارمذگان و یا اسفندگان را، همچون گذشته برگزار می کنند.

به امید سال و روزی که نه تنها این جشن، بلکه فرهنگ اصیل ایرانی در سراسر کشورمان ایران، با شکوه و عظمتی به قدمت میلیون ها سال برگزار گردد.

سپندارمذگان www.karnaval.ir10

سخن آخر

 

زن نیکو به هر سرای که هست         شادی افزا و مجلس افروز است

آن وفا پیشه ی نکو کردار                  همچو خورشید تیرگی سوز است

با همه لطف و نازکی هایش              بار هستی به شانه دارد

هر شرنگی به کام او ریزد                 بهر آن چاره و دوا دارد

خاک و زن در جهان کج رفتار              تکیه گاه سپند انسانند

باد تا در پناه ایزد پاک                         شاد زیود و شادمان مانند

 

شعر از بانو " هما ارژنگی "

فونت -
فونت +
عرض -
عرض +
فاصله متن -
فاصله متن +
تیره
خاکستری
روشن
بستن

روز بزرگداشت زن و زمین | سپندارمذگان

سپندارمذگان، جشنی باستانی، روزی به نام " زن و زمین"،
روز ابراز عشق و دوستی به نماد زمین، یعنی زن و مادر
روزی که مردان کشورمان، به پاس عشق و محبت زنان و مادرانشان، این روز را جشن گرفته و خرد و اصالت ایرانی را جای فرهنگی غریبه ترویج می دهند.
مهمان کارناوال باشید، در گذری بر تاریخ و جشن " سپندارمذگان " ...

سپندارمذگان www.karnaval.ir11

سپندارمذگان، جشنی باستانی

جشن " اسفندگان " یا " سپندارمذگان "، یکی از جشن های اصیل ایرانی ست که در روز 5 اسفند برگزار می شود.

در گاه شمارهای ایران باستان، علاوه بر اینکه ماه ها، هر یک نامی داشتند، هر یک از روزهای ماه نیز،نام مخصوص به خود را داشتند.

اولین روز از هر ماه به نام " اورمزد " آغاز می شد،

دومین روز، " بهمن " نام داشت به معنای سلامت و اندیشه،

روز سوم هر ماه را " اردیبهشت " می نامیدند، به معنی بهترین راستی و پاکی، که یکی از صفات پروردگار است.

روز چهارم " شهریور " بود، یعنی شاهی و فرمانروایی آرمانی،

و روز پنجم هر ماه " سپندارمزد " یا " اسفند " بود.

هر گاه که نام روز و نام ماه با هم یکی می شدند، جشنی برپا می شد با همان نام.

برگزاری جشن " اسفندگان " نیز از یکی شدن روز پنجم اسفند با ماه اسفند است.

سپندارمذگان www.karnaval.ir5

سپندارمد، بانو ایزد زمین

به اعتقاد ایران باستان، یکی از جلوه هایی که خداوند هستی او را آفریده، " سپندارمد " نام دارد.

او را دختر یا همسر اهورامزدا می دانند، " بانو ایزد زمین ".
نامش " سپندارمد " به معنای فروتنی، خلوص، پاکی، درست اندیشی و کمال اندیشی ست.
نمایشگر بردباری، فروتنی، شکیبایی و باروری که همگی، در اوج ظرافت، از مهم ترین تجلیات زنانه است.
بله او سپندارمد است و به اذن پرورگار، " مادر زمین " گشته.

 

اسفند ( سپند ) نیز، آخرین ماه سال، مقدس است، هم در نام، هم در وجودیت.
مقدس از آن نظر که خداوند معجزه اش را در این وقت، نشانت می دهد.
معجزه ای که زمین را از خوابی زمستانه بیدار کرده و آن را آماده ی باروری می کند.
معجزه ای که زمین را چونان زنی، زاینده کرده، تا بارور شود، تا طبیعت پیش چشمت از جوانه ای متولد شده و هستی را زنده و جوان سازد.

معجزه ای که آغازش از جوانه ی گل " پلنگ مشک " بوده است.
همان طور که تمامی جشن های ایران باستان، نماد گلی را به همراه دارند، گل پلنگ مشک نیز، نماد جشن سپندارمذگان است.

اسفندگان www.karnaval.ir0

زنان و مردانی از جنس ایران باستان

در ایران باستان، مردان قدرت به مردانگی، تفکر و خردورزی داشتند.

در مقایسه با زنان، زور بازو، کنترل بیشتری بر ذهن و قاطعیت تصمیم داشتند.

و اگر اینان در زنان کم تر است، از مهرورزی بیشتر آنان بوده، از پاکدامنی، از خود گذشتی و عشقی آن قدر بزرگ که فقط در همین وجود " زن " میتواند جای گیرد.
شاید کم و بیش درست گفته باشند، شاید آن ها هم می دانستند که با عقل نمی توان عاشقی کرد.

محبت یک مادر بی دریغ ست و ماندگاری اش به نیک و بد فرزند نیست.

محبت یک زن به مردی که تمام خود را ازآن او کرده ست.
محبت یک دختر و خواهر، چشمان نگران و قلب تپنده اش است برای پدری که موهایش سپید شده و برادری که برایش مادری کرده.
ایرنیان باستان، معتقد بوده اند که این دو، مرد و زن، به تنهایی راه به جایی نمی برند و حتی روند پویایی و مسیر رو به جلوی گیتی را متوقف می کنند.
در واقع خرد، صلابت و قاطعیت مردانه، در کنار عشق، محبت و از خودگذشتی زن است که هستی را زنده و بارور کرده.

 

تمام آن چه گفتیم، بر آن شده تا جشنی اصیل، پر ز خرد و آگاهی در ایران باستان شکل گیرد به نام " سپندارمذگان ".
که در واقع، جشن الهه " سپندارمد " و روز بزرگذاشت " زن و زمین " است.
هرچند که گذر تاریخ، بی مهری و بی توجهی نسبت به داشته هایمان، باعث شده است که اطلاعات زیادی از نحوه ی دقیق این جشن در اختیارمان نباشد.
اما همین اندک رسوم برجای مانده، نشان می دهد که چه شکوه و دانایی پشت آن نهفته بوده است.

سپندارمذگان www.karnaval.ir2

فلسفه این جشن

برای بزرگداشت زنان، که یک سال از خانه و خانواده پاسداری کرده اند، که با عشق خود گرما بخش وجود مردان گشته اند، این روز به آنان اختصاص داده شده است.
در این روز، در ایران باستان، زنان رخت و جامه ی نو بر تن می کردند و مردان، زنان و دختران خود را بر تخت شاهی می نشاندند.

از آن ها پیروی کرده و هدایایی به آنان پیشکش می کردند.

مادران، زنان و دختران برای یک روز از انجام کارهای همیشگی در خانه معاف بودند و مردان و پسران به جای آنان، پاسدار خانه و کاشانه می شدند.
در واقع این روز، روز عشق همسران، پدران و برادران به زنان، مادران و خواهرانی است که همواره مراقب و دلسوز آنان بوده اند.

سپندارمذگان www.karnaval.ir3

مردگیران، مژده گیران

در این روز، در ایران باستان، چندین جشن با مناسک مختلف برگزار می شده است.
ریشه ی " مردگیران " یا " مژده گیران " از آن جایی است که در این روز، زنان خواسته ها و آرزوهای خودشان را از مردان، به عنوان پیشکش و هدیه دریافت می کردند.
هر چند در " مردگیران "، دختران جوان و دم بخت نیز، به همسر گزینی تشویق می شدند.
در این روز آزادی بیشتری به آن ها داده می شد تا در میان جشن، شوی و مرد خود را از میان جوانان انتخاب کنند.
البته با گذشت زمان، این جشن تغییر ماهیت داده و ابراز محبت به مردان، تنها برای زنان شوهر دار و به همسر محدود شد.

سپندارمذگان www.karnaval.ir7

اهمیت نام و وجود زن در ایران باستان

زنان در ایران باستان، دارای شان و احترام بودند، به خرد آنان احترام گذاشته می شد و به اختیار خویش، شوی و مرد زندگی خود را انتخاب می کردند.

 

در سخنان زرتشت آمده ست که :

« و تو ای پورو چیست، ای جوان ترین دختر زرتشت از خاندان هچت اسپ. من که پدر تو هستم، جاماسپ را که یاور آیین مزداست از روی راستی و منش پاک به همسری تو برگزیده ام. اینک برو با خردت مشورت کن و در صورت پسندیدن او، با عشق پاک در انجام وظیفه مقدس زناشویی بکوش ».
« یسنا - هات 53 - بند سوم »

 

پاسخ پوروچیست به پدرش پس از اندیشه ژرف:

« ای پدر، پس از ژرف اندیشی، من جاماسب را پسندیدم و دوست دارم و با ته دل به او مهر خواهم ورزید و او را به عنوان شوهر آینده خود مانند پدر و بزرگ تر و راهنمای خود خواهم پذیرفت. بشود که مزدا اهورا بخشش نیک اندیشی را همیشه بهره ما سازد ».

« یسنا - هات 53 - بند چهارم »

 

اینان همه نشان دهنده ی نقش زنان در انتخاب همسر و حتی در جدایی و شکست پیوند زناشویی بوده است.
در دوره ای که یونانیان و اعراب، نگاهی مادی به زنان داشتند و با آن ها به مانند برده و دارایی خود برخورد می کردند. مردان بزرگ و خردمند ایرانی، زنانشان را به نشان قدردانی بر تخت شاهی می نشاندند، برای دخترانشان ارزش قائل شده و به مشورت با آنان می پرداختند.

سپندارمذگان www.karnaval.ir12

قوانین اوستا در مورد زنان

در کتاب اوستا قوانین و اختیاراتی برای زنان وضع شده ست که نشان دهنده ی دید خردورزانه ی آنان به زن، در مقام مادر و همسر بوده است.

1) زن می توانسته دارایی خود را به تنهایی اداره کند.
2) زن می توانسته سرپرست و نگهدار فرزندان خود باشد.
3) زن می توانسته نماینده قانونی شوهر خود بوده و در بیماری شوهر کارها را به تنهایی اداره کند.
4) زن می توانسته از شوهر ستمگر خود به دادستان شکایت کند و سزای او را بخواهد.
5) شوهر حق نداشته است بدون اجازه زنش، دختر خود را شوهر دهد.
6) در دادگاه گواهی زن پذیرفته می شد.
7) زن می توانسته است داور یا وکیل شود.
8) زن می توانسته وصی قرار گیرد و همگی دارایی های خود را وصیت کند.

سپندارمذگان www.karnaval.ir4

فرهنگی اصیل در مقایسه با جشنی فرنگی

این روزها در نشست های دوستانه، شبکه های اجتماعی و ... جوانان به مقایسه فرهنگ اصیل کشورشان با جشن ولنتاین می پردازند.
باعث غرور است که این نسل، به دنبال برگشتن به اصل و ریشه است.

اما فراموش نکنیم که نصف و نیمه داشتن بدتر از نداشتن است.

منظور از این جمله این است که، برای زنده نگاه داشتن فرهنگ، قبل از هر چیز به شناختی صحیح و اصولی از آن نیاز است.
فرهنگ کشور عزیزمان ایران، بر پایه ی خرد، انسان دوستی، بزرگی و احترام متقابل به زن و مرد بنا شده.
امروزه اما، با ناقص بیان کردن آن، به توافق نرسیدن بر سر تاریخی مشترک و یا نگه داشتن تعصباتی بی ریشه، تنها به آن صدمه می زنیم.
چقدر خوب است قبل از منتشر کردن سخن و نوشته ای که از صحت آن اطلاعی نداریم، کمی دست نگه داشت و تاملی کرد برای تحقیق بیشتر.

بدین صورت می توان نقش بزرگی در حفظ اصالت ایرانی ایفا کرد.

و از روی آگاهی سخن گفت و غیرتمندانه از اصالت ایران و ایرانی، در برابر هجوم فرهنگی بیگانه مراقبت کرد.

سپندارمذگان www.karnaval.ir7

29 بهمن یا 5 اسفند؟

اختلاف بر سر برگزاری جشن سپندارمذگان، همیشه وجود داشته و گروه موافق و مخالف نظراتشان را پراکنده بیان کرده اند.
اما می توان تحقیق کرد، به عقل سنجید و آنچه پسندیده تر است را برگزید.
ابوریحان بیرونی، در کتاب " آثارالباقیه " آورده است که ایرانیان، 5 اسفند را روز بزرگداشت زن و زمین می دانستند.
اما با تغییر پیدا کردن تقویم ایرانی و سی و یک روزه شدن شش ماه نخست سال، بعضی از منابع تاریخ برگزاری جشن را 6 روز به عقب برده اند.
همان طور که از نام، " سپندارمذکان " یا " اسفندگان " پیداست، این جشن به روز " اسپند " یعنی " پنجمین روز " ماه از " ماه اسفند " اشاره دارد.

 

استاد دکتر رضا مرادي غياث آبادي، نیز در این باره گفته اند :

" جشن اسفندگان يا سپندارمذگان برابر است با پنجمين روز از ماه اسفند در همه گاهشماري‌هاي ايراني. درباره وجود دوگانگي‌ها بايد گفت که جشن‌ها و فاصله‌هاي ميان آنها در متون کهن ايراني داراي تعريف و اندازه‌هاي مشخصي است که به مانند دانه‌هاي يک زنجير در پيوستگي کامل با يکديگر هستند. تغيير جاي يکي از آنها، موجب گسست کل اين رشته خواهد شد.
چنانکه در منابع ايراني آمده است، جشن سده پس از 40 روز از شب يلدا يا چله، و پس از 100 روز از اول آبان قرار دارد. همچنين جشن سده، پيش از 25 روز از جشن اسفندگان است.
اين اندازه‌ها و فاصله‌هاي تعريف شده در متون و منابع کهن ايراني، تنها با گاهشماري ايراني با ماه‌هاي سي و يک روزه (مبدأ هجري خورشيدي فعلي) که بزرگترين دستاورد دانش گاهشماري در جهان است، مطابق است؛ ولي با کتابچه‌اي نوساخته که در چند سال اخير در ايران با نام سالنماي ديني زرتشتيان چاپ مي‌شود، مطابقت پيدا نمي‌کند. چرا که در اين کتابچه، فاصله 100 روزه از اول آبان تا جشن سده به 106 روز، فاصله 40 روزه شب يلدا تا جشن سده به 46 روز، و فاصله 25 روزه جشن سده تا اسفندگان به 19 روز رسيده است. اين فاصله‌ها با هيچکدام از اسناد و منابع و تاريخ‌نامه‌هاي ايراني هماهنگي ندارد.
از اين رو، زمان درست شب يلدا برابر با شامگاه 30 آذر، جشن سده در 10 بهمن و جشن اسفندگان در 5 اسفند است. "

 

ما جشن های باستانی، نوروز، یلدا و سده را به درستی و در زمان و تاریخ تعیین شده ی آن ها در ایران باستان یعنی به ترتیب، یکم فروردین، سی ام آذر و دهم بهمن، برگزار می کنیم.
بنابراین روز درست و سزاوار، برای برگزاری این جشن نیز، پنجم اسفند ماه و در تاریخ مشخص شده ی آن می باشد.

سپندارمذگان www.karnaval.ir13

تاریخ، راه شکوفایی و خرد

تاریخ، نقش مهمی در شکل گیری هویت مردمان یک کشور داشته و دارد.

هرقدر هم تاریخ یک ملت غنی بوده باشد، دوره ای فرا می رسد که رسوم و اصالت فراموش شده و فرهنگشان، غرق در بی هویتی داخلی و گاها غرب زدگی می شود.

کشوری سراسر عدل، غرق جنگ می شود.

آزادی و احترام به زنان، اسارت بر پا و ننگ بر دامانشان می شود.

پاکدامنی و تعریف وجودی آن ها با معیارهایی وارد شده از سرزمین های دور تغییر می کند چون به جا و مکانش دیده نشده بوده و ...

اما فرهنگ و تاریخ، در صورتی که از آن پایداری شود، همیشه وجود داشته تا راه شکوفایی، خرد و شکوه را نشان آدمیان دهد.
باید آن را بررسی کرد، شناخت و با راهکارهایش زندگی جامعه ای را تا بلندی افسانه ها و اساطیر بالا برد.
افسانه و اساطیری که امروز به این نام می خوانیمش، روزگاری راه و رسم زندگی پر شکوه مردمانی بوده است.

این روزها هنوز در گوشه و کنار میهنمان، مردمان شهرهایی مانند اصفهان، پهله و ری مراسم جشن سپندارمذگان و یا اسفندگان را، همچون گذشته برگزار می کنند.

به امید سال و روزی که نه تنها این جشن، بلکه فرهنگ اصیل ایرانی در سراسر کشورمان ایران، با شکوه و عظمتی به قدمت میلیون ها سال برگزار گردد.

سپندارمذگان www.karnaval.ir10

سخن آخر

 

زن نیکو به هر سرای که هست         شادی افزا و مجلس افروز است

آن وفا پیشه ی نکو کردار                  همچو خورشید تیرگی سوز است

با همه لطف و نازکی هایش              بار هستی به شانه دارد

هر شرنگی به کام او ریزد                 بهر آن چاره و دوا دارد

خاک و زن در جهان کج رفتار              تکیه گاه سپند انسانند

باد تا در پناه ایزد پاک                         شاد زیود و شادمان مانند

 

شعر از بانو " هما ارژنگی "

مینا جعفری